1)
دبیر کل سازمان ملل خواستار مقابله با
استخدام کودکان سرباز شد2)
218 ميليون كودك كار در جهان وجود
دارد
3)
گزارش ۲۰۰۸ كودكان سرباز
۴)
از محرومیت تحصیل كودكان افغانی برای بازگشت استفاده نکنیم
۵)
سوءاستفاده از كودكان به عنوان سرباز!
۶)
بغض الیورهای كوچك
دبیر کل سازمان ملل خواستار مقابله با استخدام کودکان سرباز شد
دبیر کل سازمان ملل متحد از شورای امنیت این سازمان خواست علیه دولتها و
گروههای مسلحی که به استخدام و استفاده مکرر از کودکان سرباز اقدام
میکنند، تحریمهایی اعمال کند.
به گزارش آسوشیتدپرس و به نقل از خبرگزاری ایرنا، "بان کی مون" در اوایل
اردیبهشت ماه 88 در گزارشی به شورای امنیت، اسنادی در رابطه با خشونت علیه
کودکان در 20 کشور جهان در فاصله زمانی سپتامبر 2007 تا دسامبر 2008 و نیز
فهرستی متشکل از 56 طرف متخلف اعم از دولتها و گروههای شورشی ارائه کرد.
دبیر کل سازمان ملل همچنین گستردگی خشونتهای جنسی و تجاوز به کودکان اعم
از دختران و پسران را عمدتاً ویژگی درگیریها و ناشی از خلاء حاکمیت قانون
دانست.
افغانستان، بروندی، جمهوری آفریقای مرکزی، چاد، کلمبیا، کنگو، هائیتی،
عراق، ساحل عاج، لبنان، میانمار، نپال، فلسطین اشغالی، گرجستان، سومالی،
سریلانکار، سودان، تایلند و اوگاندا در فهرست کشورهایی هستند که در
درگیریها از کودکان استفاده میکنند.
بان همچنین ضمن درخواست از شورای امنیت برای انجام اقدامی فوری در زمینه
مجازات طرفهای مسوول در استخدام و استفاده از کودکان سرباز، پیشنهاد کرد
که رسیدگی به موارد کشتار جمعی، جنایات جنگی و یا جنایات علیه بشریت که در
آنها از کودکان استفاده شده است، به دیوان بینالمللی کیفری مستقر در لاهه
ارجاع شود.
شورای امنیت با تصویب یک قطعنامه در سال 2005، گروهی را برای نظارت و گزارش
دادن در مورد کشورها و گروههایی تشکیل داد که از کودکان سرباز استفاده
میکنند، به ربودن، قتل و یا نقص عضو کودکان مبادرت میکنند و مدارس را هدف
حمله قرار میدهند.
بر اساس آمارهاي رسمي
بينالمللي؛
218 ميليون كودك كار در جهان وجود دارد
150ميليون دختر و73 ميليون پسر زير18 سال در دنيا مورد سوءاستفاده جنسي
قرار گرفتهاند
منبع: سرويس آسيبهاي اجتماعي خبرگزاري دانشجويان ايران
مسألهی كودكآزاري يا به عبارتي خشونت عليه كودكان به يكي از معضلات اصلي
اين قشر در دنيا تبديل شده است. كودكان، موجوداتي دوست داشتني هستند كه
هزينه و توقعاتي مانند ما آدم بزرگها ندارند. به دليل ساده بودنشان مورد
توجه قرار گرفته و اكثراً خواستني هستند. اما همين ساده بودن اين موجودات
بيآزار در جامعهی انساني باعث شده تا مورد سوءاستفاده و آزار و اذيت
قرار گرفته و بيش از ديگران مورد خشونت قرار بگيرند.
به گزارش سرويس "اجتماعي" خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، تعريف صندوق
حمايت از كودكان سازمان ملل متحد، "يونيسف"، از خشونت عليه كودكان بدين
ترتيب است كه خشونت، اعمال زور و قدرت عليه كودكان است و ميتواند در
مدرسه، موسسات نگهداري از كودكان نظير يتيم خانهها و يا در خيابانها، در
محل كار، در دارالتأديبها و يا در منازل صورت بگيرد.
بر اين اساس، خشونت عليه كودكان به گونههاي جسمي، روحي و رواني و جنسي
تقسيم ميشود كه هر سه گونه تأثيرات نامطلوبي بر كودك گذاشته و به جزيي
جداييناپذير از وي تبديل ميشود.
به همين دليل در جامعهی امروز كه روابط انساني به يك مقولهی پيچيده و گره
خورده در آن تبديل شده و به هزارتويي كه انتهايي براي آن وجود ندارد، بدل
شده است، مسأله خشونت عليه كودكان به يك امر قابل اعتنا بدل شده و انجمنها
و سازمانهاي بينالمللي نظير يونيسف از قدرت و نفوذ خود استفاده كرده و با
تمهيدات خاصي از اعمال خشونت عليه كودكان تا حد زيادي جلوگيري به عمل
آوردهاند.
با اين حال، هنوز هم در گوشه و كنار اين كرهی خاكي، آدمهاي سودجويي زندگي
ميكنند كه در خفا و پنهان به اين كار دست ميزنند.
بر اساس گزارشهاي نمايندگان صندوق حمايت از كودكان سازمان ملل متحد،
بسياري از كودكآزاريها يا به عبارتي خشونت عليه كودكان در نقاط مختلف
دنيا پنهان ميماند؛ چرا كه كودكان به دلايل مختلفي نظير ترس يا مجازات شدن
توسط افرادي كه از آنها سوءاستفاده ميكنند، گزارش نميدهند. از طرفي هم،
افرادي كه از كودكان به دلايل مختلف سوءاستفاده ميكنند، آنها را طوري از
تنبيه شدن و يا عقوبت گزارش خشونت ميترسانند كه اين كودكان بختبرگشته اگر
هم بخواهند روزي گزارش دهند يا نزد كسي شكايت ببرند، نتوانند اين كار را
انجام دهند.
خشونت و كودك آزاري در جوامعي كه كودك در آن رشد ميكند، وجود دارد و به
همين دليل است كه كودك با اين مسأله بزرگ ميشود؛ چرا كه خشونت بخشي از
جامعه است. هنگامي كه كودكآزاري در جامعهاي و در بخشهاي مختلف آن ريشه
دواند، هيچ انجمن و سازماني نميتواند به راحتي ريشه آن را بخشكاند و نابود
كند و اگر كودك از اين محيط به دور نماند، در بزرگسالي به كارهاي ناخوشايند
نظير ورود به گروههاي قاچاق مواد مخدر، گروههاي گانگستري و يا انزواطلبي
روي ميآورد.
بر اساس گزارش صندوق حمايت از كودكان سازمان ملل متحد، كودك آزاري و خشونت
عليه كودكان بر رشد و بالندگي كودك نيز اثرگذار است. علاوه بر اين، كودك
آزاري بر سلامت، ميزان يادگيري يا كارهاي مثبت ديگر نظير شركت در انجام
فعاليتهاي گروهي يك كودك آزار ديده تأثير ميگذارد.
خشونت عليه كودكان در اغلب مواقع باعث ميشود، كودك از خانه خود بگريزد و
اين عامل خود باعث ميشود تا كودك در معرض خطرهايي كه نميداند چيست، قرار
بگيرد. علاوه بر اين، كودك آزاري اعتماد به نفس يك كودك را از وي ميگيرد و
باعث شود تا او در آينده نتواند به خوبي از عهدهی تشكيل خانواده و تربيت
فرزندانش برآيد. كودكاني كه در معرض كودك آزاري قرار گرفتهاند، بيش از
ساير كودكان افسرده شده و احتمال اين كه دست به خودكشي بزنند، در آنها
بسيار زياد است.
بر اساس آمارهاي رسمي منتشر شده از سوي سازمان بهداشت جهاني، 40 ميليون
كودك زير 15 سال در سراسر جهان از كودك آزاري و خشونتهاي فيزيكي، رواني و
جنسي رنج برده و نيازمند مراقبتهاي بهداشتي و اجتماعي هستند، به طوري كه
بر اساس يك تحقيق آماري صورت گرفته در مصر، مشخص شد كه 37 درصد كودكان در
اين كشور توسط والدينشان كتك ميخورند و مورد ضرب و شتم قرار ميگيرند و 26
درصد ديگر نيز به اين دليل دچار جراحاتي نظير شكستگي در قسمتهاي مختلف
بدن، به كما رفتن و يا دچار معلوليتهاي ذهني و جسمي ميشوند.
در اين بررسي آماري همچنين آمده است كه 36 درصد مادران هندي در شش ماههی
اول زندگي كودكانشان، آنها را با اجسام تيز و برنده مورد كودكآزاري قرار
داده يا به عبارتي تنبيه ميكنند. 10 درصد هم كودكان خود را كتك ميزنند،
29 درصد موهاي آنها را به چنگ گرفته و بر روي زمين ميكشند. 28 درصد از
مادران هندي نيز با پا به سر و صورت كودكان خود ميكوبند و سه درصد هم با
ريختن فلفل قرمز بر روي زبان كودكان خود، آنها را تنبيه ميكنند.
بر اساس يك بررسي و پژوهش صورت گرفته توسط صندوق حمايت از كودكان سازمان
ملل متحد در سال 1995 ميلادي، مشخص شد كه پنج درصد از والدين آمريكايي
كودكان خود را با استفاده از اشيای تيز، داغ و يا اسلحه تهديد و تنبيه
ميكنند.
علاوه بر اين، بر اساس يك بررسي آماري كه اخيراً توسط پژوهشگران يونيسف در
آفريقاي جنوبي انجام شده است، مشخص شد كه 21 هزار كودك كه اكثراً كمتر از 9
ماه داشتند، توسط افراد مختلف نظير والدين، بستگان و دوستان مورد
سوءاستفاده قرار گرفته است. اين در حاليست كه در اين گزارش آمده است كه از
36 كودك يك نفر مورد سوءاستفاده جنسي قرار گرفتهاند.
همچنين بر اساس مطالعات صورت گرفته توسط سازمان ملل متحد كه در سطح جهان
در سال 2006 ميلادي انجام شد، مشخص شد كه 53 هزار كودك در سال 2002 ميلادي
به قتل رسيدهاند. 20 تا 65 درصد از كودكان در سنين مدرسه به صورت زباني يا
فيزيكي مورد اذيت و آزار قرار گرفته و 150 ميليون دختر و 73 ميليون پسر زير
18 سال در كشورهاي مختلف جهان مورد سوءاستفاده جنسي قرار گرفتهاند.
اين در حاليست كه در گزارش مذكور آمده است كه بين 100 تا 140 ميليون دختر
در سطح جهان به دليل وقوع خشونتهاي جنسي عليه كودكان و كودك آزاري به
بيماريهاي مقاربتي به ويژه ايدز دچار شدند.
بر اساس اين گزارش، 218 ميليون كودك در سطح جهان به كارهاي سخت گمارده شده
و جزء كودكان كار قرار داشتند كه از اين ميان 126 ميليون كودك در انجام
كارهاي پرخطر نظير كار در معادن به كار گرفته شدهاند.
يك ميليون و 800 هزار كودك در تهيهی فيلمهاي "هرزهنگاري" به كار گرفته
شده و يك ميليون و 200 هزار كودك نيز قرباني قاچاق كودكان شدند.
با اين حال، اگر چه خشونت عليه كودكان يا كودك آزاري به يك موضوع همهگير
و در سطح جهان بدل شده، اما اكثر كودكان به دليل نداشتن امنيت و يا نبودن
مراجع قانوني كه از آنها را حمايت كند، خشونتهاي جنسي، جسمي و روحي را
گزارش نميدهند.
سن و جنسيت كودكان در كودك آزاري عليه آنها نقش بسيار مهمي ايفا ميكند
سن و جنسيت كودك نيز در كودك آزاري نقش بسيار مهمي ايفا ميكند، به طوري
كه كودكان در سنين پايينتر بيشتر در معرض خشونت جسمي قرار گرفته و
نوجوانان اگر دختر باشند، در معرض خشونت جنسي و يا تهيه فيلمهاي
هرزهنگاري و اگر پسر باشند بيشتر مورد خشونت جسمي قرار ميگيرند.
سطح درآمد، ميزان تحصيلات و اعتقادات ديني خانوادهها نيز از عوامل ديگر
خشونت و كودكآزاري عليه كودكان در جوامع مختلف به شمار ميرود.
همچنين برخي از كودكان مانند كودكان معلول، كودكان در خانوادههاي فقير و
يا كودكان در خانوادههاي مهاجر بيشتر از ساير همسالان خود مورد
سوءاستفادههاي مختلف و كودكآزاري قرار ميگيرند. اين در حاليست كه در
گزارشات نمايندگان صندوق حمايت از كودكان سازمان ملل متحد آمده است كه
خشونت عليه كودكان در سنين رشد، باعث به وجود آمدن بيماريهاي مقاربتي و
نارسايي در اعضاي حياتي بدن نظير ريه، قلب و كبد شده و از نظر روحي و رواني
كودك را پرخاشگر كرده و در درازمدت سبب بروز ناهنجاريهاي اجتماعي ميشود.
علاوه بر اين، در گزارشات روانشناسان سلامت يونيسف آمده است كه اكثر
كودكاني كه مورد خشونت قرار گرفتهاند در بزرگسالي به عضوي ناخوشايند براي
جامعه خود و سايرين تبديل ميشوند.
گزارش ۲۰۰۸ كودكان سرباز
منبع: سایت جامعه شناسی ایران
ترجمه: تینا چوبین
گروهی از كشورهاى پيشرفته در ماه مه سال ۱۹۹۸ میلادی مجمعی تشكيل دادند که
هدف آن جلوگيرى استفاده از كودكان سرباز توسط دولتهایشان، همچنین پايان
بخشيدن به اسمنویسی و استفاده از كودكان سرباز دختر و پسر جهت تأمين کمبود
نیروی نظامی آنها در بسیج عمومى است.
دسترسى به اين امر در صورتى ممکن است كه آموزش همگانى، تحقيقات و گسترش
شبکهی ارتباطى اعضاى اين كشورها، سازمان عفو بينالمللى، سازمان دفاع از
حقوق كودكان و سازمان نجاتِ كودكان بصورت فعال کارایی داشته باشد. همچنين
نمایندگانی از كشورهاى آفریقایی، آمريكا، آسیا، خاورمیانه و جمعاً حدود ۳۰
كشور در اين مورد در حال كار هستند. هدف اصلى اين كشورها متحد كردن
سازمانهاى محلى، كشورهاى بينالمللى در رابطه با جوانان است .
ارقام و آمار در مورد كودكانِ سرباز
كودكان سرباز به چه کسانی گفته ميشود؟ در اين مورد تعريف مشخصى وجود
ندارد. کشورهای فعال در این زمینه در اين مورد، نظر بر اين دارند كه کودکان
سرباز به كسى گفته ميشود كه در سن زيرِ ۱۸ سال به عضويت سازمانى در آيد كه
وابسته به ارتش و نيروهاى نظامى و احزاب سياسى در آيد، خواه اين گروهها در
درگيرى باشند خواه نه. كودكان سرباز میتوانند نقشهای متعددى را ايفا
كنند، از جمله: شركت در جنگ و درگيرى، کاشتن مين و مواد منفجره، پيش آهنگى،
جاسوسى، تهیهی آذوقه و مهمات براى، آشپزى، و خدمات خانگى همچين سوء
استفاده جنسی.
کشورهایی كه كودكان سرباز در آنها مورد سوء استفاده قرار ميگيرند
كودكان به صورت فعال درگير درگيريهاى مسلحانهای كه از طريق كشورها و
دولتهایشان صورت ميگيرد، شركت ميكنند. در فاصلهی زمانى بين آپريل ۲۰۰۴
تا اكتبر ۲۰۰۷ میلادی كودكان سرباز در كشورهاى: افغانستان، بروندی، آفریقای
مركزى، چاد، کلمبیا، هند، اندونزى، عراق، اسراييل، فلسطين اشغالی، میانمار،
نپال، فيليپين، سومالی، سریلانکا، سودان، تایلند و اوگاندا هستند. در طی
سالهای 2006-2005 میلادی در طى قرارداد صلحی كه در نپال و اندونزى امضا شد
استفاده از كودكان سرباز در درگيريهاى خصمانه ميان اين دو کشور باعث شد
بسيارى از كودكان از اين درگيريها در امان باشند.
نيروهاى مسلح دولتى جهت استفاده از كودكان در درگيريهاى مسلحانه
تعداد دولتهایی كه از كودكان در درگيريهاى مسلحانه استفاده ميكنند به
شكل نامحسوسی از ۱۰ به ۹ در طول سالهاى ۲۰۰۱-۲۰۰۴ تا ۲۰۰۴-۲۰۰۷ كاهش يافته
است. در میانمار تعداد زيادى از پسران زير ۱۸ سال به زور به استخدام ارتش
در مىآمدند و به صورت فعال در جنگها شركت میکردند. كودكان همچنين به
شكل مستقيم در درگيريهاى خصمانه ميان دولتها و نيروى انتظامى در چاد،
سومالی و سودان اوگاندا شركت ميكردند. همچنين بر اساس گزارش رسيده ارتش
مسلحانه یمانی در اوايل سال ۲۰۰۷ از كودكان جهت مبارزه عليه نيروهاى
غيرنظامى استفاده شده است. نيروى دفاعی اسراييل از كودكان فلسطينى به عنوان
سپر انسانى در بسيارى از موارد استفاده ميكرده است. تعدادی از كودكان زير
۱۸ سال در دورهی جنگ عراق توسط ارتش بريتانيا در سالهاى ۲۰۰۳-۲۰۰۵
استفاده شدهاند. حداقل ۱۴ كشور از كودكان سرباز در درگيريهاى مسلحانه جهت
امدادرسانى و دفاع، اسمنويسى و حتى در بعضى موارد استفاده كردهاند. از
جملهی اين كشورها ميتوان از چاد، کلمبیا، هند، لیبریا، میانمار، پرو،
فيليپين، سریلانکا، سودان، اوگاندا و زیمباوه نام برد. در بروندی، کلمبیا،
هند، اندونزى، اسراييل، نپال و اوگاندا كودكان اغلب براى رد و بدل کردن
پیغام میان گروهها دستگير يا تسليم ميشوند.
سرنوشت دختران سرباز
دختران سرباز در کشورهای آفریقای مركزى، چاد، نپال ،فيليپين و سریلانکا،
مجبور به ادامهی كار در پادگانهای نظامى ميشوند. گروههای مسلح نظامى در
کلمبیا و اوگاندا از جمله گروههایی هستند كه از دختران سرباز به عنوان
وسيله براى ارضای نيازهاى جنسى خود سوء استفاده ميكنند. در لیبریا ۳۰۰۰
دختر بواسطهی قرارداد صلح در نوامبر۲۰۰۴ آزاد شدند.
كودكان سرباز در حبس و بازداشت
در بسيارى از كشورها كودكان مشكوك به دخالت در درگيريهاى گروههای مسلح،
تحت شكنجه قرار ميگيرند. در بروندی سن اين كودكان حتى به ۹ سال هم
نمىرسد. برخى اسناد نشان ميدهد در مناطقی از هند، اسراييل، عراق و
فيليپين كودكان بازداشت و تحت شكنجه و آزار قرار ميگيرند.
صداى كودكان سرباز
"Maung Zaw" ۱۶ ساله از میانمار در مورد دستگیریش در يكى از پادگانهای
نظامی میانمار در سال ۲۰۰۵ ميگويد: "یکی از گروهبانها از من پرسيد كه چند
سال دارم، گفتم ۱۶ سال، سپس سيلى به من زد و گفت از اين به بعد تو ۱۸ سال
دارى، گفتم اما سن واقعى من ۱۶ سال است، گفت پس چرا به خدمت ارتش در آمدى؟
گفتم داوطلبانه نبود بلكه بزور. سپس گروهبان به من گفت پس دهانت را ببند و
فرمهایی را که به تو مىدهيم پر كن." يكى از افسران ارتش چاد در مورد
كودكان سرباز ميگويد: "كودكان سرباز برای استفاده در ارتش بسيار مناسب
هستند، چرا كه شكايت نميكنند، توقعی براى دريافت حقوق ندارند و وقتى به
آنها مىگویى بكش، ميكشند."
مادر يكى از كودكان سرباز در سری لانکا ميگويد: ”ما سه مادر بوديم كه
كودكان خود در در ادارهی پليس زمانى كه دستگير شده بودند، ديديم. آنها به
كمك ما احتياج داشتند اما ما نمیتوانستیم هيچ كمكى به آنها بکنیم."
يكى از بزرگان ارتش در میانمار اظهار داشت: "زمانى كه من در ارتش بودم
هميشه احساس ميشد كه تعداد افسران و مأموران بيشتر از تعداد سربازان بود.
به همين دليل از كودكان به عنوان سرباز استفاده ميشد."
مراقبتهای ويژه، نیازمند تلاش بيشتر هستند
درحالیکه پايان و ادامهی اين مسير مثبت است، اما حركت به آن سمت به
آهستگی صورت ميگيرد و تأثیرش هنوز به وضوح در زندگى روزانهی هزاران كودكى
كه در عرصهی جنگ مبارزه ميكنند، مشخص نشده است. كشورهاى مسوول در اين
زمينه، اسنادى جمعآورى كردهاند كه نشانگر اين موضوع است كه در فاصلهی
زمانى آپريل ۲۰۰۴ تا نوامبر ۲۰۰۷ كشورهایی هستند كه در آنها كودكان براى
شركت در مبارزاتِ مسلحانه به صف در آمده بودند. در طول اين دوره از ۲۱
كشور، در ۲ کشور نپال و اندونزى درگيرى بپایان رسيد كه در نتيجه كودكان
سرباز در اين كشورها از شركت در جنگ معاف شدند. گزارشات نشان ميدهد
زمانيكه درگيريها رخ ميدهد، كودكان بناچار درگير ميشوند. آفریقای
مركزى، چاد، عراق، سومالی و سودان، از جمله اين كشورها هستند. تلاش در جهتِ
بسيج كردن كودكان در طول دورهی جنگ دایماً ادامه دارد. درحالیکه صلح،
اصلىترين آرزوهاى بسيارى از اين كودكان است. تعداد کشورهایی كه از كودكان
در جنگ استفاده ميكنند به شكل قابل ملاحظهای كاهش پيدا نكرده است. از
كودكان در اكثر درگيريهاى مسلحانه استفاده ميشود كه يكى از خشنترین
درگيريها در میانمار اتفاق افتاد، در درگيرى با شورشیها از هزاران كودك
استفاده شد. همچنين از كودكان در چاد، سومالی، سودان، اوگاندا و فلسطین
استفاده شده است.
در ۱۴ كشور از كودكان در عمليات امدادرسانى و مراقبتهای پس از عملِ جراحى
استفاده ميشود. حداقل در ۸ کشور كودكان نقش جاسوس و ديگر اهداف از اين
قبيل را ايفا ميكنند. شايعات در مورد استفاده از دختران در مواردى از قبيل
امدادرسانی و مراقبت از مجروحان جنگى، فراهم كردن آذوقه و حتى سوء استفاده
جنسى، بسيار زياد است. دختران، مادران و فرزندانی كه نتيجهی تجاوزات جنسى
هستند جزو دستهی داوطلب جهتِ شركت در جنگ محسوب ميشوند. كمكهاىِ
بينالمللى جهتِ جلوگيرى از ثبتنام و شركت كودكان هنوز به میزان دلخواه
نرسيده است. زمانیکه كودكان سرباز از شهر يا كشورشان فرار ميكنند،
پروسهی پناهندگیشان در كشور میزبان به كندى پيش رفته و چندان موفقيتآميز
نبوده است.
در پايان نياز به تذكر است، هر چند تعداد کشورهایی كه ميزان سن داوطلبان به
خدمت ارتش در آمدن را بالا بردهاند اما هنوز ۶۳ کشور به شكل قبل
باقیماندهاند و در ۲۶ كشور حتى اين ميزان به زيرِ ۱۸ سال نيز ميرسد، به
شكلى كه حتى براى بچهها مدرسهی نظامى راهاندازى ميشود. براى اينكه
جايگاه كودكان بر جايگاه ارتش ارجعیت پيدا كند نیازمند به تغییرات اساسى در
طرزِ فكر و برخورد بسيارى از مسوولان هست. تا زمانیکه پذيرفته شود سن
بچّگى تا ۱۸ سالگی ادامه دارد، كودكان بسيارى در معرضِ خطر خدمت ارتش و
نظامى مخصوصاً در ايام جنگ، بسر ميبرند.
از محرومیت تحصیل كودكان افغانی برای بازگشت استفاده نکنیم
نویسنده: شیوا زرآبادی
سال تحصیلی 87-86 بیش از نیمي از دانشآموزان افغانی كه در مدارس
ایران بهطور رسمي مشغول به تحصیل هستند از چرخهی آموزش رسمی خارج
ميشوند. ین برنامه در ادامهی سیاست بازگشت اتباع خارجی از كشور است
كه از 3 سال پیش آغاز شده و با شدت گرفتن آن در سال ینده، آموزش و
پرورش هم اقدامات تكمیلی دیگری را پس از آن چه تا الان انجام داده است
در پیش خواهد گرفت. از ین دست ميتوان پرداخت شهریه و داشتن مدارك
معتبر از وزارت كشور برای ثبتنام در مدارس ایران را برشمرد كه طی دو
سال گذشته باعث خروج جمع زیادی از دانشآموزان افغانی از مدارس ایران و
روی آوردن آنها به مدارس خودگردان افاغنه شد، بهطوری كه وضعیت این
مدارس را از نظر تعداد دانشآموز در فضایی محقر كه حتی نمیشود به آن
صفت غیراستاندارد را داد اسفبارتر از گذشته كرد.
پیش از این كودكان افغانی كه به هر دلیلی از جمله نداشتن شرایط ثبتنام
در مدارس ایران، نداشتن توان مالی برای پرداخت شهریه مدارس به علت
زندگی در خانوادههی پرتعداد یا عدم تطابق سن آنها با ترتیب سنی
آموزشی ایران نميتوانستند در مدارس ایران درس بخوانند و در مدارسی با
كمترین امكانات نه فقط آموزشی كه بلكه حتی فضی نفس كشیدن، راه رفتن و
یا نشستن هم در آنها مناسب نبود با پرداخت حدود 2 هزار تومان درس
ميخواندند. معلمان آنها دانشجویان افغانی و بعضاً ایرانی و كسانی با
سطح سواد بالاتر از ین كودكان بودند. آنها با گرفتن حقوقی ماهانه 20
هزار تومان به ین كودكان آموزش میدادند.
مدارس خودگردان افغانيها تا 3 ماه پیش با آگاهی نیروی انتظامي، شورا
و شهرداری محله فعالیت ميكرد و گفته ميشود حتی كمكهایی هم از ین
ارگانها به مدارس محقر خودگران داده ميشد اما بهتازگی برخوردها با
فعالیت ین مدارس شدت گرفته و تاكنون تعدادی از آنها بسته شدهاند. در
نتیجه مدارس خودگردان به صورت زیرزمینی و بستهتر از گذشته فعالیت
ميكنند و آموزش و پرورش نیز بهطور رسمي فعالیت ین مدارس را
غیرقانونی اعلام كرده است.
خروج دانشآموزان افغانی از مدارس ایران و برخورد با فعالیتهای مدارس
خودگردان در حالی اتفاق ميافتد كه كسی نميداند در روند بازگشت افاغنه
به كشورشان چه تعداد كودك از تحصیل وامیمانند، در شریطی كه نه به
كشور خود برمیگردند نه در مدارس ایرانی درس میخوانند و نه دیگر مدارس
خودگردان وجود دارد.
الان سؤال اساسی ین است یا از ممانعت از تحصیل كودكان به عنوان ابزاری
برای بازگشت افغانيها به كشورشان استفاده ميشود؟ اگر چنین است
پس تكلیف ما با قوانینی به نام حقوق كودك و كنوانسیون وضع پناهندگان و
قرارداد مبارزه با تبعیض در امر تعلیمات چیست؟ بچههی افغانی سوی ین
كه از كجا آمدهاند و كجا زندگی ميكنند كودكند و داری حق تحصیل.
البته ایران در امر آموزش كودكان افغانی سیاست یكدستی نداشته است،
بهطوری كه یك دهه آنها را كنار دانشآموزان ایرانی راه داده، چند سال
كمی سخت و چند سال سختتر گرفته است.
"غلامرضا كریمی"، مدیركل دفتر همكاريهی علمی و بینالمللی وزارت
آموزش و پرورش، دربارهی سیر پذیرش دانشآموزان افغانی در مدارس ایران
به اعتماد ملی ميگوید: "پس از حملهی شوروی به افغانستان و ورود حجم
عظیمی از آوارگان به ایران كه همزمان با پیروزی انقلاب اسلامي
بود، جمهوری اسلامی ین سیاست را در پیش گرفت كه تمام بچههای افغانی
در كنار بچههای ایرانی درس بخوانند و در ین مورد هیچ تفاوتی قایل
نشد. در اثر جنگ تحمیلی ایران و عراق هم جمعی از دانشآموزان عراقی كه
به ایران پناه آورده بودند وارد نظام آموزشی ما شدند. آموزش و پرورش در
اواخر دههی 60، 240 هزار و در طول دههی 70 همواره 170 تا 220 هزار
دانشآموز افغانی و عراقی داشته است."
از 3 سال پیش كه با حملهی آمریكا رژیم طالبان سقوط كرد و مجامع
بینالمللی به وجود ثبات نسبی در افغانستان نظر دادند سیاست بازگشت
اتباع افغانی در كشورهای همسیه كه آنها را پناه داده بودند آغاز شد.
كمیساریی عالی پناهندگان سازمان ملل متحد در ایران نیز به همراه وزارت
كشور سیاست بازگشت را كه البته ميبیست بنا به تعهدات به صورت تشویقی
و نه اجبرای ميبود به اجرا ميگذاشت. كریمي دربارهی برنامه آموزش و
پرورش به پیروی از ین سیاست ميگوید: "از 3 سال پیش ما هر ساله
بخشنامهی را تنظیم ميكنیم كه طبق آن تمامی كسانی كه داری كارت
هویتی، گذرنامه یا مدرك اقامتی معتبر هستند ميتوانند در مدارس ایران
ثبتنام كنند." به گفتهی كریمی، از 4 ماه پیش طبق توافقی كه با
كمیساریی عالی پناهندگان صورت گرفته وضعیت آوارگی برای اتباع افغانی
در ایران به پیان رسیده و تمامي اتباع افغانی بید به كشور خود
برگردند، اما در چارچوب سیاستهای آموزش و پرورش اتباع افغانی تا زمانی
كه در ایران هستند باز هم ميتوانند ادامه تحصیل دهند. امكان تحصیل
آنها در ایران پیان سال تحصیلی امسال در نظر گرفته شده است.
در حال حاضر 145 هزار دانشآموز افغانی و عراقی در مدارس ایران مشغول
به تحصیلند كه 130 هزار نفر آنان افغانی هستند. كریمی در پاسخ به ین
كه چه تعداد از دانشآموزان افغانی از مدارس ایران خارج ميشوند،
ميگوید: "ین بستگی به سیاستهای وزارت كشور دارد. اعتقاد ما بر ین
است كه چون دانشآموز قشر آسیبپذیر است بید از تحصیل برخوردار باشد
ولی بر اساس سیاستهای وزارت كشور هر مقدار كه هماهنگی بیشتر با
كمیساریی عالی پناهندگان صورت بگیرد و شریط برای بازگشت بیشتر فراهم
باشد ین تعداد بیشتر كاهش ميیابد." به گفتهی كریمی تا پیش از اتخاذ
سیاست بازگشت، دانشآموزان افغانی هیچ محدودیتی برای ورود به مدارس
ایران نداشتند و در زمانی هم كه تعدادی از جمعیت افغانها در
اردوگاهها زندگی ميكردند با تأسیس مدارسی در اردوگاهها شریط تحصیل
بچههای افغانی فراهم بود.
افزیش هزینه منجر به بازگشت
اگر حداقل چند حرف حقوق بشری در دنیا مطرح باشد بهطور حتم یكی از
آنها ین است كه كودك هر رنگ، مذهب، نژاد و هر ویژگی دیگر كه دارد با
گرفتن عنوان كودك یكسری از حقوق از جمله آموزش بید برای او مهیا شود.
در پیماننامهی حقوق كودك كه تنها پیماننامهی است كه خاص كودكان
سراسر دنیا نوشته شده، در مادهی 28 آن دولتهای عضو موظف شدهاند
شریط آموزش كودكان بر پیهی فرصتهای برابر را فراهم آورند. البته كه
استناد به پیماننامه برای هر مقولهی دربارهی كودك در ایران كمی
سخت است چون 13 سال از پیوستن مشروط ما به ین پیماننامه ميگذرد و
هنوز بلاتكلیف است.
در ین باره كه ایران از محرومیت تحصیل كودكان افغانی به عنوان ابزاری
برای بازگشت خانوادهها استفاده ميكند. كریمي ميگوید: "وزارت كشور
پس از اتخاذ سیاست بازگشت مواردی را برای افزیش هزینه ماندن اتباع
افغانی در نظر گرفت و ما هم در آموزش برای افزیش هزینههای ماندن
شهریه 20 تا 30 هزار تومان در نظر گرفتیم كه البته خانوادهها
ميتوانستند بهطور اقساط آن را پرداخت كنند. واقعاً قصد ما درآمدزیی
نبود." كریمي در پاسخ به ین كه یا یونیسف كه دفتر دیگری از سازمان
ملل در كنار كمیساریی عالی پناهندگان است با نحوهی برخورد آموزش و
پرورش ایران و البته كمیساریا موافق است، ميگوید: "كمیساریا تا دو سال
قبل كمكهایی را به آموزش و پرورش و وزارت بهداشت برای رسیدگی به امور
پناهندگان ميكرد. ین رقم برای آموزش و پرورش 5 درصد بودجهی بود كه
آموزش و پرورش برای پناهندگان صرف ميكرد. كمیساریا ین بودجه را از دو
سال قبل قطع كرده چون دیگر قبول ندارد كه اتباع افغانی بید در ایران
بمانند. از نظر كمیساریا فقط سیاستهای تشویقی برای بازگشت حمیت
ميشوند نه اقداماتی برای ماندن. الان هم كمكهایش برای آموزشهای
آمادگی بازگشت به افغانستان است."
مدیركل دفتر همكاریهای بینالمللی آموزش و پرورش ین را كه دفتر
كمیساریا حمیتهایش را از تحصیل كودكان متوقف كرده در حالی كه دفتر
دیگر سازمان ملل، یونیسف برای حقوق كودك از جمله تحصیل، فعالیت ميكند
دچار تناقض نميداند و ميگوید: "مسوولیت كمیساریا كمك به آوارگان است
و یونیسف مسوول كمك به كودكان در شریط عادی است."
كریمي معتقد است از بچهها به عنوان ابزاری برای بازگشت استفاده نشده
و ميگوید: "بیشترین تلاش آموزش و پرورش كه حتی در مواردی مورد اعتراض
وزارت كشور قرار گرفته دفاع ما از ین بوده كه كودكان نبید به عنوان
ابزاری برای بازگشت در نظر گرفته شوند. ضمن ین كه ما در چارچوب
سیاستهای امنیتی كشور حركت ميكنیم."وی با تأكید بر ین كه هنوز
محرومیت تحصیل كودكان ابزار بازگشت نیست دربارهی جمعیت كودكان محروم
از تحصیل افغانی ميگوید: "ما آمار دقیقی از ین افراد نداریم چون
نميشود آنها را سرشماری كرد. آنها برای ثبت مشخصات خود به وزارت
كشور مراجعه نميكنند."
تیر آخر
یكی از دلایل مخالفت با وجود مدارس خودگردان آموزشهای افراطی اسلامی
عنوان ميشود كه در بعضی از ین مدارس اتفاق ميافتاد. كریمی در
ینباره ميگوید: "برخی از اتباع افغانی به منظور سودجویی و برای كسب
درآمد ین مدارس را تأسیس ميكردند. با بسته شدن ین مدارس توسط نیروی
انتظامی بسیاری از ین دانشآموزان وارد سیستم رسمی آموزش شدند.
آنها آموزشهای منتسب به طالبان به بچهها ميدادند كه مورد قبول ما و
دولت فعلی افغانستان هم نبود بنبراین ما چارهی نداشتیم كه اعلام
كنیم ین مدارس غیرقانونياند."
كریمی آماری از تعداد مدارس خودگردانی كه تاكنون توسط نیروی انتظامی
بسته شده ندارد و ميگوید: "در حال حاضر تعداد كمی از ین مدارس
بهطور زیرزمینی فعالند و در صورتی كه آنها را شناسیی كنیم به نیروی
انتظامی اطلاع ميدهیم."
برای بچههای افغانی راهحل سومی پیدا كنیم
"رییس انجمن حمیت از زنان و كودكان پناهنده" دربارهی وضعیت تحصیل
كودكان افغانی به اعتماد ملی ميگوید: "دولت از 3 سال پیش نسبت به
مدارس خودگردان نظر مثبتی نداشته و كماكان ین سیاست ادامه دارد و
البته ظرف چند ماه گذشته شدیدتر شده است. قبلاً مدارس خودگردان
ميتوانستند موافقت نیروی انتظامي را جلب كنند و تحت نظارت آنها به
كار خود ادامه بدهند. در حال حاضر محدودیتهایی برای آنها به وجود
آمده است. البته در ین فاصله هم حساسیت مدارس برای ثبتنام بچههای
افغانی كمتر شده. امسال حتی در مقطعی دولت یك بخشنامه به مدارس داد كه
حتی كسانی كه كارت اقامت ندارند را ثبتنام كنند." ناهید اشرفی" كه با
جامعهی مهاجران كار ميكند تعداد دانشآموزان افغانی را كه نميتوانند
به مدرسه بروند قابلتوجه ميداند و معتقد است: "بید یك راهحل سومی
داشته باشیم چون تعداد ین بچهها كم نیست و در حال حاضر مدارس
خودگردان استانداردهای آموزشی ندارند و به لحاظ آموزشی ین بچهها به
شدت آسیب ميبینند."
منبع :
www.roozna.com
شنبه 18 فروردین 1386
سوءاستفاده از كودكان به عنوان سرباز!
مترجم: شیما شهبازفر
به مناسبت روز جهانی یادبود كودكان سرباز، یونیسف در 12 فوریه در گزارشی
اعلام كرد، پنج سال از تصویب دستورالعمل الحاقی به توافقنامهی حقوق كودكان
سازمان ملل ميگذرد. بهرغم ممنوعیت سوءاستفاده از كودكان به عنوان سرباز
در سراسر جهان، هم اكنون دست كم 38 گروه درگیر در 12 كشور جهان به طور
گسترده پسران و دختران نوجوان را به عنوان سرباز به كار ميگیرند.
كودكان و نوجوانان در بروندی، میانمار (برمه)، ساحل عاج، جمهوری دموكراتیك
كنگو، كلمبیا، نپال، فیلیپین، سومالی، سریلانكا، سودان، چاد و اوگاندا به
عنوان مبارز، محافظ شخصی، باربر و همچنین برای مقاصد جاسوسی و تحت نظر داشتن
دشمن به كار گرفته ميشوند.
هم اكنون به طور تقریبی 250 هزار كودك سرباز در سراسر جهان وجود دارند كه
حدود 40 درصد آنها دختر هستند.
پنج سال پیش سازمان ملل متحد با تصویب دستورالعمل الحاقی به توافقنامهی
حقوق كودكان استفاده از افراد كمتر از 18 سال را در جنگ ممنوع كرد. همزمان
با ائتلاف بینالمللی علیه به كارگیری كودكان به عنوان سرباز در نزاعها و
درگیريها، یونیسف درخواست كرد كه تا با افزودن فشار سیاسی بر گروههای
درگیر از سوءاستفاه آنان از كودكان جلوگیری شود.
"دیتریش گارلیكس" مدیرعامل یونیسف در آلمان گفت: سوءاستفاده از كودكان به
عنوان سرباز به رغم اخطارهای جهانی و جنیت جنگی همچنان ادامه دارد.
فرماندگان بيرحم و سركردگان شبه نظامیان از كودكان در عملیات جنگی
سوءاستفاده ميكنند، اما هیچ مقام مسوولی مورد بازخواست و مؤاخذه قرار
نميگیرد.
اقدامات هماهنگ جهانی با عنوان توقف سربازی كودكان (stop child soldiers)
در محقق كردن دستورالعمل الحاقی به توافقنامهی حقوق كودكان انجام ميشود و
ین اقدام گامی بزرگ از نظر سیاسی به شمار ميرود اما همچنان مشكلات بزرگی
وجود دارد.
تاكنون در حدود 122 كشور از حدود 200 دولت ین توافقنامه را امضا و 111 كشور
آن را تصویب نمودهاند. با ین وجود بسیاری از گروههای غیردولتی خود را ملزم
به رعیت اخطارهای جهانی در رابطه با منع استفاده از كودكان در جنگ
نميدانند.
امروزه شوری امنیت سازمان ملل به شدت مشغول بررسی ین موضوع است. اقدامات
شوری امنیت موافقت سیاسی قابل توجهی است. ین شورا به طور منظم لیستی از
اسامی كشورهایی را كه در آنها كودكان وادار به جنگیدن ميشوند، منتشر
ميكند. البته ین شورا به ندرت مجازاتهای تحریم اسلحه، مسدود كردن حسابهای
بانكی و محدودیت سفر را در مورد ین افراد به اجرا ميگذارد.
در سال 2006 برای اولین بار حسابهای بانكی دو سیاستمدار از جمهوری دموكراتیك
كنگو و ساحل عاج مسدود شد.
پیگردهای قانونی
در ژانویهی 2007 دادگاه كیفری بینالمللی برای اولین بار علیه فرماندهی
سابق یك گروه شبه نظامی در كنگوی شرقی، توماس لوبانگا_ (Thomas Lubanga) به
علت سوءاستفاده از كودكان به عنوان سرباز اعلام جرم كرد.
یونیسف با همكاری تعداد بسیاری از سازمانهای امدادرسانی برنامههایی برای
خارج كردن كودكان و اختصاص دادن درآمدی ماهانه به آنها به اجرا درآورد. از
سال 2001 در سراسر جهان حدود 95 هزار كودك سرباز در چنین برنامههایی شركت
كردهاند اما در صورت بروز بحران دوباره، بسیاری از ین كودكان استخدام
ميشوند. مانند اتفاقی كه هم ینك در دارفور و سریلانكا رخ داده است.
40 درصد از ین كودكان سرباز، دختر هستند كه در صورت بیرون آمدن از ین
گروهها كمتر مورد حمیت مالی قرار ميگیرند.
در سیرالئون تنها 8 درصد شركتكنندگان در ین برنامه دختر بودند. ین در حالی
است كه تعداد سربازان دختر بسیار بیش از ین است. دختران اغلب مورد
سوءاستفاده جنسی قرار ميگیرند. بسیاری از آنان باردار ميشوند و برای
بازگشت به زندگی طبیعی نیازمند كمكهای ویژهی هستند.
زندگی، بدون چشماندازی امیدبخش
كودكان سرباز اغلب پس از پیان یافتن نزاعها، دیگر جیی در جامعهشان ندارند
و كنار گذاشته ميشوند. برخی از آنان در گذشته مجبور به اعمال خشونت علیه
جامعه خودشان بودهاند. بنبراین همسیگان و حتی اقوامشان حاضر به پذیرش
آنان نیستند. اغلب تحصیلاتی ندارند و دچار كابوسهای شبانه و مشكلات روحی و
روانی هستند. ناامیدی بسیاری از آنان را به عضویت دوباره در ین گروهها
واميدارد. بنبراین دستورالعمل الحاقی شركت كودكان و نوجوانان زیر 18سال در
جنگ ممنوع است. اما در عین حال خدمت داوطلبانه ین افراد در ارتش مجاز است.
در نتیجه حتی در كشورهایی كه دستورالعمل الحاقی امضا شده است، از كودكان و
نوجوانان زیر 18سال در نواحی دچار بحران و جنگ استفاده ميشود. تا جیی كه
دولت انگلیس اعتراف كرد نوجوانان زیر 18سال در جنگ عراق شركت كردهاند. ین
در حالی است كه یونیسف به افزیش حداقل سن سربازی یعنی 18سال اصرار دارد.
اظهارات چند كودك سرباز
- فاطیما "سیرالئون": "من با آنها رفتم چون دیگر هیچ كس را در ین دنیا
نداشتم."
– دانیل "لیبرایا": "وقتی من هم یكی از اعضی شورشیان شدم
برای راضی كردن
فرماندهام هر كاری انجام ميدادم.
– جورج "بروندی": اول بید چراغها را نگه ميداشتم. بعد به من یاد دادند كه
چه طور از نارنجك استفاده كنم. سه ماه بعد یك اسلحهی كلاشینكف ی– كی– 47 و
حتی یك ژ– 3 به دستم دادند.
– جیمز "سیرالئون": "من شاهد بودم كه آنها چه طور دست انسانها را قطع
كردند، زنان و مردان را سوزاندند و دختری 10ساله را مورد هتك حرمت قرار
داده و او را كشتند... اغلب در تنهایی گریه ميكنم چون جرأت ندارم جلوی
دیگران اشك برایزم."
– ماری "اوگاندا": "برای اولین بار كشتن سخت است، اما كمكم آسان ميشود و
آن قدرها هم ترسناك نیست. بعضی اوقات كه عصبانی ميشوم به خودم ميگویم چرا
همهی ین آدمها را نميكشی؟"!
منبع: یونیسف، هفتهنامهی آتیه
بغض الیورهای كوچك
ترجمه: مهتاب صفرزاده
الیورتویست، دختر كبرایتفروش، جودی آبوت و... قهرمانان دوران كودكی بسیاری
از ما بودهاند؛ قهرمانانی كه سعی كردیم در كنار آن كه از آنها
ميآموزیم، برای محرومیتهای آنها چاره كنیم.
بزرگتر كه شدیم تلاش كردیم؛ اما گویا تلاشمان برای رفع محرومیتهایشان چندان
رضیتبخش و كافی نبود؛ چرا كه در كنار ما، در دنیی ما و در قرنی كه زندگی
ميكنیم،250 میلیون الیور در سراسر جهان به زندگی فقایرانهشان خو گرفته و
تلاش ميكنند زندگی و رنجهای آنها را به دوش بكشند....
آنچه در پی ميید، گزارشی است از آخرین وضعیت «كودكان كار» در سراسر جهان
كه توسط دیدهبانان حقوق بشر (hrw)؛ سازمان بینالمللی كار (ILV) و صندوق
حمیت از كودكان سازمان ملل (unicef) تهیه و در نخستین روزهای فوریه 2007
انتشار یافت.
براساس آخرین آمار سازمان بینالمللی كار (ILO) كه در روزهايآغازین فوریه
2007 اعلام شد؛ نزدیك به 250میلیون كودك 5 تا 14 سال جزو كودكان كار بوده و
اغلب آنها در كشورهای پیشرفته در حال بیگارياند. از ین تعداد 120میلیون
نفر به صورت تمام وقت در اختیار كارفرمیان قرار داشته و به صورت قانونی-
ظاهراً قانونی- و غیرقانونی اوامر آنها را اطاعت ميكنند.
آمارها نشان ميدهد كشورهای آسییی با فراوانی 61 درصد بالاترین آمار كودكان
كار را به خود اختصاص دادهاند و در جیگاه بعدی كشورهای آفریقیی با 32 درصد
و آمریكی لاتین با 7 درصد قرار دارند.
بر همین اساس شاخصترین زمینهی كاری كودكان كار در مناطق روستیی، زمینهای
زراعی و در مناطق شهری، كارهای خدماتی و پادویی انواع شركتهای تجاری و
اكثراً تولیدی بزرگ و كوچك است؛ كه فراموش نكنیم گروهی كه در ین مراكز
بیگاری ميكنند، خوششانستر از همسالانشان هستند، چرا كه توانستهاند از
كمند گروههی تبهكار چون قاچاقچیان اسلحه، اعضی بدن، مواد مخدر و فروش
دخترها و پسرها به منظور انجام امور غیراخلاقی گریخته و در امان بمانند.
بررسيها نشان ميدهد بسیاری از كودكان كه به گروه كودكان كار نميپیوندند،
در خانواده به كار گرفته شده و از سن 4سالگی تا 17سالگی به عنوان بازوی
فعال خانواده، انواع مسوولیتها از نگهداری از خواهر و برادرهای كوچكتر تا
كار بر روی زمین زراعی را ميپذیرند.
در برخی موارد درآمد ین كودكان بخش عمدهی از نیازهای مالی خانواده را برطرف
ميكند؛ به ویژه در خانوادههای نیازمندی كه والد یا والدین به بیماری خاصی
چون سرطان، یدز، معلولیت و... دچار هستند.
اگر بتوان كار كودكان را به عنوان ضرورتی برای كمك به معیشت خانوادههای
نیازمندشان دانسته و به دیده اغماض به آن نگریست؛ اما یا ميتوان چشم بر
روی تبعات منفی ناشی از كار كودكان چون ترك تحصیل و بیماری آنها بست؟
مرگ جسم و جان
گزارشهای سازمانهایی چون سازمان بینالمللی كار، دیدهبانان حقوق بشر،
دیدهبانان حقوق كودكان و یونیسف نشان از شریط بسیار نامطلوب كودكان كار در
سراسر جهان دارد. تحمل ساعتها كار طولانی در شریط نامطلوب و غایرانسانی،
قرار داشتن در معرض انواع آسیبهای جسمی و روحی؛ كار در زیرزمینهای نمور و
تاریك كه عامل اصلی بروز بیماريهایی چون رماتیسم مفصلی و قلبی و كمبینیی
است؛ بیماريهای ریوی به ویژه دربارهی كودكان كاری كه در كارخانههای آرد و
سیمان و یا كارگاههای قالیبافی كار ميكنند؛ سوءتغذیه و اختلال در رشد جسمی
و ذهنی و تخریب روانی كودكان همه مصادیقی از ظلم علیه ین انسانهای بيگناه
و بيپناه است. كافی است تنها به دو نمونه از ین رنجها بنگریم:
كودكانی كه در كارخانههای برایشمبافی هند كار ميكنند، مجبور هستند تا
برای
پاك كردن پیلههای كرم برایشم دستان كوچك خود را در آب داغ وارد كرده و بوی
نامطلوب انواع مواد شیمییی به ویژه مواد شیمییی موجود در آب داغ را استنشاق
كرده و باز هم به كار طاقتفرسی خود ادامه دهند.
بالاترین آمار ابتلا به بیماریهای ریوی و در نهایت سرطان ریه و دستگاه
تنفسی، قطع انگشتان دست به دلیل كار با دستگاههای ریسندگی و رماتیسم مفصلی
و حساسیت پوستی به دلیل تماس دیمی با آب متعلق به كودكانی است كه در
كارخانههای برایشمبافی هند كار ميكنند.
برخی دیگر از آمارها نشان از شریط نامطلوب كودكانی دارد كه در مزارع نیشكر
السالوادور مشغول به كار هستند. به طوری كه ین كودكان مجبورند چیزی حدود 9
ساعت در گرمی طاقتفرسی آفتاب به آتش زدن ساقههای نیشكر در فصل برداشت
محصول بپردازند؛ كه آمار بالی سوختگی دست و پا و حتی صورت ین كودكان و مرگ
در اثر آلودگی زخمها، نگرانی بسیاری از سازمانهای مسوول را برانگیخته است؛
اما كارفرمیان بدون توجه به ین قبیل مسیل كماكان از كودكان كار برای آتش زدن
مزارع نیشكر خود بهرهكشی ميكنند.
ترك تحصیل، از دست دادن زندگی آرام مانند سیر كودكان، قرار گرفتن در معرض
انواع تهاجمها؛ سوءاستفاده جنسی، كاهش امنیت و سلامت روحی و جسمی، اجبار
به كار طاقتفرسا به مدت طولانی، ترس و وحشت دیمی و... همگی بخش دیگری از
رنج كودكان كار است. آمار دیدهبانان حقوق كودكان و حقوق بشر نشان ميدهد
ین شریط نابسامان تنها مختص كودكان كار در كشوری خاص نبوده و كودكان كار
سراسر جهان در ین شریط نامطلوب قرار دارند.
برای بازگویی رنج كودكان كار همین بس كه بسیاری از آنها در مقابل كار
طاقتفرسی خود نه پولی دریافت ميكنند و نه وعدهی غذای كامل؛ نهایت لطف
كارفرمیان به آنها ارایهی جیی برای خواب و لقمه نانی برای زنده ماندن و دست
و پا زدن میان مرگ و زندگی است.
مزارع و كودكان
از نزدیك به 250 میلیون كودك كار در سراسر جهان، 170 میلیون نفر (معادل 70
درصد) در بخش كشاورزی بیگاری ميكنند؛ كه جدا از كار طاقتفرسا در معرض
آلودگی با سموم زراعی، نقص عضو به دلیل كار با وسیل و ماشینآلات كشاورزی،
سوختگی، انواع جراحتها و... قرار دارند.
گزارشهای اخیر سازمان بینالمللی كار، آمار فعالیت كودكان كار در زمینهای
زراعی و یا بخشهای مرتبط با بخش كشاورزی چون كارخانههای نساجی، فرش و
گلیمبافی، تولید الیاف و... را ده برابر حضور كودكان در سیر بخشها اعلام
ميكند.
آمارهای به دست آمده از گزارشهای دیدهبانان حقوق بشر در كشورهایی چون مصر،
اكوادور، هند و یالات متحده نشان ميدهد ین كارگران كوچك بیش از همسالان
كارگر خود در سیر كشورها در معرض انواع آسیبها قرار داشته و بالاترین آمار
سوءاستفاده جنسی را نیز به خود اختصاص دادهاند.
نگاهی به چند نمونه وضعیت كودكان كار فعال در بخش كشاورزی و بخشهای مرتبط
به آن بیشتر مشخص ميكند؛ بررسیهای دیدهبانان حقوق بشر دربارهی وضعیت
كودكانی كه در كارخانههای نساجی و بافت انواع منسوجات فعالیت ميكنند، نشان
داد هر سال رقمی برابر یك میلیون كودك تنها به انجام كارهای بیهودهی چون
جدا كردن اجساد حشرات از غوزههای پنبه، پیلههای كرم برایشم و... مشغول
هستند؛ كه اشتغال به ین امور از بارزترین نمونههای بیگاری كودكان است.
مهمتر آن كه اغلب ین كودكان در مقابل كار بیهوده و طاقتفرسی خود فقط یك
وعده غذا دریافت كرده و هیچ مزدی بابت ین بیگاری دریافت نميكنند.
در «اكوادور» نیز وضعیت كودكان كار به همین منوال است. در ین كشور حدود 600
هزار كودك در زمینهای زراعی به كار مشغول هستند كه نیمی از آنها فقط به
چیدن موز از درختان و بستهبندی آنها مشغول هستند. فراموش نكنیم آنها نیز
دستمزدی دریافت نكرده و یا دستمزد آنها به یك وعدهی غذا و یا چند سكه
محدود ميشود.
گزارشهای دیدهبانان حقوق بشر از آمریكا، حاكی از آن است كه بیش از یك
میلیون و 300هزار كودك فقط در مشاغلی چون كار در زمینهای زراعی، كاشت انواع
گیاهان، جمعآوری محصولات زراعی، كار در كارخانههای تولید مواد غذیی،
نساجی، پاك كردن دانههای گیاهی و... فعال هستند كه ین كودكان نیز در شریط
بسیار نامطلوبی به بیگاری مشغول هستند.
در هند نیز بسیاری از كودكان به گروههایی موسوم به «گروههای كار كودكان»
وارد شده و به صورت گروهای به كار در مشاغل پست و زیانآور مجبور ميشوند.
رقم دقیق ین كودكان به 15 میلیون نفر ميرسد كه نزدیك به نیمی از آنها در
مكانهای نامعلوم مشغول به كار هستند و بیش از نیم دیگری از ین كودكان در
نگهداری از زمینهای زراعی، كاشت و جمعآوری محصولات زراعی و مشاغلی از ین
دست در حال كار بوده و نسبت به گروه نخست شریط قابل قبولتری دارند.
كودكان كار در شریطی ین مشاغل بیهوده، سخت و طاقتفرسا را تحمل ميكنند كه
براساس كنوانسیون بینالمللی حقوق اجتماعی و سیاسی كودكان (ICCPR) هر كودك
بید از حقوق خود برخوردار بوده و تحت حمیت خانواده، اجتماع و قوانین كشور
خویش قرار بگیرد. ین قوانین به ویژه برای همهی كودكان و نوجوانان زیر 18
سال اجرا شده و كودكان و نوجوانان از حق قانونی خود برای برخورداری از تحصیل
ریگان، آموزش مهارتهای زندگی و اجتماعی، سلامت جسمی و روحی، حقوق اجتماعی،
فرهنگی، سیاسی و.... برخوردار شوند.
تشكلهای كاری و كودكان
شید بتوان تشكلهای كاری حمیت كننده كودكان و نوجوانان را نور امیدی برای
حمیت از آنها دانست. اغلب ین گروهها كودكان و نوجوانانی را تحت حمیت خود
قرار ميدهند كه والدین آنها درآمد بسیار پیینی داشته (كمتر از 15دلار در
روز) و ناتوان از پرداخت هزینه زندگی خود هستند.
و یا در زمرهی خانوادههای نیازمند و مقروض قرار دارند. در موارد نادری نیز
كودكان و نوجوانان كار ميكنند تا بدهيهای فراوان والدین و یا حتی والدین
والدینشان را بازپرداخت كنند و بدهی آنها را با كمك ین گروههای
حمیتكننده بپردازند؛ كه به ین ترتیب تمام دستمزد آنها بابت بدهيها تصاحب
ميشود.
ین گروهها در سال 1956 میلادی بر اساس كنوانسیون سازمان ملل (UN) شكل
گرفته و قوانینی برای آنها تدوین شد؛ اما هیچ یك از ین قوانین با وجودی كه
هر سال مروری بر آنها شده و قوانین جدیدی به آن افزوده ميشود، كاریی لازم
را نداشته و نميتوانند پاسخگوی نیاز كودكان و نوجوانان باشند.
براساس آمار میلیونها كودك كار، هر سال در سراسر جهان تحت پوشش ین مراكز
قرار ميگیرند، اما تردیدی نیست كه مشكلات فراوانی در نحوهی اداره و روند
كاری ین مراكز دیده ميشود.
گزارشهای دریافتی از دیدهبانان حقوق بشر در سال 2005 میلادی از هند از
شریط نابسامان ین تشكلها حكیت دارد؛ به طوری كه بالاترین آمار آزار و
اذیت جسمی، روحی و جنسی كودكان و نوجوانان متعلق به گروههای كار فعال در
هند است. ین وضع در پاكستان، بنگلادش و كشورهای فقیری از ین دست نیز به وضوح
مشاهده ميشود.
بیگاری در خانهی ناآشنا
در كنار كودكانی كه به عنوان كودكان كار توجه بسیاری از مجامع بینالمللی
را به خود جلب كردهاند، برخی دیگر اگر چه شید به ظاهر در گروه كودكان كار
قرار نميگیرند؛ اما خود گروه بزرگ اما بيسرپرست و فراموش شدهی را تشكیل
ميدهند كه بيتردید آنها نیز نیازمند یافتن پناهی مطمئن هستند.
در بسیاری از كشورهای جهان چون اندونزی، مالزی، هند، بنگلادش، فیلیپین و
بسیاری از كشورهای آفریقیی و... كودكانی هستند كه به كار در منزل خود و
دیگران گماشته ميشوند كه ین گروه از دید بسیاری جزو كودكان كار طبقهبندی
نميشوند!
ین گروه كه بیشتر آنها را دختران تشكیل ميدهند به صورت گروهای یا به
تنهایی به عنوان مستخدم در منازل مسكونی، هتلها و... به كار گرفته ميشوند.
ین عده نه تنها شانس تحصیل و فراگیری مهارتهای اجتماعي– فردی را هیچگاه
نميیابند، بلكه در معرض انواع سوءاستفادهها اعم از مالی، جنسی، عاطفی-
احساسی، اجتماعی و... قرار ميگیرند، كه در صورت اعتراض نه تنها شغل خود را
از دست ميدهند، بلكه ورود آنها به كاری دیگر با مشكلات فراوانی روبهرو
است چرا كه كارفرمی قبلی آنها برای حفظ حیثیت خود انواع اتهامات را به
آنها وارد ميكند؛ اتهامی كه هرگز مرتكب آن نشدهاند و پس از آن بیكار و
بيسرپناه در اجتماع رها شده و به جمع كودكان خیابانی افزوده ميشوند.
آمار سازمان بینالمللی كار نشان ميدهد هر چند اطلاع دقیقی از تعداد
كودكان و نوجوانانی كه به كار در منازل گماشته ميشوند دقیقاً در دسترس
نیست، اما بيتردید بخش دیگری از كودكان كار را ین گروه بزرگ اما ناپیدا
تشكیل ميدهند.
از سوی دیگر مخفی ماندن آنها از دید اجتماع باعث ميشود تا ین گروه متحمل
بیشترین آسیبها بشوند. شاخصترین فعالیت ین گروه را ميتوان به كار در
منازل به عنوان آشپز، مستخدم و... و نگهداری از كودك و سالمند تقسیمبندی
كرد.
اطلاعات و آمار دیدهبانان حقوق بشر نشان ميدهد كشورهایی چون السالوادور در
سال 2003 میلادی، گواتمالا در سال 2000، اندونزی در سال 2005، مالزی و
اندونزی در سالهای 2005 و 2004 میلادی و غرب آفریقا در سال 2002 بالاترین
آمار سوءاستفاده از كودكان و نوجوانان كار را به خود اختصاص دادهاند، كه
در ین بین عمدهترین آمارها متعلق به كودكان و نوجوانانی است كه در منازل
متمول، هتلها و رستورانها و حتی خانه خود به كار گماشته شدهاند.
در نگاهی اجمالی كودكان كاری كه به عنوان كارگر برای كار در منازل یا مراكز
دیگر به بیگاری كشیده ميشوند، بالاترین آمار خشونت، سوءاستفاده جنسی و
سوءاستفادههای مالی را به خود اختصاص دادهاند. سازمانهای جهانی از ین
گروه به عنوان «كارگران پنهان» یاد ميكنند.
كودك سرباز
هر چند بیگاری كودكان و نوجوانان در مشاغل مختلف یكی از بارزترین نمونههای
پیمال كردن حق كودكان و نوجوانان بوده و به هیچ ترتیب نميتوان ین حقكشی
را توجیه كرد؛ اما وضعیت كودكان سرباز به مراتب وحشتناكتر و دردناكتر از
كودكان كار است.
بررسیهای دیدهبانان حقوق بشر نشان ميدهد كودكان بسیاری از نقاط مختلف
جهان به عنوان سرباز به میدانهای نبرد فرستاده ميشوند كه نتیجهی حضور ین
كودكان در چنین مكانهای خشونتبرای چیزی جز ابتلا به انواع بیماريهای روحی
– روانی و مرگ زودهنگام نیست.
از شاخصترین نمونههای حضور كودكان سرباز ميتوان به حضور كودكان در جنگ
جمهوری دموكراتیك كنگو، لیبرایا، سودان، اوگاندا، لبنان، عراق، افغانستان
و... اشاره كرد.
گر چه بسیاری از ین كودكان بيگناه در جنگ جان باختند اما عدهی زیادی از
آنها نیز در اثر ابتلا به بیماريهای روانی، یدز، بیماريهای پوستی،
سوءتغذیه و... به ظاهر زندهاند اما زندگی آنها با انتظار مرگ سپری
ميشود.
قاچاق كودكان
گزارشهای دیدهبانان حقوق بشر نشان ميدهد بسیاری از كودكانی كه به قصد كار
و یافتن یندهی روشن به گروههای قاچاق كودكان ميپیوندند، مدتها در شریط
سخت و پرالتهاب زندگی ميكنند و با تحمل سفرهای چند ماهه تا چند ساله، در
جستجوی فردیی روشن هستند.
آمارهای دیدهبانان حقوق بشر نشان ميدهد هر سال بیش از یك میلیون كودك توسط
گروههای قاچاق انسان مورد تهاجم قرار گرفته و از مكانی به مكان دیگر
جابهجا ميشوند، اما در شریط ابتلا به بیماريهای ساده تا حاد و تجربههای
وحشتناكی چون تجاوز جنسی بدون رسیدن به هدف خود در جامعه رها ميشوند.
به طور مثال در توگو هر سال بین 700 هزار تا یك میلیون كودك قاچاق ميشوند
كه ین قاچاق دوطرفه و به صورت ورود كودكان و نوجوانان دیگر كشورها به ین
كشور یا به عكس است. ین كودكان از نظر توان خواندن و نوشتن مهارتهای دیگر
در حداقل قرار داشته و پس از ورود به كشور هدف از حداقل امكانات برخوردار
ميشوند، ین امكانات تنها در یافتن جیی برای خواب و حداكثر یك تا دو وعدهی
غذیی محدود ميشود.
آمارها نشان ميدهد ین كودكان نخستین بار توسط كارفرمی خود مورد تهاجم روحی
و جسمی قرار گرفته و پس از آن با انواع ناملیمات اعم از تجاوز جنسی، آزار و
اذیتهای روحی و جسمی، تنبیهبدنی، عدم پرداخت حقوق (به فرض قول پرداخت حقوق
ماهیانه)؛ نامناسب بودن محل اقامت از هر نظر؛ بیكاری و خستگی مفرط به دلیل
كار زیاد و طاقتفرسا؛ ابتلا به انواع بیماريهای روحی و جسمی و.... روبهرو
ميشوند.
در نگاه پایانی؛ فراموش نكنیم كه تفاوتی میان قاچاق و آزار و اذیت كودكان
به هر شكل، از نظر جنسیت وجود نداشته و هر دو جنس به یك نسبت در معرض خطر
قرار دارند. اما الگوی سوءاستفاده از دو جنس متفاوت است؛ به طوری كه پسرها
بیشتر برای كار در زمینهای زراعی و مراكز صنعتی و به طور كلی كارهای سخت و
طاقتفرسا انتخاب شده و دخترها برای كار در منازل، هتلها و... ورود و
فعالیت در گروههایی كه اعمال خلاف عفت انجام ميدهند و یا به عنوان كارگر
جزء در مراكز صنعتی انتخاب ميشوند. اما ین گروهها برای قاچاق كودكان و
اعضی بدن آنها، قاچاق كردن كالا و موادمخدر و... از هر دو جنس به یك نسبت
بهره ميبرند.
با نگاهی به آنچه دربارهی وضعیت كودكان كار بیان شد، رسیدگی به وضعیت ین
موجودات بيپناه نیازمند توجهی ویژه است؛ به ویژه آن كه نميتوان ین وضعیت
نابسامان را محدود به منطقه، گروه جنس و یا رنگ و نژادی خاص دانست.
منبع: روزنامهی همشهری
|