روز جهانی مبارزه علیه کار کودک گرامی باد                    ما خواهان مبارزه علیه هر گونه کار کودکیم
 
 
 
  خبرنامه          
 
آگهی:
 

بریده‌ی جراید

 


1) دبیر کل سازمان ملل خواستار مقابله با استخدام کودکان سرباز شد

2) 218 ميليون كودك كار در جهان وجود دارد

3) گزارش ۲۰۰۸ كودكان سرباز

۴)  از محرومیت تحصیل كودكان افغانی برای بازگشت استفاده نکنیم

۵)  سوءاستفاده از كودكان به عنوان سرباز!

۶)  بغض الیورهای كوچك


دبیر کل سازمان ملل خواستار مقابله با استخدام کودکان سرباز شد

دبیر کل سازمان ملل متحد از شورای امنیت این سازمان خواست علیه دولت‏ها و گروه‏های مسلحی که به استخدام و استفاده مکرر از کودکان سرباز اقدام می‏کنند، تحریم‏هایی اعمال کند.
به گزارش آسوشیتدپرس و به نقل از خبرگزاری ایرنا، "بان کی مون" در اوایل اردیبهشت ماه 88 در گزارشی به شورای امنیت، اسنادی در رابطه با خشونت علیه کودکان در 20 کشور جهان در فاصله زمانی سپتامبر 2007 تا دسامبر 2008 و نیز فهرستی متشکل از 56 طرف متخلف اعم از دولت‏ها و گروه‏های شورشی ارائه کرد.
دبیر کل سازمان ملل همچنین گستردگی خشونت‏های جنسی و تجاوز به کودکان اعم از دختران و پسران را عمدتاً ویژگی درگیری‏ها و ناشی از خلاء حاکمیت قانون دانست.
افغانستان، بروندی، جمهوری آفریقای مرکزی، چاد، کلمبیا، کنگو، هائیتی، عراق، ساحل عاج، لبنان، میانمار، نپال، فلسطین اشغالی، گرجستان، سومالی، سریلانکار، سودان، تایلند و اوگاندا در فهرست کشورهایی هستند که در درگیری‏ها از کودکان استفاده می‏کنند.
بان همچنین ضمن درخواست از شورای امنیت برای انجام اقدامی فوری در زمینه مجازات طرف‏های مسوول در استخدام و استفاده از کودکان سرباز، پیشنهاد کرد که رسیدگی به موارد کشتار جمعی، جنایات جنگی و یا جنایات علیه بشریت که در آن‏ها از کودکان استفاده شده است، به دیوان بین‏المللی کیفری مستقر در لاهه ارجاع شود.
شورای امنیت با تصویب یک قطعنامه در سال 2005، گروهی را برای نظارت و گزارش دادن در مورد کشورها و گروه‏هایی تشکیل داد که از کودکان سرباز استفاده می‏کنند، به ربودن، قتل و یا نقص عضو کودکان مبادرت می‏کنند و مدارس را هدف حمله قرار می‏دهند.


بر اساس آمارهاي رسمي بين‌المللي؛
218 ميليون كودك كار در جهان وجود دارد
150ميليون دختر و73 ميليون پسر زير18 سال در دنيا مورد سوءاستفاده جنسي قرار گرفته‌اند
منبع: سرويس آسيب‌هاي اجتماعي خبرگزاري دانشجويان ايران


مسأله‏ی كودك‌آزاري يا به عبارتي خشونت عليه كودكان به يكي از معضلات اصلي اين قشر در دنيا تبديل شده است. كودكان، موجوداتي دوست داشتني هستند كه هزينه و توقعاتي مانند ما آدم بزرگ‌ها ندارند. به دليل ساده بودنشان مورد توجه قرار گرفته و اكثراً خواستني هستند. اما همين ساده بودن اين موجودات بي‌آزار در جامعه‏ی انساني باعث شده تا مورد سوءا‌ستفاده و آزار و اذيت قرار گرفته و بيش از ديگران مورد خشونت قرار بگيرند.
به گزارش سرويس "اجتماعي" خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، تعريف صندوق حمايت از كودكان سازمان ملل متحد، "يونيسف"، از خشونت عليه كودكان بدين ترتيب است كه خشونت، اعمال زور و قدرت عليه كودكان است و مي‌تواند در مدرسه، موسسات نگهداري از كودكان نظير يتيم خانه‌ها و يا در خيابان‌ها، در محل كار، در دارالتأديب‌ها و يا در منازل صورت بگيرد.
بر اين اساس، خشونت عليه كودكان به گونه‌هاي جسمي، روحي و رواني و جنسي تقسيم مي‌شود كه هر سه گونه تأثيرات نامطلوبي بر كودك گذاشته و به جزيي جدايي‌ناپذير از وي تبديل مي‌شود.
به همين دليل در جامعه‏ی امروز كه روابط انساني به يك مقوله‏ی پيچيده و گره خورده در آن تبديل شده و به هزارتويي كه انتهايي براي آن وجود ندارد، بدل شده است، مسأله خشونت عليه كودكان به يك امر قابل اعتنا بدل شده و انجمن‌ها و سازمان‌هاي بين‌المللي نظير يونيسف از قدرت و نفوذ خود استفاده كرده و با تمهيدات خاصي از اعمال خشونت عليه كودكان تا حد زيادي جلوگيري به عمل آورده‌اند.
با اين حال، هنوز هم در گوشه و كنار اين كره‏ی خاكي، آدم‌هاي سودجويي زندگي مي‌كنند كه در خفا و پنهان به اين كار دست مي‌زنند.
بر اساس گزارش‌هاي نمايندگان صندوق حمايت از كودكان سازمان ملل متحد، بسياري از كودك‌آزاري‌ها يا به عبارتي خشونت عليه كودكان در نقاط مختلف دنيا پنهان مي‌ماند؛ چرا كه كودكان به دلايل مختلفي نظير ترس يا مجازات شدن توسط افرادي كه از آن‌ها سوء‌استفاده مي‌كنند، گزارش نمي‌دهند. از طرفي هم، افرادي كه از كودكان به دلايل مختلف سوء‌استفاده مي‌كنند، آن‌ها را طوري از تنبيه شدن و يا عقوبت گزارش خشونت مي‌ترسانند كه اين كودكان بخت‌برگشته اگر هم بخواهند روزي گزارش دهند يا نزد كسي شكايت ببرند، نتوانند اين كار را انجام دهند.
خشونت و كودك آزاري در جوامعي كه كودك در آن رشد مي‌كند، وجود دارد و به همين دليل است كه كودك با اين مسأله بزرگ مي‌شود؛ چرا كه خشونت بخشي از جامعه است. هنگامي ‌كه كودك‌آزاري در جامعه‌اي و در بخش‌هاي مختلف آن ريشه دواند، هيچ انجمن و سازماني نمي‌تواند به راحتي ريشه آن را بخشكاند و نابود كند و اگر كودك از اين محيط به دور نماند، در بزرگسالي به كارهاي ناخوشايند نظير ورود به گروه‌هاي قاچاق مواد مخدر، گروه‌هاي گانگستري و يا انزواطلبي روي مي‌آورد.
بر اساس گزارش صندوق حمايت از كودكان سازمان ملل متحد، كودك آزاري و خشونت عليه كودكان بر رشد و بالندگي كودك نيز اثرگذار است. علاوه بر اين، كودك آزاري بر سلامت، ميزان يادگيري يا كارهاي مثبت ديگر نظير شركت در انجام فعاليت‌هاي گروهي يك كودك آزار ديده تأثير مي‌گذارد.
خشونت عليه كودكان در اغلب مواقع باعث مي‌شود، كودك از خانه خود بگريزد و اين عامل خود باعث مي‌شود تا كودك در معرض خطرهايي كه نمي‌داند چيست، قرار بگيرد. علاوه بر اين، كودك آزاري اعتماد به نفس يك كودك را از وي مي‌گيرد و باعث شود تا او در آينده نتواند به خوبي از عهده‏ی تشكيل خانواده‌ و تربيت فرزندانش برآيد. كودكاني كه در معرض كودك آزاري قرار گرفته‌اند، بيش از ساير كودكان افسرده شده و احتمال اين كه دست به خودكشي بزنند، در آن‌ها بسيار زياد است.
بر اساس آمارهاي رسمي منتشر شده از سوي سازمان بهداشت جهاني، 40 ميليون كودك زير 15 سال در سراسر جهان از كودك آزاري و خشونت‌هاي فيزيكي، رواني و جنسي رنج برده و نيازمند مراقبت‌هاي بهداشتي و اجتماعي هستند، به طوري ‌كه بر اساس يك تحقيق آماري صورت گرفته در مصر، مشخص شد كه 37 درصد كودكان در اين كشور توسط والدينشان كتك مي‌خورند و مورد ضرب و شتم قرار مي‌گيرند و 26 درصد ديگر نيز به اين دليل دچار جراحاتي نظير شكستگي در قسمت‌هاي مختلف بدن، به كما رفتن و يا دچار معلوليت‌هاي ذهني و جسمي مي‌شوند.
در اين بررسي آماري هم‏چنين آمده است كه 36 درصد مادران هندي در شش ماهه‏ی اول زندگي كودكانشان، آن‌ها را با اجسام تيز و برنده مورد كودك‌آزاري قرار داده يا به عبارتي تنبيه مي‌كنند. 10 درصد هم كودكان خود را كتك مي‌زنند، 29 درصد موهاي آن‌ها را به چنگ گرفته و بر روي زمين مي‌كشند. 28 درصد از مادران هندي نيز با پا به سر و صورت كودكان خود مي‌كوبند و سه درصد هم با ريختن فلفل قرمز بر روي زبان كودكان خود، آن‌ها را تنبيه مي‌كنند.
بر اساس يك بررسي و پژوهش صورت گرفته توسط صندوق حمايت از كودكان سازمان ملل متحد در سال 1995 ميلادي، مشخص شد كه پنج درصد از والدين آمريكايي كودكان خود را با استفاده از اشيای تيز، داغ و يا اسلحه تهديد و تنبيه مي‌كنند.
علاوه بر اين، بر اساس يك بررسي آماري كه اخيراً توسط پژوهشگران يونيسف در آفريقاي جنوبي انجام شده است، مشخص شد كه 21 هزار كودك كه اكثراً كمتر از 9 ماه داشتند، توسط افراد مختلف نظير والدين، بستگان و دوستان مورد سوء‌استفاده قرار گرفته است. اين در حاليست كه در اين گزارش آمده است كه از 36 كودك يك نفر مورد سوء‌استفاده جنسي قرار گرفته‌اند.
هم‏چنين بر اساس مطالعات صورت گرفته توسط سازمان ملل متحد كه در سطح جهان در سال 2006 ميلادي انجام شد، مشخص شد كه 53 هزار كودك در سال 2002 ميلادي به قتل رسيده‌اند. 20 تا 65 درصد از كودكان در سنين مدرسه به صورت زباني يا فيزيكي مورد اذيت و آزار قرار گرفته و 150 ميليون دختر و 73 ميليون پسر زير 18 سال در كشورهاي مختلف جهان مورد سوء‌استفاده جنسي قرار گرفته‌اند.
اين در حاليست كه در گزارش مذكور آمده است كه بين 100 تا 140 ميليون دختر در سطح جهان به دليل وقوع خشونت‌هاي جنسي عليه كودكان و كودك آزاري به بيماري‌هاي مقاربتي به ويژه ايدز دچار شدند.
بر اساس اين گزارش، 218 ميليون كودك در سطح جهان به كارهاي سخت گمارده شده و جزء كودكان كار قرار داشتند كه از اين ميان 126 ميليون كودك در انجام كارهاي پرخطر نظير كار در معادن به كار گرفته شده‌اند.
يك ميليون و 800 هزار كودك در تهيه‏ی فيلم‌هاي "هرزه‌نگاري" به كار گرفته شده و يك ميليون و 200 هزار كودك نيز قرباني قاچاق كودكان شدند.
با اين حال،‌ اگر چه خشونت عليه كودكان يا كودك آزاري به يك موضوع همه‌گير و در سطح جهان بدل شده، اما اكثر كودكان به دليل نداشتن امنيت و يا نبودن مراجع قانوني كه از آن‌ها را حمايت كند، خشونت‌هاي جنسي، جسمي و روحي را گزارش نمي‌دهند.

سن و جنسيت كودكان در كودك آزاري عليه آن‌ها نقش بسيار مهمي ايفا مي‌كند
سن و جنسيت كودك نيز در كودك آزاري نقش بسيار مهمي ايفا مي‌كند، به طوري ‌كه كودكان در سنين پايين‌تر بيشتر در معرض خشونت جسمي قرار گرفته و نوجوانان اگر دختر باشند، در معرض خشونت جنسي و يا تهيه فيلم‌هاي هرزه‌نگاري و اگر پسر باشند بيشتر مورد خشونت جسمي قرار مي‌گيرند.
سطح درآمد، ميزان تحصيلات و اعتقادات ديني خانواده‌ها نيز از عوامل ديگر خشونت و كودك‌آزاري عليه كودكان در جوامع مختلف به شمار مي‌رود.
هم‏چنين برخي از كودكان مانند كودكان معلول، كودكان در خانواده‌هاي فقير و يا كودكان در خانواده‌هاي مهاجر بيشتر از ساير همسالان خود مورد سوء‌استفاده‌هاي مختلف و كودك‌آزاري قرار مي‌گيرند. اين در حاليست كه در گزارشات نمايندگان صندوق حمايت از كودكان سازمان ملل متحد آمده است كه خشونت عليه كودكان در سنين رشد، باعث به وجود آمدن بيماري‌هاي مقاربتي و نارسايي در اعضاي حياتي بدن نظير ريه، قلب و كبد شده و از نظر روحي و رواني كودك را پرخاشگر كرده و در درازمدت سبب بروز نا‌هنجاري‌هاي اجتماعي مي‌شود.
علاوه بر اين، در گزارشات روانشناسان سلامت يونيسف آمده است كه اكثر كودكاني كه مورد خشونت قرار گرفته‌اند در بزرگسالي به عضوي ناخوشايند براي جامعه خود و سايرين تبديل مي‌شوند.


گزارش ۲۰۰۸ كودكان سرباز
منبع: سایت جامعه شناسی ایران
ترجمه: تینا چوبین


گروهی از كشورهاى پيشرفته در ماه مه سال ۱۹۹۸ میلادی مجمعی تشكيل دادند که هدف آن جلوگيرى استفاده از كودكان سرباز توسط دولت‏هایشان، هم‏چنین پايان بخشيدن به اسم‏نویسی و استفاده از كودكان سرباز دختر و پسر جهت تأمين کمبود نیروی نظامی آن‏ها در بسیج عمومى است.
دسترسى به اين امر در صورتى ممکن است كه آموزش همگانى، تحقيقات و گسترش شبکه‏ی ارتباطى اعضاى اين كشورها، سازمان عفو بين‏المللى، سازمان دفاع از حقوق كودكان و سازمان نجاتِ كودكان بصورت فعال کارایی داشته باشد. هم‏چنين نمایندگانی از كشورهاى آفریقایی، آمريكا، آسیا، خاورمیانه و جمعاً حدود ۳۰ كشور در اين مورد در حال كار هستند. هدف اصلى اين كشورها متحد كردن سازمان‏هاى محلى، كشورهاى بين‏المللى در رابطه با جوانان است .

ارقام و آمار در مورد كودكانِ سرباز
كودكان سرباز به چه کسانی گفته مي‏شود؟ در اين مورد تعريف مشخصى وجود ندارد. کشورهای فعال در این زمینه در اين مورد، نظر بر اين دارند كه کودکان سرباز به كسى گفته مي‏شود كه در سن زيرِ ۱۸ سال به عضويت سازمانى در آيد كه وابسته به ارتش و نيروهاى نظامى و احزاب سياسى در آيد، خواه اين گروه‏ها در درگيرى باشند خواه نه. كودكان سرباز می‏توانند نقش‏های متعددى را ايفا كنند، از جمله: شركت در جنگ و درگيرى، کاشتن مين و مواد منفجره، پيش آهنگى، جاسوسى، تهیه‏ی آذوقه و مهمات براى، آشپزى، و خدمات خانگى هم‏چين سوء استفاده جنسی.

کشورهایی كه كودكان سرباز در آنها مورد سوء استفاده قرار مي‏گيرند
كودكان به صورت فعال درگير درگيري‏هاى مسلحانه‏ای كه از طريق كشورها و دولت‏هایشان صورت مي‏گيرد، شركت مي‏كنند. در فاصله‏ی زمانى بين آپريل ۲۰۰۴ تا اكتبر ۲۰۰۷ میلادی كودكان سرباز در كشورهاى: افغانستان، بروندی، آفریقای مركزى، چاد، کلمبیا، هند، اندونزى، عراق، اسراييل، فلسطين اشغالی، میانمار، نپال، فيليپين، سومالی، سریلانکا، سودان، تایلند و اوگاندا هستند. در طی سال‏های 2006-2005 میلادی در طى قرارداد صلحی كه در نپال و اندونزى امضا شد استفاده از كودكان سرباز در درگيري‏هاى خصمانه ميان اين دو کشور باعث شد بسيارى از كودكان از اين درگيري‏ها در امان باشند.

نيروهاى مسلح دولتى جهت استفاده از كودكان در درگيري‏هاى مسلحانه
تعداد دولت‏هایی كه از كودكان در درگيري‏هاى مسلحانه استفاده مي‏كنند به شكل نامحسوسی از ۱۰ به ۹ در طول سال‏هاى ۲۰۰۱-۲۰۰۴ تا ۲۰۰۴-۲۰۰۷ كاهش يافته است. در میانمار تعداد زيادى از پسران زير ۱۸ سال به زور به استخدام ارتش در مى‏آمدند و به صورت فعال در جنگ‏ها شركت می‏کردند. كودكان هم‏چنين به شكل مستقيم در درگيري‏هاى خصمانه ميان دولت‏ها و نيروى انتظامى در چاد، سومالی و سودان اوگاندا شركت مي‏كردند. هم‏چنين بر اساس گزارش رسيده ارتش مسلحانه یمانی در اوايل سال ۲۰۰۷ از كودكان جهت مبارزه عليه نيروهاى غيرنظامى استفاده شده است. نيروى دفاعی اسراييل از كودكان فلسطينى به عنوان سپر انسانى در بسيارى از موارد استفاده مي‏كرده است. تعدادی از كودكان زير ۱۸ سال در دوره‏ی جنگ عراق توسط ارتش بريتانيا در سال‏هاى ۲۰۰۳-۲۰۰۵ استفاده شده‏اند. حداقل ۱۴ كشور از كودكان سرباز در درگيري‏هاى مسلحانه جهت امدادرسانى و دفاع، اسم‏‏نويسى و حتى در بعضى موارد استفاده كرده‏اند. از جمله‏ی اين كشورها مي‏توان از چاد، کلمبیا، هند، لیبریا، میانمار، پرو، فيليپين، سریلانکا، سودان، اوگاندا و زیمباوه نام برد. در بروندی، کلمبیا، هند، اندونزى، اسراييل، نپال و اوگاندا كودكان اغلب براى رد و بدل کردن پیغام میان گروه‏ها دستگير يا تسليم مي‏شوند.

سرنوشت دختران سرباز
دختران سرباز در کشورهای آفریقای مركزى، چاد، نپال ،فيليپين و سریلانکا، مجبور به ادامه‏ی كار در پادگان‏های نظامى مي‏شوند. گروه‏های مسلح نظامى در کلمبیا و اوگاندا از جمله گروه‏هایی هستند كه از دختران سرباز به عنوان وسيله براى ارضای نيازهاى جنسى خود سوء استفاده مي‏كنند. در لیبریا ۳۰۰۰ دختر بواسطه‏ی قرارداد صلح در نوامبر۲۰۰۴ آزاد شدند.

كودكان سرباز در حبس و بازداشت
در بسيارى از كشورها كودكان مشكوك به دخالت در درگيري‏هاى گروه‏های مسلح، تحت شكنجه قرار مي‏گيرند. در بروندی سن اين كودكان حتى به ۹ سال هم نمى‏رسد. برخى اسناد نشان مي‏دهد در مناطقی از هند، اسراييل، عراق و فيليپين كودكان بازداشت و تحت شكنجه و آزار قرار مي‏گيرند.

صداى كودكان سرباز
"Maung Zaw" ۱۶ ساله از میانمار در مورد دستگیریش در يكى از پادگان‏های نظامی میانمار در سال ۲۰۰۵ مي‏گويد: "یکی از گروهبان‏ها از من پرسيد كه چند سال دارم، گفتم ۱۶ سال، سپس سيلى به من زد و گفت از اين به بعد تو ۱۸ سال دارى، گفتم اما سن واقعى من ۱۶ سال است، گفت پس چرا به خدمت ارتش در آمدى؟ گفتم داوطلبانه نبود بلكه بزور. سپس گروهبان به من گفت پس دهانت را ببند و فرم‏هایی را که به تو مى‏دهيم پر كن." يكى از افسران ارتش چاد در مورد كودكان سرباز مي‏گويد: "كودكان سرباز برای استفاده در ارتش بسيار مناسب هستند، چرا كه شكايت نمي‏كنند، توقعی براى دريافت حقوق ندارند و وقتى به آن‏ها مى‏گویى بكش، مي‏كشند."
مادر يكى از كودكان سرباز در سری لانکا مي‏گويد: ”ما سه مادر بوديم كه كودكان خود در در اداره‏ی پليس زمانى كه دستگير شده بودند، ديديم. آن‏ها به كمك ما احتياج داشتند اما ما نمی‏توانستیم هيچ كمكى به آن‏ها بکنیم."
يكى از بزرگان ارتش در میانمار اظهار داشت: "زمانى كه من در ارتش بودم هميشه احساس مي‏شد كه تعداد افسران و مأموران بيشتر از تعداد سربازان بود. به همين دليل از كودكان به عنوان سرباز استفاده مي‏شد."

مراقبت‏های ويژه، نیازمند تلاش بيشتر هستند
درحالی‏که پايان و ادامه‏ی اين مسير مثبت است، اما حركت به آن سمت به آهستگی صورت مي‏گيرد و تأثیرش هنوز به وضوح در زندگى روزانه‏ی هزاران كودكى كه در عرصه‏ی جنگ مبارزه مي‏كنند، مشخص نشده است. كشورهاى مسوول در اين زمينه، اسنادى جمع‏آورى كرده‏اند كه نشانگر اين موضوع است كه در فاصله‏ی زمانى آپريل ۲۰۰۴ تا نوامبر ۲۰۰۷ كشورهایی هستند كه در آن‏ها كودكان براى شركت در مبارزاتِ مسلحانه به صف در آمده بودند. در طول اين دوره از ۲۱ كشور، در ۲ کشور نپال و اندونزى درگيرى بپایان رسيد كه در نتيجه كودكان سرباز در اين كشورها از شركت در جنگ معاف شدند. گزارشات نشان مي‏دهد زماني‏كه درگيري‏ها رخ مي‏دهد، كودكان بناچار درگير مي‏شوند. آفریقای مركزى، چاد، عراق، سومالی و سودان، از جمله اين كشورها هستند. تلاش در جهتِ بسيج كردن كودكان در طول دوره‏ی جنگ دایماً ادامه دارد. درحالی‏که صلح، اصلى‏ترين آرزوهاى بسيارى از اين كودكان است. تعداد کشورهایی كه از كودكان در جنگ استفاده مي‏كنند به شكل قابل ملاحظه‏ای كاهش پيدا نكرده است. از كودكان در اكثر درگيري‏هاى مسلحانه استفاده مي‏شود كه يكى از خشن‏ترین درگيري‏ها در میانمار اتفاق افتاد، در درگيرى با شورشی‏ها از هزاران كودك استفاده شد. هم‏چنين از كودكان در چاد، سومالی، سودان، اوگاندا و فلسطین استفاده شده است.
در ۱۴ كشور از كودكان در عمليات امدادرسانى و مراقبت‏های پس از عملِ جراحى استفاده مي‏شود. حداقل در ۸ کشور كودكان نقش جاسوس و ديگر اهداف از اين قبيل را ايفا مي‏كنند. شايعات در مورد استفاده از دختران در مواردى از قبيل امدادرسانی و مراقبت از مجروحان جنگى، فراهم كردن آذوقه و حتى سوء استفاده جنسى، بسيار زياد است. دختران، مادران و فرزندانی كه نتيجه‏ی تجاوزات جنسى هستند جزو دسته‏ی داوطلب جهتِ شركت در جنگ محسوب مي‏شوند. كمك‏هاىِ بين‏المللى جهتِ جلوگيرى از ثبت‏نام و شركت كودكان هنوز به میزان دلخواه نرسيده است. زمانی‏که كودكان سرباز از شهر يا كشورشان فرار مي‏كنند، پروسه‏ی پناهندگی‏شان در كشور میزبان به كندى پيش رفته و چندان موفقيت‏آميز نبوده است.
در پايان نياز به تذكر است، هر چند تعداد کشورهایی كه ميزان سن داوطلبان به خدمت ارتش در آمدن را بالا برده‏اند اما هنوز ۶۳ کشور به شكل قبل باقیمانده‏اند و در ۲۶ كشور حتى اين ميزان به زيرِ ۱۸ سال نيز مي‏رسد، به شكلى كه حتى براى بچه‏ها مدرسه‏ی نظامى راه‏اندازى مي‏شود. براى اين‏كه جايگاه كودكان بر جايگاه ارتش ارجعیت پيدا كند نیازمند به تغییرات اساسى در طرزِ فكر و برخورد بسيارى از مسوولان هست. تا زمانی‏که پذيرفته شود سن بچّگى تا ۱۸ سالگی ادامه دارد، كودكان بسيارى در معرضِ خطر خدمت ارتش و نظامى مخصوصاً در ايام جنگ، بسر مي‏برند.


از محرومیت تحصیل كودكان افغانی برای بازگشت استفاده نکنیم
نویسنده: شیوا زرآبادی

سال تحصیلی 87-86 بیش از نیمي‌ از دانش‌آموزان افغانی كه در مدارس ایران به‌طور رسمي‌ مشغول به تحصیل هستند از چرخه‌‏ی آموزش رسمی ‌خارج مي‌شوند. ین برنامه در ادامه‌ی سیاست بازگشت اتباع خارجی از كشور است كه از 3 سال پیش آغاز شده و با شدت گرفتن آن در سال ینده، آموزش و پرورش هم اقدامات تكمیلی دیگری را پس از آن چه تا الا‌ن انجام داده است در پیش خواهد گرفت. از ین دست مي‌توان پرداخت شهریه و داشتن مدارك معتبر از وزارت كشور برای ثبت‌نام در مدارس ایران را برشمرد كه طی دو سال گذشته باعث خروج جمع زیادی از دانش‌آموزان افغانی از مدارس ایران و روی آوردن آن‏ها به مدارس خودگردان افاغنه شد، به‌طوری كه وضعیت این مدارس را از نظر تعداد دانش‌آموز در فضایی محقر كه حتی نمی‌شود به آن صفت غیراستاندارد را داد اسف‌بارتر از گذشته كرد.
پیش از این كودكان افغانی كه به هر دلیلی از جمله نداشتن شرایط ثبت‌نام در مدارس ایران، نداشتن توان مالی برای پرداخت شهریه مدارس به علت زندگی در خانواده‌هی پرتعداد یا عدم تطابق سن آن‏ها با ترتیب سنی آموزشی ایران نمي‌توانستند در مدارس ایران درس بخوانند و در مدارسی با كم‏ترین امكانات نه فقط آموزشی كه بلكه حتی فضی نفس كشیدن، راه رفتن و یا نشستن هم در آن‏ها مناسب نبود با پرداخت حدود 2 هزار تومان درس مي‌خواندند. معلمان آن‏ها دانشجویان افغانی و بعضاً ایرانی و كسانی با سطح سواد بالا‌تر از ین كودكان بودند. آن‏ها با گرفتن حقوقی ماهانه 20 هزار تومان به ین كودكان آموزش می‌دادند. ‌
مدارس خودگردان افغاني‌ها تا 3 ماه پیش با آگاهی نیروی انتظامي‌، شورا و شهرداری محله فعالیت مي‌كرد و گفته مي‌شود حتی كمك‌هایی هم از ین ارگان‌ها به مدارس محقر خودگران داده مي‌شد اما به‌تازگی برخوردها با فعالیت ین مدارس شدت گرفته و تاكنون تعدادی از آن‏ها بسته شده‌اند. در نتیجه مدارس خودگردان به صورت زیرزمینی و بسته‌تر از گذشته فعالیت مي‌كنند و آموزش و پرورش نیز به‌طور رسمي‌ فعالیت ین مدارس را غیرقانونی اعلا‌م كرده است.
خروج دانش‌آموزان افغانی از مدارس ایران و برخورد با فعالیت‌های مدارس خودگردان در حالی اتفاق مي‌افتد كه كسی نمي‌داند در روند بازگشت افاغنه به كشورشان چه تعداد كودك از تحصیل وامی‌مانند، در شریطی كه نه به كشور خود برمی‌گردند نه در مدارس ایرانی درس می‌خوانند و نه دیگر مدارس خودگردان وجود دارد. ‌
الا‌ن سؤال اساسی ین است یا از ممانعت از تحصیل كودكان به عنوان ابزاری برای بازگشت افغاني‌ها به كشورشان استفاده مي‌شود؟ اگر چنین است پس تكلیف ما با قوانینی به نام حقوق كودك و كنوانسیون وضع پناهندگان و قرارداد مبارزه با تبعیض در امر تعلیمات چیست؟ بچه‌هی افغانی سوی ین كه از كجا آمده‌اند و كجا زندگی مي‌كنند كودكند و داری حق تحصیل. البته ایران در امر آموزش كودكان افغانی سیاست یكدستی نداشته است، به‌طوری كه یك دهه آن‏ها را كنار دانش‌آموزان ایرانی راه داده، چند سال كمی ‌سخت و چند سال سخت‌تر گرفته است. ‌
"غلا‌مرضا كریمی"‌، مدیركل دفتر همكاري‌هی علمی ‌و بین‌المللی وزارت آموزش و پرورش، درباره‏ی سیر پذیرش دانش‌آموزان افغانی در مدارس ایران به اعتماد ملی مي‌گوید: "پس از حمله‏ی شوروی به افغانستان و ورود حجم عظیمی ‌از آوارگان به ایران كه هم‏زمان با پیروزی انقلا‌ب اسلا‌مي‌ بود، جمهوری اسلا‌می ‌ین سیاست را در پیش گرفت كه تمام بچه‌های افغانی در كنار بچه‌های ایرانی درس بخوانند و در ین مورد هیچ تفاوتی قایل نشد. در اثر جنگ تحمیلی ایران و عراق هم جمعی از دانش‌آموزان عراقی كه به ایران پناه آورده بودند وارد نظام آموزشی ما شدند. آموزش و پرورش در اواخر دهه‏ی 60، 240 هزار و در طول دهه‏ی 70 همواره 170 تا 220 هزار دانش‌آموز افغانی و عراقی داشته است."
از 3 سال پیش كه با حمله‏ی آمریكا رژیم طالبان سقوط كرد و مجامع بین‌المللی به وجود ثبات نسبی در افغانستان نظر دادند سیاست بازگشت اتباع افغانی در كشورهای همسیه كه آن‏ها را پناه داده بودند آغاز شد. كمیساریی عالی پناهندگان سازمان ملل متحد در ایران نیز به همراه وزارت كشور سیاست‌ بازگشت را كه البته مي‌بیست بنا به تعهدات به صورت تشویقی و نه اجبرای مي‌بود به اجرا مي‌گذاشت. كریمي‌ درباره‏ی برنامه آموزش و پرورش به پیروی از ین سیاست مي‌گوید: "از 3 سال پیش ما هر ساله بخشنامه‌ی را تنظیم مي‌كنیم كه طبق آن تمامی ‌كسانی كه داری كارت هویتی، گذرنامه یا مدرك اقامتی معتبر هستند مي‌توانند در مدارس ایران ثبت‌نام كنند." به گفته‏ی كریمی، ‌از 4 ماه پیش طبق توافقی كه با كمیساریی عالی پناهندگان صورت گرفته وضعیت آوارگی برای اتباع افغانی در ایران به پیان رسیده و تمامي‌ اتباع افغانی بید به كشور خود برگردند، اما در چارچوب سیاست‌های آموزش و پرورش اتباع افغانی تا زمانی كه در ایران هستند باز هم مي‌توانند ادامه تحصیل دهند. امكان تحصیل آن‏ها در ایران پیان سال تحصیلی امسال در نظر گرفته شده است.
در حال حاضر 145 هزار دانش‌آموز افغانی و عراقی در مدارس ایران مشغول به تحصیلند كه 130 هزار نفر آنان افغانی هستند. كریمی ‌در پاسخ به ین كه چه تعداد از دانش‌آموزان افغانی از مدارس ایران خارج مي‌شوند، مي‌گوید: "ین بستگی به سیاست‌های وزارت كشور دارد. اعتقاد ما بر ین است كه چون دانش‌آموز قشر آسیب‌پذیر است بید از تحصیل برخوردار باشد ولی بر اساس سیاست‌های وزارت كشور هر مقدار كه هماهنگی بیشتر با كمیساریی عالی پناهندگان صورت بگیرد و شریط برای بازگشت بیشتر فراهم باشد ین تعداد بیشتر كاهش مي‌یابد." به گفته‏ی كریمی ‌تا پیش از اتخاذ سیاست بازگشت، دانش‌آموزان افغانی هیچ محدودیتی برای ورود به مدارس ایران نداشتند و در زمانی هم كه تعدادی از جمعیت افغان‌ها در اردوگاه‌ها زندگی مي‌كردند با تأسیس مدارسی در اردوگاه‌ها شریط تحصیل بچه‌های افغانی فراهم بود. ‌

افزیش هزینه منجر به بازگشت
اگر حداقل چند حرف حقوق بشری در دنیا مطرح باشد به‌طور حتم یكی از آن‏ها ین است كه كودك هر رنگ، مذهب، نژاد و هر ویژگی دیگر كه دارد با گرفتن عنوان كودك یك‌سری از حقوق از جمله آموزش بید برای او مهیا شود. در پیمان‌نامه‏ی حقوق كودك كه تنها پیمان‌نامه‌ی است كه خاص كودكان سراسر دنیا نوشته شده، در ماده‏ی 28 آن دولت‌های عضو موظف شده‌اند شریط آموزش كودكان بر پیه‏ی فرصت‌های برابر را فراهم آورند. البته كه استناد به پیمان‌نامه برای هر مقوله‌‌ی درباره‏ی كودك در ایران كمی ‌سخت است چون 13 سال از پیوستن مشروط ما به ین پیمان‌نامه مي‌گذرد و هنوز بلا‌تكلیف است. ‌
در ین باره كه ایران از محرومیت تحصیل كودكان افغانی به عنوان ابزاری برای بازگشت خانواده‌ها استفاده مي‌كند. كریمي‌ مي‌گوید: "وزارت كشور پس از اتخاذ سیاست بازگشت مواردی را برای افزیش هزینه ماندن اتباع افغانی در نظر گرفت و ما هم در آموزش برای افزیش هزینه‌های ماندن شهریه 20 تا 30 هزار تومان در نظر گرفتیم كه البته خانواده‌ها مي‌توانستند به‌طور اقساط آن را پرداخت كنند. واقعاً قصد ما درآمدزیی نبود." كریمي‌ در پاسخ به ین كه یا یونیسف كه دفتر دیگری از سازمان ملل در كنار كمیساریی عالی پناهندگان است با نحوه‏ی برخورد آموزش و پرورش ایران و البته كمیساریا موافق است، مي‌گوید: "كمیساریا تا دو سال قبل كمك‌هایی را به آموزش و پرورش و وزارت بهداشت برای رسیدگی به امور پناهندگان مي‌كرد. ین رقم برای آموزش و پرورش 5 درصد بودجه‌ی بود كه آموزش و پرورش برای پناهندگان صرف مي‌كرد. كمیساریا ین بودجه را از دو سال قبل قطع كرده چون دیگر قبول ندارد كه اتباع افغانی بید در ایران بمانند. از نظر كمیساریا فقط سیاست‌های تشویقی برای بازگشت حمیت مي‌شوند نه اقداماتی برای ماندن. الا‌ن هم كمك‌هایش برای آموزش‌های آمادگی بازگشت به افغانستان است."
مدیركل دفتر همكاری‌های بین‌المللی آموزش و پرورش ین را كه دفتر كمیساریا حمیت‌هایش را از تحصیل كودكان متوقف كرده در حالی كه دفتر دیگر سازمان ملل، یونیسف برای حقوق كودك از جمله تحصیل، فعالیت مي‌كند دچار تناقض نمي‌داند و مي‌گوید: "مسوولیت كمیساریا كمك به آوارگان است و یونیسف مسوول كمك به كودكان در شریط عادی است."
كریمي‌ معتقد است از بچه‌ها به عنوان ابزاری برای بازگشت استفاده نشده و مي‌گوید: "بیشترین تلا‌ش آموزش و پرورش كه حتی در مواردی مورد اعتراض وزارت كشور قرار گرفته دفاع ما از ین بوده كه كودكان نبید به عنوان ابزاری برای بازگشت در نظر گرفته شوند. ضمن ین كه ما در چارچوب سیاست‌های امنیتی كشور حركت مي‌كنیم."وی با تأكید بر ین كه هنوز محرومیت تحصیل كودكان ابزار بازگشت نیست درباره‏ی جمعیت كودكان محروم از تحصیل افغانی مي‌گوید: "ما آمار دقیقی از ین افراد نداریم چون نمي‌شود آن‏ها را سرشماری كرد. آن‏ها برای ثبت مشخصات خود به وزارت كشور مراجعه نمي‌كنند."

تیر آخر ‌
یكی از دلا‌یل مخالفت با وجود مدارس خودگردان آموزش‌های افراطی اسلا‌می ‌عنوان مي‌شود كه در بعضی از ین مدارس اتفاق مي‌افتاد. كریمی ‌در ین‌باره مي‌گوید: "برخی از اتباع افغانی به منظور سودجویی و برای كسب درآمد ین مدارس را تأسیس مي‌كردند. با بسته شدن ین مدارس توسط نیروی انتظامی ‌بسیاری از ین دانش‌آموزان وارد سیستم رسمی ‌آموزش شدند. آن‏ها آموزش‌های منتسب به طالبان به بچه‌ها مي‌دادند كه مورد قبول ما و دولت فعلی افغانستان هم نبود بنبراین ما چاره‌ی نداشتیم كه اعلا‌م كنیم ین مدارس غیرقانوني‌اند."
كریمی ‌آماری از تعداد مدارس خودگردانی كه تاكنون توسط نیروی انتظامی ‌بسته شده ندارد و مي‌گوید: "در حال حاضر تعداد كمی ‌از ین مدارس به‌طور زیرزمینی فعالند و در صورتی كه آن‏ها را شناسیی كنیم به نیروی انتظامی ‌اطلا‌ع مي‌دهیم."

برای بچه‌های افغانی راه‌حل سومی ‌پیدا كنیم
"رییس انجمن حمیت از زنان و كودكان پناهنده‏" درباره‏ی وضعیت تحصیل كودكان افغانی به اعتماد ملی مي‌گوید: "دولت از 3 سال پیش نسبت به مدارس خودگردان نظر مثبتی نداشته و كماكان ین سیاست ادامه دارد و البته ظرف چند ماه گذشته شدیدتر شده است. قبلا‌ً مدارس خودگردان مي‌توانستند موافقت نیروی انتظامي‌ را جلب كنند و تحت نظارت آن‏ها به كار خود ادامه بدهند. در حال حاضر محدودیت‌هایی برای آن‏ها به وجود آمده است. البته در ین فاصله هم حساسیت مدارس برای ثبت‌نام بچه‌های افغانی كمتر شده. امسال حتی در مقطعی دولت یك بخشنامه به مدارس داد كه حتی كسانی كه كارت اقامت ندارند را ثبت‌نام كنند." ناهید اشرفی" كه با جامعه‏ی مهاجران كار مي‌كند تعداد دانش‌آموزان افغانی را كه نمي‌توانند به مدرسه بروند قابل‌توجه مي‌داند و معتقد است: "بید یك راه‌حل سومی ‌داشته باشیم چون تعداد ین بچه‌ها كم نیست و در حال حاضر مدارس خودگردان استانداردهای آموزشی ندارند و به لحاظ آموزشی ین بچه‌ها به شدت آسیب مي‌بینند."

منبع : www.roozna.com
شنبه 18 فروردین 1386
 


سوءاستفاده از كودكان به عنوان سرباز!
مترجم: شیما شهبازفر

به مناسبت روز جهانی یادبود كودكان سرباز، یونیسف در 12 فوریه در گزارشی اعلام كرد، پنج سال از تصویب دستورالعمل الحاقی به توافقنامه‏ی حقوق كودكان سازمان ملل مي‏گذرد. به‏رغم ممنوعیت سوءاستفاده از كودكان به عنوان سرباز در سراسر جهان، هم اكنون دست كم 38 گروه درگیر در 12 كشور جهان به طور گسترده پسران و دختران نوجوان را به عنوان سرباز به كار مي‏گیرند.
كودكان و نوجوانان در بروندی، میانمار (برمه)، ساحل عاج، جمهوری دموكراتیك كنگو، كلمبیا، نپال، فیلیپین، سومالی، سریلانكا، سودان، چاد و اوگاندا به عنوان مبارز، محافظ شخصی، باربر و همچنین برای مقاصد جاسوسی و تحت نظر داشتن دشمن به كار گرفته مي‏شوند.
هم اكنون به طور تقریبی 250 هزار كودك سرباز در سراسر جهان وجود دارند كه حدود 40 درصد آن‏ها دختر هستند.
پنج سال پیش سازمان ملل متحد با تصویب دستورالعمل الحاقی به توافقنامه‏ی حقوق كودكان استفاده از افراد كمتر از 18 سال را در جنگ ممنوع كرد. هم‏زمان با ائتلاف بین‏المللی علیه به كارگیری كودكان به عنوان سرباز در نزاع‏ها و درگیري‏ها، یونیسف درخواست كرد كه تا با افزودن فشار سیاسی بر گروه‏های درگیر از سوءاستفاه آنان از كودكان جلوگیری شود.
"دیتریش گارلیكس" مدیرعامل یونیسف در آلمان گفت: سوءاستفاده از كودكان به عنوان سرباز به رغم اخطارهای جهانی و جنیت جنگی هم‏چنان ادامه دارد.
فرماندگان بي‏رحم و سركردگان شبه نظامیان از كودكان در عملیات جنگی سوءاستفاده مي‏كنند، اما هیچ مقام مسوولی مورد بازخواست و مؤاخذه قرار نمي‏گیرد.
اقدامات هماهنگ جهانی با عنوان توقف سربازی كودكان (stop child soldiers) در محقق كردن دستورالعمل الحاقی به توافقنامه‏ی حقوق كودكان انجام مي‏شود و ین اقدام گامی بزرگ از نظر سیاسی به شمار مي‏رود اما هم‏چنان مشكلات بزرگی وجود دارد.
تاكنون در حدود 122 كشور از حدود 200 دولت ین توافقنامه را امضا و 111 كشور آن را تصویب نموده‏اند. با ین وجود بسیاری از گروه‏های غیردولتی خود را ملزم به رعیت اخطارهای جهانی در رابطه با منع استفاده از كودكان در جنگ نمي‏دانند.
امروزه شوری امنیت سازمان ملل به شدت مشغول بررسی ین موضوع است. اقدامات شوری امنیت موافقت سیاسی قابل توجهی است. ین شورا به طور منظم لیستی از اسامی كشورهایی را كه در آن‏ها كودكان وادار به جنگیدن مي‏شوند، منتشر مي‏كند. البته ین شورا به ندرت مجازات‏های تحریم اسلحه، مسدود كردن حساب‏های بانكی و محدودیت سفر را در مورد ین افراد به اجرا مي‏گذارد.
در سال 2006 برای اولین بار حساب‏های بانكی دو سیاستمدار از جمهوری دموكراتیك كنگو و ساحل عاج مسدود شد.

پیگردهای قانونی
در ژانویه‏ی 2007 دادگاه كیفری بین‏المللی برای اولین بار علیه فرمانده‏ی سابق یك گروه شبه نظامی در كنگوی شرقی، توماس لوبانگا_ (Thomas Lubanga) به علت سوءاستفاده از كودكان به عنوان سرباز اعلام جرم كرد.
یونیسف با همكاری تعداد بسیاری از سازمان‏های امدادرسانی برنامه‏هایی برای خارج كردن كودكان و اختصاص دادن درآمدی ماهانه به آن‏ها به اجرا درآورد. از سال 2001 در سراسر جهان حدود 95 هزار كودك سرباز در چنین برنامه‏هایی شركت كرده‏اند اما در صورت بروز بحران دوباره، بسیاری از ین كودكان استخدام مي‏شوند. مانند اتفاقی كه هم ینك در دارفور و سریلانكا رخ داده است.
40 درصد از ین كودكان سرباز، دختر هستند كه در صورت بیرون آمدن از ین گروه‏ها كمتر مورد حمیت مالی قرار مي‏گیرند.
در سیرالئون تنها 8 درصد شركت‏كنندگان در ین برنامه دختر بودند. ین در حالی است كه تعداد سربازان دختر بسیار بیش از ین است. دختران اغلب مورد سوءاستفاده جنسی قرار مي‏گیرند. بسیاری از آنان باردار مي‏شوند و برای بازگشت به زندگی طبیعی نیازمند كمك‏های ویژه‏ی هستند.

زندگی، بدون چشم‏اندازی امیدبخش
كودكان سرباز اغلب پس از پیان یافتن نزاع‏ها، دیگر جیی در جامعه‏شان ندارند و كنار گذاشته مي‏شوند. برخی از آنان در گذشته مجبور به اعمال خشونت علیه جامعه خودشان بوده‏اند. بنبراین همسیگان و حتی اقوام‏شان حاضر به پذیرش آنان نیستند. اغلب تحصیلاتی ندارند و دچار كابوس‏های شبانه و مشكلات روحی و روانی هستند. ناامیدی بسیاری از آنان را به عضویت دوباره در ین گروه‏ها وامي‏دارد. بنبراین دستورالعمل الحاقی شركت كودكان و نوجوانان زیر 18سال در جنگ ممنوع است. اما در عین حال خدمت داوطلبانه ین افراد در ارتش مجاز است. در نتیجه حتی در كشورهایی كه دستورالعمل الحاقی امضا شده است، از كودكان و نوجوانان زیر 18سال در نواحی دچار بحران و جنگ استفاده مي‏شود. تا جیی كه دولت انگلیس اعتراف كرد نوجوانان زیر 18سال در جنگ عراق شركت كرده‏اند. ین در حالی است كه یونیسف به افزیش حداقل سن سربازی یعنی 18سال اصرار دارد.

اظهارات چند كودك سرباز
- فاطیما "سیرالئون": "من با آن‏ها رفتم چون دیگر هیچ كس را در ین دنیا نداشتم."
– دانیل "لیبرایا": "وقتی من هم یكی از اعضی شورشیان شدم برای راضی كردن فرمانده‏ام هر كاری انجام مي‏دادم.
– جورج "بروندی": اول بید چراغ‏ها را نگه مي‏داشتم. بعد به من یاد دادند كه چه طور از نارنجك استفاده كنم. سه ماه بعد یك اسلحه‏ی كلاشینكف ی– كی– 47 و حتی یك ژ– 3 به دستم دادند.
– جیمز "سیرالئون": "من شاهد بودم كه آن‏ها چه طور دست انسان‏ها را قطع كردند، زنان و مردان را سوزاندند و دختری 10ساله را مورد هتك حرمت قرار داده و او را كشتند... اغلب در تنهایی گریه مي‏كنم چون جرأت ندارم جلوی دیگران اشك برایزم."
– ماری "اوگاندا": "برای اولین بار كشتن سخت است، اما كم‏كم آسان مي‏شود و آن قدرها هم ترسناك نیست. بعضی اوقات كه عصبانی مي‏شوم به خودم مي‏گویم چرا همه‏ی ین آدم‏ها را نمي‏كشی؟"!

منبع: یونیسف، هفته‌نامه‌‏ی آتیه


بغض الیورهای كوچك
ترجمه: مهتاب صفرزاده

الیورتویست، دختر كبرایت‌فروش، جودی آبوت و... قهرمانان دوران كودكی بسیاری از ما بوده‌‌اند؛ قهرمانانی كه سعی كردیم در كنار آن كه از آن‏ها مي‌آموزیم، برای محرومیت‌های آن‏ها چاره كنیم.
بزرگتر كه شدیم تلاش كردیم؛ اما گویا تلاشمان برای رفع محرومیت‌هایشان چندان رضیت‌بخش و كافی نبود؛ چرا كه در كنار ما، در دنیی ما و در قرنی كه زندگی مي‌كنیم،250 میلیون الیور در سراسر جهان به زندگی فقایرانه‌شان خو گرفته و تلاش مي‌كنند زندگی و رنج‌های آن‏ها را به دوش بكشند....
آن‏چه در پی مي‌ید، گزارشی است از آخرین وضعیت «كودكان كار» در سراسر جهان كه توسط دیده‌بانان حقوق بشر (hrw)؛ سازمان بین‌المللی كار (ILV) و صندوق حمیت از كودكان سازمان ملل (unicef) تهیه و در نخستین روزهای فوریه 2007 انتشار یافت.
براساس آخرین آمار سازمان بین‌المللی كار (ILO) كه در روزهاي‌آغازین فوریه 2007 اعلام شد؛ نزدیك به 250میلیون كودك 5 تا 14 سال جزو كودكان كار بوده و اغلب آن‏ها در كشورهای پیشرفته در حال بیگاري‌اند. از ین تعداد 120میلیون نفر به صورت تمام وقت در اختیار كارفرمیان قرار داشته و به صورت قانونی- ظاهراً قانونی- و غیرقانونی اوامر آن‏ها را اطاعت مي‌كنند.
آمارها نشان مي‌دهد كشورهای آسییی با فراوانی 61 درصد بالاترین آمار كودكان كار را به خود اختصاص داده‌اند و در جیگاه بعدی كشورهای آفریقیی با 32 درصد و آمریكی لاتین با 7 درصد قرار دارند.
بر همین اساس شاخص‌ترین زمینه‏ی كاری كودكان كار در مناطق روستیی، زمین‌های زراعی و در مناطق شهری، كارهای خدماتی و پادویی انواع شركت‌های تجاری و اكثراً تولیدی بزرگ و كوچك است؛ كه فراموش نكنیم گروهی كه در ین مراكز بیگاری مي‌كنند، خوش‌شانس‌تر از هم‏سالان‌شان هستند، چرا كه توانسته‌اند از كمند گروه‌هی تبهكار چون قاچاقچیان اسلحه، اعضی بدن، مواد مخدر و فروش دخترها و پسرها به منظور انجام امور غیراخلاقی گریخته و در امان بمانند.
بررسي‌ها نشان مي‌دهد بسیاری از كودكان كه به گروه كودكان كار نمي‌پیوندند، در خانواده به كار گرفته شده و از سن 4سالگی تا 17سالگی به عنوان بازوی فعال خانواده، انواع مسوولیت‌ها از نگهداری از خواهر و برادرهای كوچك‌تر تا كار بر روی زمین زراعی را مي‌پذیرند.
در برخی موارد درآمد ین كودكان بخش عمده‌ی از نیازهای مالی خانواده را برطرف مي‌كند؛ به ویژه در خانواده‌های نیازمندی كه والد یا والدین به بیماری خاصی چون سرطان، یدز، معلولیت و... دچار هستند.
اگر بتوان كار كودكان را به عنوان ضرورتی برای كمك به معیشت خانواده‌های نیازمندشان دانسته و به دیده اغماض به آن نگریست؛ اما یا مي‌توان چشم بر روی تبعات منفی ناشی از كار كودكان چون ترك تحصیل و بیماری آن‏ها بست؟

مرگ جسم و جان
گزارش‌های سازمان‌هایی چون سازمان بین‌المللی كار، دیده‌بانان حقوق بشر، دیده‌بانان حقوق كودكان و یونیسف نشان از شریط بسیار نامطلوب كودكان كار در سراسر جهان دارد. تحمل ساعت‌‌ها كار طولانی در شریط نامطلوب و غایرانسانی، قرار داشتن در معرض انواع آسیب‌های جسمی و روحی؛ كار در زیرزمین‌های نمور و تاریك كه عامل اصلی بروز بیماري‌هایی چون رماتیسم مفصلی و قلبی و كم‌بینیی است؛ بیماري‌های ریوی به ویژه درباره‏ی كودكان كاری كه در كارخانه‌های آرد و سیمان و یا كارگاه‌های قالیبافی كار مي‌كنند؛ سوءتغذیه و اختلال در رشد جسمی و ذهنی و تخریب روانی كودكان همه مصادیقی از ظلم علیه ین انسان‌های بي‌گناه و بي‌پناه است. كافی است تنها به دو نمونه از ین رنج‌ها بنگریم:
كودكانی كه در كارخانه‌های برایشم‌بافی هند كار مي‌كنند، مجبور هستند تا برای پاك كردن پیله‌های كرم برایشم دستان كوچك خود را در آب داغ وارد كرده و بوی نامطلوب انواع مواد شیمییی به ویژه مواد شیمییی موجود در آب داغ را استنشاق كرده و باز هم به كار طاقت‌فرسی خود ادامه دهند.
بالاترین آمار ابتلا به بیماری‌های ریوی و در نهایت سرطان ریه و دستگاه تنفسی، قطع انگشتان دست به دلیل كار با دستگاه‌های ریسندگی و رماتیسم مفصلی و حساسیت پوستی به دلیل تماس دیمی با آب متعلق به كودكانی است كه در كارخانه‌های برایشم‌بافی هند كار مي‌كنند.
برخی دیگر از آمارها نشان از شریط نامطلوب كودكانی دارد كه در مزارع نیشكر السالوادور مشغول به كار هستند. به طوری كه ین كودكان مجبورند چیزی حدود 9 ساعت در گرمی طاقت‌فرسی آفتاب به آتش زدن ساقه‌های نیشكر در فصل برداشت محصول بپردازند؛ كه آمار بالی سوختگی دست و پا و حتی صورت ین كودكان و مرگ در اثر آلودگی زخم‌ها، نگرانی بسیاری از سازمان‌های مسوول را برانگیخته است؛ اما كارفرمیان بدون توجه به ین قبیل مسیل كماكان از كودكان كار برای آتش زدن مزارع نیشكر خود بهره‌كشی مي‌كنند.
ترك تحصیل، از دست دادن زندگی آرام مانند سیر كودكان، قرار گرفتن در معرض انواع تهاجم‌ها؛ سوءاستفاده جنسی، كاهش امنیت و سلامت روحی و جسمی، اجبار به كار طاقت‌فرسا به مدت طولانی، ترس و وحشت دیمی و... همگی بخش دیگری از رنج كودكان كار است. آمار دیده‌بانان حقوق كودكان و حقوق بشر نشان مي‌دهد ین شریط نابسامان تنها مختص كودكان كار در كشوری خاص نبوده و كودكان كار سراسر جهان در ین شریط نامطلوب قرار دارند.
برای بازگویی رنج كودكان كار همین بس كه بسیاری از آن‏ها در مقابل كار طاقت‌فرسی خود نه پولی دریافت مي‌كنند و نه وعده‌ی غذای كامل؛ نهایت لطف كارفرمیان به آنها ارایه‏ی جیی برای خواب و لقمه نانی برای زنده ماندن و دست و پا زدن میان مرگ و زندگی است.

مزارع و كودكان
از نزدیك به 250 میلیون كودك كار در سراسر جهان، 170 میلیون نفر (معادل 70 درصد) در بخش كشاورزی بیگاری مي‌كنند؛ كه جدا از كار طاقت‌فرسا در معرض آلودگی با سموم زراعی، نقص عضو به دلیل كار با وسیل و ماشین‌آلات كشاورزی، سوختگی، انواع جراحت‌ها و... قرار دارند.
گزارش‌‌های اخیر سازمان بین‌المللی كار، آمار فعالیت كودكان كار در زمین‌های زراعی و یا بخش‌های مرتبط با بخش كشاورزی چون كارخانه‌های نساجی، فرش‌ و گلیم‌بافی، تولید الیاف و... را ده برابر حضور كودكان در سیر بخش‌ها اعلام مي‌كند.
آمارهای به دست آمده از گزارش‌های دیده‌بانان حقوق بشر در كشورهایی چون مصر، اكوادور، هند و یالات متحده نشان مي‌دهد ین كارگران كوچك بیش از هم‏سالان كارگر خود در سیر كشورها در معرض انواع آسیب‌ها قرار داشته و بالاترین آمار سوءاستفاده جنسی را نیز به خود اختصاص داده‌اند.
نگاهی به چند نمونه وضعیت كودكان كار فعال در بخش كشاورزی و بخش‌های مرتبط به آن بیش‏تر مشخص مي‌كند؛ بررسی‌های دیده‌بانان حقوق بشر درباره‏ی وضعیت كودكانی كه در كارخانه‌های نساجی و بافت انواع منسوجات فعالیت مي‌كنند، نشان داد هر سال رقمی برابر یك میلیون كودك تنها به انجام كارهای بیهوده‌ی چون جدا كردن اجساد حشرات از غوزه‌های پنبه، پیله‌های كرم برایشم و... مشغول هستند؛ كه اشتغال به ین امور از بارزترین نمونه‌های بیگاری كودكان است. مهم‌تر آن كه اغلب ین كودكان در مقابل كار بیهوده و طاقت‌فرسی خود فقط یك وعده غذا دریافت كرده و هیچ مزدی بابت ین بیگاری دریافت نمي‌كنند.
در «اكوادور» نیز وضعیت كودكان كار به همین منوال است. در ین كشور حدود 600 هزار كودك در زمین‌های زراعی به كار مشغول هستند كه نیمی از آن‏ها فقط به چیدن موز از درختان و بسته‌بندی آن‏ها مشغول هستند. فراموش نكنیم آن‏ها نیز دستمزدی دریافت نكرده و یا دستمزد آن‏ها به یك وعده‏ی غذا و یا چند سكه محدود مي‌شود.
گزارش‌های دیده‌بانان حقوق بشر از آمریكا، حاكی از آن است كه بیش از یك میلیون و 300هزار كودك فقط در مشاغلی چون كار در زمین‌های زراعی، كاشت انواع گیاهان، جمع‌آوری محصولات زراعی، كار در كارخانه‌های تولید مواد غذیی، نساجی، پاك كردن دانه‌های گیاهی و... فعال هستند كه ین كودكان نیز در شریط بسیار نامطلوبی به بیگاری مشغول هستند.
در هند نیز بسیاری از كودكان به گروه‌هایی موسوم به «گروه‌های كار كودكان» وارد شده و به صورت گروهای به كار در مشاغل پست و زیان‌آور مجبور مي‌شوند. رقم دقیق ین كودكان به 15 میلیون نفر مي‌رسد كه نزدیك به نیمی از آن‏ها در مكان‌های نامعلوم مشغول به كار هستند و بیش از نیم دیگری از ین كودكان در نگهداری از زمین‌های زراعی، كاشت و جمع‌آوری محصولات زراعی و مشاغلی از ین دست در حال كار بوده و نسبت به گروه نخست شریط قابل قبول‌تری دارند.
كودكان كار در شریطی ین مشاغل بیهوده، سخت و طاقت‌فرسا را تحمل مي‌كنند كه براساس كنوانسیون بین‌المللی حقوق اجتماعی و سیاسی كودكان (ICCPR) هر كودك بید از حقوق خود برخوردار بوده و تحت حمیت خانواده، اجتماع و قوانین كشور خویش قرار بگیرد. ین قوانین به ویژه برای همه‏ی كودكان و نوجوانان زیر 18 سال اجرا شده و كودكان و نوجوانان از حق قانونی خود برای برخورداری از تحصیل ریگان، آموزش مهارت‌های زندگی و اجتماعی، سلامت جسمی و روحی، حقوق اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و.... برخوردار شوند.

تشكل‌های كاری و كودكان
شید بتوان تشكل‌های كاری حمیت كننده كودكان و نوجوانان را نور امیدی برای حمیت از آن‏ها دانست. اغلب ین گروه‌ها كودكان و نوجوانانی را تحت حمیت خود قرار مي‌دهند كه والدین آن‏ها درآمد بسیار پیینی داشته (كمتر از 15دلار در روز) و ناتوان از پرداخت هزینه زندگی خود هستند.
و یا در زمره‏ی خانواده‌های نیازمند و مقروض قرار دارند. در موارد نادری نیز كودكان و نوجوانان كار مي‌كنند تا بدهي‌های فراوان والدین و یا حتی والدین والدین‌شان را بازپرداخت كنند و بدهی آن‏ها را با كمك ین گروه‌های حمیت‌كننده بپردازند؛ كه به ین ترتیب تمام دستمزد آن‏ها بابت بدهي‌ها تصاحب مي‌شود.
ین گروه‌ها در سال 1956 میلادی بر اساس كنوانسیون سازمان ملل (UN) شكل گرفته و قوانینی برای آن‏ها تدوین شد؛ اما هیچ یك از ین قوانین با وجودی كه هر سال مروری بر آن‏ها شده و قوانین جدیدی به آن افزوده مي‌شود، كاریی لازم را نداشته و نمي‌توانند پاسخگوی نیاز كودكان و نوجوانان باشند.
براساس آمار میلیون‌ها كودك كار، هر سال در سراسر جهان تحت پوشش ین مراكز قرار مي‌گیرند، اما تردیدی نیست كه مشكلات فراوانی در نحوه‏ی اداره و روند كاری ین مراكز دیده مي‌شود.
گزارش‌های دریافتی از دیده‌بانان حقوق بشر در سال 2005 میلادی از هند از شریط نا‌بسامان ین تشكل‌ها حكیت دارد؛ به طوری كه بالاترین آمار آزار و اذیت جسمی، روحی و جنسی كودكان و نوجوانان متعلق به گروه‌های كار فعال در هند است. ین وضع در پاكستان، بنگلادش و كشورهای فقیری از ین دست نیز به وضوح مشاهده مي‌شود.

بیگاری در خانه‌‏ی ناآشنا
در كنار كودكانی كه به عنوان كودكان كار توجه بسیاری از مجامع بین‌المللی را به خود جلب كرده‌اند، برخی دیگر اگر چه شید به ظاهر در گروه كودكان كار قرار نمي‌گیرند؛ اما خود گروه بزرگ اما بي‌سرپرست و فراموش شده‌ی را تشكیل مي‌دهند كه بي‌تردید آن‏ها نیز نیازمند یافتن پناهی مطمئن هستند.
در بسیاری از كشورهای جهان چون اندونزی، مالزی، هند، بنگلادش، فیلیپین و بسیاری از كشورهای آفریقیی و... كودكانی هستند كه به كار در منزل خود و دیگران گماشته مي‌شوند كه ین گروه از دید بسیاری جزو كودكان كار طبقه‌بندی نمي‌شوند!
ین گروه كه بیش‏تر آن‏ها را دختران تشكیل مي‌دهند به صورت گروهای یا به تنهایی به عنوان مستخدم در منازل مسكونی، هتل‌ها و... به كار گرفته مي‌شوند.
ین عده نه تنها شانس تحصیل و فراگیری مهارت‌های اجتماعي‌– فردی را هیچ‌گاه نمي‌یابند، بلكه در معرض انواع سوءاستفاده‌ها اعم از مالی، جنسی، عاطفی- احساسی، اجتماعی و... قرار مي‌گیرند، كه در صورت اعتراض نه تنها شغل خود را از دست مي‌دهند، بلكه ورود آن‏ها به كاری دیگر با مشكلات فراوانی روبه‌رو است چرا كه كارفرمی قبلی آن‏ها برای حفظ حیثیت خود انواع اتهامات را به آن‏ها وارد مي‌كند؛ اتهامی كه هرگز مرتكب آن نشده‌اند و پس از آن بیكار و بي‌سرپناه در اجتماع رها شده و به جمع كودكان خیابانی افزوده مي‌شوند.
آمار سازمان بین‌المللی كار نشان مي‌دهد هر چند اطلاع دقیقی از تعداد كودكان و نوجوانانی كه به كار در منازل گماشته مي‌شوند دقیقاً در دسترس نیست، اما بي‌تردید بخش دیگری از كودكان كار را ین گروه بزرگ اما ناپیدا تشكیل مي‌دهند.
از سوی دیگر مخفی ماندن آن‏ها از دید اجتماع باعث مي‌شود تا ین گروه متحمل بیشترین آسیب‌ها بشوند. شاخص‌ترین فعالیت ین گروه را مي‌توان به كار در منازل به عنوان آشپز، مستخدم و... و نگهداری از كودك و سالمند تقسیم‌بندی كرد.
اطلاعات و آمار دیده‌بانان حقوق بشر نشان مي‌دهد كشورهایی چون السالوادور در سال 2003 میلادی، گواتمالا در سال 2000، اندونزی در سال 2005، مالزی و اندونزی در سال‌های 2005 و 2004 میلادی و غرب آفریقا در سال 2002 بالاترین آمار سوءاستفاده از كودكان و نوجوانان كار را به خود اختصاص داده‌اند، كه در ین بین عمده‌ترین آمارها متعلق به كودكان و نوجوانانی است كه در منازل متمول، هتل‌ها و رستوران‌ها و حتی خانه خود به كار گماشته شده‌اند.
در نگاهی اجمالی كودكان كاری كه به عنوان كارگر برای كار در منازل یا مراكز دیگر به بیگاری كشیده مي‌شوند، بالاترین آمار خشونت، سوء‌استفاده جنسی و سوء‌استفاده‌های مالی را به خود اختصاص داده‌اند. سازمان‌های جهانی از ین گروه به عنوان «كارگران پنهان» یاد مي‌كنند.

كودك سرباز
هر چند بیگاری كودكان و نوجوانان در مشاغل مختلف یكی از بارزترین نمونه‌های پیمال كردن حق كودكان و نوجوانان بوده و به هیچ ترتیب نمي‌توان ین حق‌كشی را توجیه كرد؛ اما وضعیت كودكان سرباز به مراتب وحشتناك‌تر و دردناك‌تر از كودكان كار است.
بررسی‌های دیده‌بانان حقوق بشر نشان مي‌دهد كودكان بسیاری از نقاط مختلف جهان به عنوان سرباز به میدان‌های نبرد فرستاده مي‌شوند كه نتیجه‏ی حضور ین كودكان در چنین مكان‌های خشونت‌برای چیزی جز ابتلا به انواع بیماري‌های روحی – روانی و مرگ زودهنگام نیست.
از شاخص‌ترین نمونه‌های حضور كودكان سرباز مي‌توان به حضور كودكان در جنگ جمهوری دموكراتیك كنگو، لیبرایا، سودان، اوگاندا، لبنان، عراق، افغانستان و... اشاره كرد.
گر چه بسیاری از ین كودكان بي‌گناه در جنگ جان باختند اما عده‏ی زیادی از آن‏ها نیز در اثر ابتلا به بیماري‌های روانی، یدز، بیماري‌های پوستی، سوءتغذیه و... به ظاهر زنده‌اند اما زندگی آن‏ها با انتظار مرگ سپری مي‌شود.

قاچاق كودكان
گزارش‌های دیده‌بانان حقوق بشر نشان مي‌دهد بسیاری از كودكانی كه به قصد كار و یافتن ینده‌ی روشن به گروه‌های قاچاق كودكان مي‌پیوندند، مدت‌ها در شریط سخت و پرالتهاب زندگی مي‌كنند و با تحمل سفرهای چند ماهه تا چند ساله، در جستجوی فردیی روشن هستند.
آمارهای دیده‌بانان حقوق بشر نشان مي‌دهد هر سال بیش از یك میلیون كودك توسط گروه‌های قاچاق انسان مورد تهاجم قرار گرفته و از مكانی به مكان دیگر جابه‌جا مي‌شوند، اما در شریط ابتلا به بیماري‌های ساده تا حاد و تجربه‌های وحشتناكی چون تجاوز جنسی بدون رسیدن به هدف خود در جامعه‌ رها مي‌شوند.
به طور مثال در توگو هر سال بین 700 هزار تا یك میلیون كودك قاچاق مي‌شوند كه ین قاچاق دوطرفه و به صورت ورود كودكان و نوجوانان دیگر كشورها به ین كشور یا به عكس است. ین كودكان از نظر توان خواندن و نوشتن مهارت‌های دیگر در حداقل قرار داشته و پس از ورود به كشور هدف از حداقل امكانات برخوردار مي‌شوند، ین امكانات تنها در یافتن جیی برای خواب و حداكثر یك تا دو وعده‏ی غذیی محدود مي‌شود.
آمارها نشان مي‌دهد ین كودكان نخستین بار توسط كارفرمی خود مورد تهاجم روحی و جسمی قرار گرفته و پس از آن با انواع ناملیمات اعم از تجاوز جنسی، آزار و اذیت‌های روحی و جسمی، تنبیه‌بدنی، عدم پرداخت حقوق (به فرض قول پرداخت حقوق ماهیانه)؛ نامناسب بودن محل اقامت از هر نظر؛ بیكاری و خستگی مفرط به دلیل كار زیاد و طاقت‌فرسا؛ ابتلا به انواع بیماري‌های روحی و جسمی و.... روبه‌رو مي‌شوند.
در نگاه پایانی؛ فراموش نكنیم كه تفاوتی میان قاچاق و آزار و اذیت كودكان به هر شكل، از نظر جنسیت وجود نداشته و هر دو جنس به یك نسبت در معرض خطر قرار دارند. اما الگوی سوءاستفاده از دو جنس متفاوت است؛ به طوری كه پسرها بیش‏تر برای كار در زمین‌های زراعی و مراكز صنعتی و به طور كلی كارهای سخت و طاقت‌فرسا انتخاب شده و دخترها برای كار در منازل، هتل‌ها و... ورود و فعالیت در گروه‌هایی كه اعمال خلاف عفت انجام مي‌دهند و یا به عنوان كارگر جزء در مراكز صنعتی انتخاب مي‌شوند. اما ین گروه‌ها برای قاچاق كودكان و اعضی بدن آن‏ها، قاچاق كردن كالا و موادمخدر و... از هر دو جنس به یك نسبت بهره مي‌برند.
با نگاهی به آن‏چه درباره‏ی وضعیت كودكان كار بیان شد، رسیدگی به وضعیت ین موجودات بي‌پناه نیازمند توجهی ویژه است؛ به ویژه آن كه نمي‌توان ین وضعیت نابسامان را محدود به منطقه، گروه جنس و یا رنگ و نژادی خاص دانست.

منبع: روزنامه‌ی همشهری

 
کلیه حقوق این سایت متعلق به انجمن حمایت از کودکان کار می‌باشد
طراحی وب سایت توسط گروه ماز