به بهانهی سالروز تولدش، 5 آذر...
مانا ارجمند، متولد سال 1370... یکی از داوطلبان انجمن...
دختری آرام ولی پرتلاش که در قسمتهای مختلف به همکاران انجمن کمک
میکرد.
چندی پیش خانم ایلپور، مادر مانا، با حضور در انجمن به ما اطلاع
دادند که مانا از میان ما رفته...
ما سکوت میکنیم چراکه مطمئنا مادر، بهترین کسی است که میتواند
دخترش را معرفی کند...
یادش همواره برایمان گرامی است...
دستنوشتهای از مادر "مانا ارجمند"
مهناز ایلپور
فرزندم نه به دلیل اینکه فرزند من بود بلکه به دلیل اینکه انسانی
با اخلاق انسانی بود شخصیتی قابل تقدیر داشت... هر آنچه من به او
آموختم وظایفی بود که هر مادری برای فرزندش انجام میدهد ولی آنچه
او به من آموخت مجموعهای از باارزشترین آموختههایی است که من،
هم در زمینهی اخلاق و هم در زمینهی علمی کسب کردهام و در
زندگی به کارخواهم بست و به کار میبندم... روح او بزرگ بود و
لطیف که با نابرابری و حقکشی سنخیتی نداشت و در یکجا
نمیگنجید... میدید و رنج میبرد و در حد توانش در صدد بهبود
آنها بود ولی افسوس که یکتنه قادر به تغیر خیلی چیزها نبود و ضربه
میخورد و در نهایت از اینهمه تاریکی در هم شکست و البته صد
افسوس که به ناگهان شکست و رفت...
در مدت 5 سالی که در اروپا میزیست از رفاه بیحد و مرز و
بیدردی اروپاییان قلبش بهدرد آمد و به محض اتمام 18 سالگی با
عشق و اشتیاق به ایران آمد. او میخواست به هر طریقی خدمتی به
اجتماع رنجیده بکند و در کنار مردم باشد. یکسال و چهار ماه آخر عمر
کوتاهش را اینجا بود، در ایران و تمام تلاش خود را بهکار بست تا
به هدفش که تحصیل و در نهایت خدمت به طبقه ضعیف جامعه است، برسد.
طی یک سال تحصیلی توانست بهصورت فشرده، دو سال تحصیلی را بدون
حضور در مدرسه و بدون کلاس خصوصی به خوبی به پایان برساند و در
انتهای همان سال هم، در کنکور رتبهی 5 زبان آلمانی را کسب کند و
بر صندلی دانشگاه زبانهای خارجی دانشگاه تهران بنشیند... در این
مدت در یکی از دارالترجمههای رسمی کنار سفارت آلمان به عنوان
مترجم مشغول به کار شده بود و با مبلغی که از کار ترجمه بهدست
میآورد، مخارج تحصیل 3 کودک بدسرپرست را در بنیاد کودک بهعهده
گرفتهبود...
در انجمن حمایت از کودکان کار یک روز در هفته درس علوم و گاهی
تاریخ تدریس میکرد و در کارهای تصحیح اوراق به همکاران یاری
میرساند. همزمان درس میخواند... درس میخواند... و درس
میخواند... به کارگران مشغول به کار در خیابان و ساختمانهای در
حال کار خسته نباشید با صدای بلند میگفت و برای آنها کیک و آبمیوه
میخرید و در خانه برای آنها دلسوزی میکرد که هوا گرم است و
آنها مشغول به کارند...
روزی در مترو با ماموران مترو بحث شدیدی پیدا کردهبود چون
میخواست از حقوق فروشندگان خانمی که در مترو کار میکردند دفاع
کند. چند ساعتی درگیر این ماموران بوده و با آنها بحث میکرده که
اگر اینها اینجا فروشندگی نکنند پس با شکم گرسنه چه کنند؟! ...
هرگز از یاد نمیبرم که بستههای دستمال کاغذی جیبی را که من
بهدلیل مرغوبیت آن از اروپا برای او آوردهبودم به کناری انداخت
و گفت من با خودم عهد کردم که همیشه از بچههای کار در خیابان
دستمال جیبی بخرم! و روزی را هم از یاد نمبرم که وقتی به اروپا
به دیدن ما آمد، کیسهای پر از دستمال جیبی برای من و مادربزرگش
آورد که همه را از کودکان کار خریدهبود... این اواخر میگفت من
در دنیا آرزویی ندارم بهجز اینکه کودکی را به فرزندی قبول کنم،
چون عاشق کودکان بود... افسوس که به آرزویش نرسید...

 |
 |
|
|
|
"رنگ و خنده
و شوق"
روز چهارشنبه بیستم مهرماه برای کودکان کار پر از رنگ و خنده و
بازی بود. در فضایی زیبا و هوایی دلانگیز در "موسسهی فرهنگی
هنری صبا" کودکان با شوق بسیار رنگها را بر روی پارچه کشیدند و
طرحهای زیبا آفریدند.
در این کارگاه یکروزهی نقاشی روی تیشرت، ابتدا کودکان روی
پارچه، طرحهای تمرینی کشیدند و بعد ار صرف نهار، بر روی
تیشرتهای سفید به نقاشی پرداختند. طرحهایی که کودکان
میکشیدند برای تمام مهمانان و بازدیدکنندگان از این کارگاه به
جهت زیبایی ترکیب رنگها و دقتی که کودکان در انتخاب طرحها و
اجرای آنها بهکار برده بودند، بسیار جالب و تحسینبرانگیز
بود.
دوستان ما در گروه هنری "شین" که مجری این برنامه بودند
تیشرتهای نقاشیشدهی کودکان را بر روی بندهایی که از قبل
آماده کرده بودند آویختند و برای مهمانان به نمایش گذاشتند.
کودکان نیز خود با شعف بسیار تیشرتی که خود نقاشی کرده بودند را
به بازکنندگان نشان میدادند و در مورد نقاشی روی آن توضیح
میدادند.
آنچه زیباترین نکتهی این برنامه بود خندههای پررنگ کودکان بر
روی لبانشان بود که از فضای آرام و دوستانهای که در آن مشغول
نقاشی بودند و از اینکه آزادانه آنچه در ذهن داشتند را با رنگ
نمایان میکردند، لذت میبردند و آن لذت را به هر بینندهای
منتقل میکردند.
این روز زیبا با هدیهها و لوحهای تقدیری که گروه هنری "شین" به
کودکان تقدیم کردند و با سیبهای قرمزی که طعم خوش آن را عطر
دلانگیزش نشان میداد، به پایان رسید؛ ولی تلاش ما همچنان
برای کودکان کار و آرامش و شادی آنها ادامه دارد و این تلاش
همیاری تمامی دوستان را میطلبد؛ از جمله دوستانمان در گروه هنری
"شین" و موسسهی فرهنگی هنری صبا.
"دست من
سرشار از رویاست"
به مناسبت روز جهانی کودک، آتلیهی هنری "شین" با
همکاری انجمن حمایت از کودکان کار، کارگاه نقاشی روی تیشرت برگزار
میکند.
در این کارگاه 40 کودک از کودکان تحت حمایت انجمن حمایت از کودکان
کار با همراهی 4 مربی از انجمن و 7 مربی از مربیان سرزمین باران،
به نقاشی بر روی تیشرت میپردازند.
بر آنیم تا به بهانهی این کارگاه، روزی شاد و خاطره انگیز برای
کودکان ترتیب دهیم که در آن خطوط را در هر امتدادی که میخواهند،
ادامه دهند و رنگها را به هر ترکیبی که در دنیای کودکیشان
میبینند، درهم آمیزند.
زمان: چهارشنبه 20 مهرماه 1390
مکان: موسسهی فرهنگی هنری صبا

مرکز همهی
کودکان
"خانوم شما بهشت میروید!؟"
پیمان: "خانوم، اونایی که بچهها رو میزنن، میرن جهنم!"
سکوت
پیمان: "من اینجا عصبانی میشم چون اینجا هیچکی منُ نمیزنه!؟
اینجا همه خوبن!"
سکوت
پیمان: " منُ ببرین بهزیستی، خوب میشم! ایمان میره جهنم، چون
بچهها رو میزنه! خانومِ...... میره بهشت!؟"
چشمام پُر از بغضی شد که میخواست بترکه!؟.... این قصههای قشنگ
ادامه داره......
به امید فردایی بهتر برای همهی کودکان دنیا.
مرکز همهی
کودکان
پلان ساختمان قدیمی:
روی پلهها ایستاده بودم و به ساختمون کهنهای نگاه میکردم که دو
سال پیش آذر ماه (87) برای آغاز کار پا توش گذاشته بودم. درخت
انجیر و گردوش، حوض آبیش، درخت پدربزرگ،درخت آزادی، درخت آرش
برهانی- اینها اسمهایی بودندکه بچهها روی این درختها گذاشته
بودند! سکوت بود چون هیچ بچهای توی مرکز نبود، اما صدای هلهلهی
شادی بچهها تو گوشم بود. خیره شده بودم به آجرها و نفس عمیق
میکشیدم و خوشحال بودم که اینجا هستم! خوشحال بودم که اینجا با
بچهها بازی میکردیم، شاد بودیم، لحظههای تلخی رو تجربه کردیم
اما باز هم همگی ایستاده بودیم و هستیم تا امید را معنا کنیم. توی
حیاط با هم طناببازی میکردیم، قایمباشک........ با هم گردو
میخوردیم، از درخت انجیر بالا میرفتیم و شاد شدیم، آدمایی که
دوستشون داشتیم رفتند، آدمای جدیدی اومدند که دوستشون داریم، روی
خطهای فرشِ گُلگُلی نشستیم و غذای گرم خوردیم، آببازی کردیم،
بوی غذای گرم و خوب با بینیهامون تا عمق معدههامون نفس کشیدیم!
روزهای خوبی رو تجربه کردیم هر چند گاهی سخت! مرتضی هم بود! ذبیح
گفت: " همین حالا که خرابش نمیکنن، رها باش! دلبستگی به
ساختمونُ....!؟ " لبخند زدم. توی دلم خیلی خوشحال بودم چون ساختمون
قرار بود برای حضور همگیمون به کمک آدمهایی که دوستشون داریم،
بازسازی بشه و این اتفاق، خیلی قشنگ بود، اما من به خاطر آجرها
و..... خیره نشده بودم، من به تجربههای قشنگ فکر میکردم و به
تجربههای تازه در ساختمانی تازه و این جمله در ذهنم تکرار میشد:"
خدا رو شکر که از پی خراب کردن، اینبار امید آشیونه میسازه!"
پلان ساختمان بازسازیشده
به آجرهای خوشرنگ تازه نگاه میکنم، چشمهایم از روی درخت انجیر و
گردو سُر میخورد روی حوض آبی مستطیلی شکل و لبخندم روی حضور
سُرسُره و تاب مینشیند. خوشحالم، مرتضی نیست! ذبیح مسافر است و
شهاب کنارم ایستاده و کلمهی آموزش را روی برگهای که دست من است،
میخواند و میخندد! نفس عمیقی میکشم و توی دلم سپاسگزارم، جز این
واژه، واژهی دیگری پیدا نمیکنم! از همهی آدمهایی که دست به دست
هم دادند تا آجر آجر این ساختمان از نو روی هم گذاشته شود برای
حضور کودکانی که هر روز در را به امید و شادی باز میکنند،
سپاسگزارم. از همهی شما سپاسگزارم.
به امید فردایی بهتر برای همهی کودکان دنیا.
"بازی و
آموزش حق همهی کودکان است."
"ارائهی فرصتها و دسترسی برابر به آموزش باکیفیت رایگان و
اجباری
ایجاد مدارسی که کودکان در آنها از یادگیری احساس شادمانی
میکنند...
گسترش آموزش برای زندگی که فراتر از آموزش رسمی بوده و شامل
درسهایی در زمینهی تفاهم، صلح، پذیرش و.... باشند."جهانی
شایستهی کودکان
پاییز، کوچهها، انتظار، ماه مهر، همهمهی کودکان، صدای شادی،
زمزمهی سرودهای مدرسه، دوشنبه 4 مهر 1390 انجمن حمایت از کودکان
کار پذیرای 850 کودک عضوش شد تا همگی کنار هم مهر و مهربانی پاییز
و مشق و نیمکت را جشن بگیرند.
دفترمرکزی:
بعد از سکوت و تعطیلی شهریور ماه، دلتنگی حضور کودکان، انتظار
شنیدن صدای شادی کودکانگیها، چیدن صندلی، باد کردن بادکنکهای جشن
مدرسه، بازگشت کودکان به آغوش مادرانهی انجمن با حضور بیش از 400
کودک و با خوشآمدگویی، موسیقی، مسابقه و.... جشن گرفته شد.
" مهر و مهربانی بچهها همراه نسیم میوزید.... جشن با حضورشان
سرشار از غوغای پاییزی بود. پاییز از نسیم، یاری طلبید تا لبخند به
لبهای کودکان بنشاند. دستهای بچههای انجمن به دنبال دستهایی
بودند برای پیوستن. آنها همکارانی بودند برای این روز قشنگ، برای
مهر و مهربانی، برای من و تو و برای عشق و آموزش." شکیلا احمدی
 |
 |
مرکز همهی کودکان:
ساعت 6:00 صبح، دوشنبه 4 مهر 90 خورشیدی:
بچهها از شوق جشن در مرکز را به صدا درآوردند! تا ساعت 12:00 که
جشن شروع میشد، کودکان هزاران بار انعکاس صدای در را بلند کردند
تا میان شادی های غمانگیزشان این با کنار ما شادی جشن مهر را
فریاد بزنند. قشنگترین صحنه نشستن کودکان منتظر پشت در مرکز بود
که شادی را به انتظار نشسته بودند. امیدواریم کودکان همیشه در
صفشادی و تفریح انتظار را تجربه کنند. پاییز مبارک.
 |
 |
مرکز خاوران:
صبح که از در خانه بیرون آمدم، هوای دلفریب پاییز اشک را بر چشمانم
آورد و من در حالیکه تمام خاطرات کودکیم هنگام شروع مدرسه زنده شده
بود به سوی مرکز راهی شدم تا شروع سال تحصیلی جدید را در کنار
کودکان انجمن جشن بگیرم ،شاید آن ها نیز 25 یا 26 سال بعد در یک
صبح پاییزی به یاد روزهای خوش کودکیشان در انجمن حمایت از کودکان
کار بیافتند و در راه رفتن به مراکزشان برای جشن آغاز سال تحصیلی
جدید باشند .
در روز دوشنبه 4/7/90 ساعت 10 تا 12 صبح جشن بازگشایی مهر ماه مرکز
خاوران در آمفی تاتر معاونت امور اجتماعی شهرداری منطقه 15 با حضور
150 تا 200 کودک با اجرای برنامه های ذیل برگزار گردید:
• تلاوت قرآن و سرود ملی ایران
• تبریک شروع ماه مهر و مدرسه توسط مدیر عامل انجمن (خانم بناساز)
.
• اجرای موسیقی در برنامه .
• برگزاری مسابقه در دو گروه ابتدایی و راهنمایی .
• اجرای سرود بوی ماه مهر توسط کودکان مرکز .
• معرفی دانش آموزان اول تا سوم هر پایه و مقطع .
• پذیرایی و پایان جشن .
پس بار دیگر حضور شادی آفرین و پر هیاهوی کودکان را در انجمن گرامی
داشتیم تا سال تحصیلی
پر فراز و نشیب جدید را در کنار هم آغاز کنیم . البته کودکان مرکز
بازار هم در جشن شادی مرکز خاوران حضور داشتند.
مرکز بم:
همزمان با همهمهی شادی کودکان در مراکز انجمن، مرکز بم هم بوی
نیمکت، کتاب و مشق را با کودکان عضو جشن گرفت. این مراسم در سالن
مرکز بم برگزار گردید.
• تلاوت آیات قرآن توسط عاطفه لکزایی
• خوشآمدگویی و خیرمقدم آغاز سال تحصیلی به کودکان
• خواندن دکلمه و شعر همراه با موسیقی با اجرای کودکان
• اجرای نمایش به مناسبت آغاز مهر همراه با موسیقی با اجرای آقای
محمد پورصالحی و گروهشان
• معرفی دانش2اموزان ممتاز از نظر درسی و اخلاقی
• تشکر از معلمان و کسانی که در اجرای این برنامهها فعالیت
کردهاند.

مدرسه عشق
در مجالی كه برایم باقی است باز همراه شما مدرسهای میسازيم....كه
در آن همواره اول صبح
به زبانی ساده مهر تدريس كنند و بگويند خدا، خالق زيبايی و سراينده
عشق، آفرينندهی ماست.
مهربانی است كه ما را به نكوئی، دانايي و زيبايی و خدا میخواند.
جنتی دارد نزديك، زيبا و بزرگ، دوزخی دارد به گمانم كوچك و بعيد در
پَرسودايی است كه ببخشد ما را
و بفهماندمان ترس ما خارج از دايره رحمت اوست.
در مجالی كه برايم باقی است باز همراه شما مدرسهیای میسازيم كه
خرد را با عشق، علم را با احساس و رياضی را با شعر
و دين را با عرفان همه را با تشويق تدريس كنند.
لای انگشت كسی قلمی نگذارند و نگويند كسی را حيوان و نخوانند كسي
را كودن و معلم هرروز روح را حاضر و غائب بكند.
مغزها پر نشود از انبار، قلبها خالی نشود از احساس درسهايی
بدهندكه قلبها را تسخير كند.
ازكتاب تاريخ جنگ را بردارند در كلاس انشاء هر كسی حرف دلش را بزند
غيرممكن را ازخاطرهها محو كنند، تا كسی بعد از اين باز همواره
نگوييد"هرگز"
و به آسانی همرنگ جماعت نشوند، مشق شب اين باشد كه شبی چندينبار
تكرار كنيد:
عدل، آزادی، ماندن و شادی
امتحانی بشود كه بسنجند ما را تا بفهمند كه چقدر عاشق، آگه و آدم
شدهايم .
در مجالی كه برايم باقی است باز همراه شما مدرسهای میسازيم .
كه در آن وقت به زبانی ساده شعر تدريس كنند و بگويند كه تا فردا
صبح
خالق عشق نگهدار شما....
(شادروان مجتبی كاشانی)
تعطیلات
تابستانی انجمن
به استحضار میرساند، طبق مصوبهی هیأت مدیرهی محترم انجمن،
تعطیلات تابستانی انجمن از روز چهارشنبه مورخ 16/6/1390 لغایت
25/6/1390 میباشد.
زهرا بناءساز
مدیرعامل
دست در دست هم برای کودکان کار
دوستان گرامی و همراهان کودکان کار
باری دیگر گرد هم میآییم تا گامی دیگر برای کودکان کار
برداریم...
پانزدهمین جشنوارهی انجمن حمایت از کودکان کار با همکاری و حمایت
صمیمانهی شرکت "گلدایران" و "الجی" برای اولین بار در دو روز،
روزهای پنجشنبه و جمعه 17و18 شهریورماه 1390 برگزار خواهد شد.
این جشنواره که همچون همیشه حاصل تلاشهای بیدریغ داوطلبان
انجمن و دیگر حامیان کودکان کار است؛ شامل: انواع غذا و دسر،
کافیشاپ، صنایع دستی و هنری، محصولات فرهنگی، مسابقه، موسیقی
زنده و جشنوارهی ویژهی کودکان میباشد.
حضور شما دوستان گرامی موجب دلگرمی ما در تداوم این راه خواهد بود.
زمان: پنجشنبه و جمعه 17و18 شهریورماه 1390، ساعت 22-11
آدرس محل برگزاری بازارچه: خیابان ولیعصر، بالاتر از پل چمران،
خیابان شهید فیاضی (فرشته)، بعد از تقاطع نیلوفر، پلاک 56، "مجتمع
رفاهی فرشته"
.
تمام چسب زخمهایت را هم که بخرم
باز نه زخمهای من خوب میشود
نه زخمهای تو ...
منبع: ناشناس
صبح روز پنج شنبه 27/مرداد/1390، زنگ تلفن و
صدای کودکانهای که گفت:
- الو، سلام خانم، خسته نباشید.
- سلام عزیزم، ممنونم.
- خانم کمکهای بچههای سومالی رو فرستادین؟!
- هنوز نه عزیزم، چطور؟!
- خانم میشه تا شنبه نفرستین؟ من امروز بعدازظهر حقوق میگیرم،
خواهش میکنم صبر کنید، منم میخوام کمک کنم.
- حتماً، خیالت راحت باشه پسرم...
باور کنید هیچ جور دیگهای نمیتونم حس کودکان کار رو منتقل کنم،
جز با به روی کاغذ آوردن اون صدای پشت خط تلفن...
همچنین در مرکز همه کودکان، زمانی که برای بچههای کلاس در مورد
کودکانی که در سومالی دچار قحطی شده بودند صحبت میکردیم همهی
بچهها آرام و ساکت نشسته بودند و وقتی صحبتهایمان تمام شد و به
آنها گفتیم تا برای بچههای سومالی نقاشی بکشند و بفرستیم تا به
دستشون برسه و خوشحال بشن، به فاصلهی چند ثانیه دریا از کلاس
خورشید گفت: خانم اجازه! من یه لحظه برم کلاس خودم؟ من اجازه دادم
و او رفت و با یک پلاستیک مشکی برگشت و 1200 تومان را با دستان
کوچک و سرشار از عشق و محبت از داخل پلاستیک بیرون آورد و داخل
صندوقی که برای کمکها گذاشته بودیم انداخت و بعد بچهها یکییکی
هر کدام سکههای 25،50 و 100 تومانی را داخل صندوق انداختند و
گفتند خانم اینارو زود برسونین به دستشون تا دیگه گرسنه نباشند.
بوسه میزنیم بر دستان خسته اما توانای کودکان کار که هزینهی یک
روز تغذیهشان معادل 000/000/13 ريال و کمکهای انسانیشان را به
مبلغ 250/598/2 ریال از طریق سازمان پزشکان بدون مرز، صرف امور
تغذیهای مردم قحطیزدهی سومالی نمودند.
در اینجا، جا دارد از یکی از کارمندان محترم بانک سپه که مبلغ
750/101 ریال به مبلغ فوق افزود تشکر و قدردانی کنیم.
عکسهای زیر چکهایی که طی آنها این مبلغها پرداخت شدهاند
را نشان میدهد.
 |
 |
گامی دیگر به سوی شما...
انجمن حمایت از کودکان کار گامی دیگر به سوی شما دوستان که همچون
ما دغدغهی کودکان کار را دارید، برداشت...
بخش روابط عمومی انجمن حمایت از کودکان کار با هدف ایجاد شرایط
مساعدتری برای ایجاد و استمرار ارتباط با شما همراهان گرامی، به
مکان جدیدی منتقل شده است.
امید آن داریم، این گام پیشدرآمدی شود بر حضوری موثرتر و مستمرتر
در کنار یکدیگر به سوی فردایی بهتر برای تمامی کودکان دنیا...
آدرس: یوسف آباد، خیابان سوم، پلاک 17،
طبقهی اول، واحد 2
تلفن: 88728279
می
دانی سومالی کجاست ؟

خبر قحطی در سومالی را شنیدهای؟
سومالی کشوری است در شرق قاره آفریقا و پایتخت آن موگادیشو نام
دارد. این کشور یکی از بالاترین در صدهای مرگ و میر کودکان جهان را
دارد ، 10 درصد کودکان در هنگام تولد و 25 درصد از آن هایی که در
هنگام تولد جان سالم به در میبرند، پیش از رسیدن به 5 سالگی از
دنیا می روند.
می دانی وظیفهی ما چیست؟ باید ثابت کنیم که قحطی آب و نان، قحطی
انسانیت و مهربانی نیست.
کودکان عضو انجمن هزینهی یک روز غذای خود را برای کمک به مردم
قحطی زدهی سومالی پرداختهاند، روز چهارشنبه مورخ 26/05/1390 نیز
با حضور همکاران، داوطلبان و تمام دوستان به یاری کودکان سومالی
خواهیم شتافت.
سهم من امیدواری و تلاش برای روزهای بهتر، سهم شما به عنوان
نمایندگان، مسوولان و سیاستگذاران برای حفظ امنیت جهانی چیست؟
تا کی کودکان از ظلم و ستیز رنج ببرند و مشکلات سیاسی باعث مهاجرت
یکایک آنها شود...
تا کی کودکان کوله باری از مسوولیت را بر دوش کوچک خود حمل کنند...
تا کی کودکان، کودکی نداشته باشند و بازیهای کودکیشان به
کورههای داغ و سوزان و خیابانهای بیانتها ختم شود...
شکیلا احمدی
نهمین
سالگرد تاسیس انجمن حمایت از کودکان کار گرامی باد
کبیر را هم
بدرقه کردیم ...
در حالیکه اشک میریختیم و قلبمان در فراق کودک
عزیزمان لبریز از اندوه بود، کبیر را راهی سفر بیپایانش کردیم و
تن رنجورش را به دست مهربان و تیرهی خاک سپردیم تا آسوده و پاک
تا جاوید جاویدان بی هیچ تشویقی بیارامد .
زندگی دیگرش شاد باد .
انجمن حمایت
از کودکان کار

به یاد و
خاطرهی «اقبال مسیح»
پریسا یعقوبی
22 خرداد روز جهانی مبارزه با کار کودک است، به یاد و
خاطرهی «اقبال مسیح»
کودکی با دستان کوچک، پاهای کوچک، اما با چشمانی پر از امید با فقر
به دنیا آمد .
روز به روز بزرگتر میشد، طعم زندگی سخت را همراه با خانواده
میچشید ولی هنوز هم نمیدانست سرنوشت برایش چه رقم زده. با تمام
سختی زندگی خود را میگذراند. بازی میکرد و میخندید. یک روز از
بازی خسته شد و به خانه برگشت، اما پدرش را ندید... و این آغاز
زندگی جدید بود.
پدر رفت و مادرش پدر شده بود. حالا کودک کمتر کودکی میکرد. تجربه
به اینجا ختم نشد و باز هم چرخ برایش تجربهای تلختر از گذشته در
نظر داشت. زمان ازدواج برادر بزرگتر رسید، وامی گرفته شد و زمان
بازپردخت آن!!!
خانواده تصمیم گرفت برای بازپرداخت کودک خود را ضمانت وام کند و او
را به گارگاه بافندگی فروختند...!!!؟؟؟؟
"کودک دیگر کودک" ، کودک با جثهی بسیار کودکانه مجبور شد نقش پدر
را تجربه کند. تجربهِِی تلخ، تجربهی جانفرسا، تجربهی نداشتن یک
حامی، تجربهی بیعدالتی، ظلم، ستم، جبر و... وای چقدر تجربه...
هر روز پشت دار قالی نشستن بدون استراحت و غذای کافی، بدون لحظهای
کودکی و این آغازی بود به پایان کودکیاش.
یک روز برعکس آویزان شده از سقف از خود پرسید گناهم چه بود؟
آه...یادش آمد... با همکارش ( کودکی دیگر) حرف زده بود و این تاوان
آن بود. کودک کودکی را فراموش کرد. در این سه سال کودکمان رشد
نمیکرد، از بدن کودکتر و از درون پیرتر میشد.
کم کم یادش رفت بازی کردن و خنده و شیطنت و کودکی را.... چیست؟
کجاست؟
اما هنوز چشمانش را به یاد داشت، چشمانی که امیدی را برایش سو سو
میکرد. شنیدهبود جایی هست و تکیهگاهی، پس حرکت کرد. از
اسارتگاهش فرار کرد و به سمت آزادی رفت؛ اما نه فقط برای خود، برای
کودکانی مثل خودش. نمیخواست زهر این زندگی تلخ را آنها هم بچشند.
به کشورهای مختلفی رفت. در سمینارها و جلسات شرکت کرد. صحبتهای
فصیحی را بیان کرد. کودکمان در 13 سالگی بدون سواد، از هر سخنرانی
سخنرانتر بود و فصاحت و بلاغت بسیار داشت. از ناگفتهها گفت، گفت
و گفت، جنگید و جنگید.
از دردهایش که اسمشان تجربه بود، از دستان ظریف و کوچک که مجبور به
بافندگی بودند، از کارگاههای تاریک و نمور و از آزارهای جسمی و
جنسی و......
از نقشهایی که با ظرافت تمام بافت و فروخته شد، و سهم کودکان هنوز
کارگاههای تاریک و نمور بود و بس.
صحبتهایش، کلام نافذش، صداقت کلامش، همه را مجذوب خود کرد.
انتهایی انسانی صفت به حمایت از او برخاستند و جنبشی به پا خواست.
کودکمان هر روز رشد میکرد، درونش درختی عظیم با ریشههای قوی و
عمیق شکل گرفت، شاخههایش پهن و بزرگ و بزرگتر میشد.
وای ...................چه کسی تنۀ کودکمان را برید؟؟؟....... آیا
او نمیدانست که ریشهها پا برجاست؟!
بیانیهی انجمن حمایت از کودکان کار به مناسبت روز جهانی مبارزه
علیه کار کودک"
22
خرداد (12 ژوئن)، روز جهانی مبارزه علیه کار کودک گرامیباد.
روز
جهانی مبارزه علیه کار کودک فرصتی است برای اندیشیدن و سخن گفتن
دربارهی دشواریها و رنج کودکان، کودکانی که کودکیشان در آماج
تهاجم بیوقفهی بهرهکشی و
استثمار
ناشی از فقر و نابرابریهای اجتماعی به یغما رفته و پیامدهای این
چپاول نه تنها امروزِ آنان، بلکه فردا و تمامی زندگی آیندهشان را
نیز مورد تعرض و آسیب قرار داده است. روز جهانی "مبارزه علیه کار
کودک" فرصتی دوباره برای اندیشیدن دربارهی وظایف، مسوولیتهای
انسانیمان در قبال کودکان، تأمل دربارهی قصور و کوتاهیهای
صورت گرفته نسبت به مسایل آنان، توجه بر ضرورت پایان بخشیدن به
پدیدهی غیرانسانی "کار کودکان"، است چرا که کودکان کار، قربانیان
خاموش و بیدفاع غفلت، نابرابری، فقر و دیگر نابسامانیهای
اجتماعی هستند و تردیدی نیست که رنج آنان پایان نخواهد یافت مگر با
همبستگی، هماندیشی و اقدام مؤثر انسانی همهی جوامع به نفع همهی
کودکان.
آزادشان کنید
پرندهی کوچکی که امروز قفسنشین شماست
فردا
عقاب تیزپروازی خواهد شد
که به
قلهی پرآوازهی قاف نیز بسنده نخواهد کرد
آزادشان
کنید
-
سید علی صالحی –
"کودک کار وجود دارد
چون ما اجازه میدهیم که وجود داشته باشد"
سازمان بینالمللی کار (ILO)
کار کودک را به کاری اطلاق میکند که:
_small1.jpg)
۱-
از نظر ذهنی، جسمی، اجتماعی یا اخلاقی برای بچهها
آسیبرسان و خطرناک است.
۲-
به سه شکل زیر با تحصیل و فرایند آموزشی آنها
تداخل دارد:
۳-
محرومیت از فرصت حضور در مدرسه
۴-
اجبار برای ترک تحصیل
۵-
اجبار به انجام کارهای سنگین و طولانی علاوه بر
حضور در مدرسه (تولائی، رفیعی و بیگلریان، 1388: 303)
در گزارش سالانهی یونسیف، کودکان مشمول «کار
کودک» از نظر سن و ساعات کاری به دو دسته زیر تقسیم شدهاند:
_small1.jpg)
۱-
کودکان 11-5 سالهای که در طی یک هفته حداقل یک
ساعت فعالیت اقتصادی یا حداقل 28 ساعت کار خانگی انجام میدهند.
۲-
کودکان 14-12 سالهای که در طی یک هفته 14 ساعت
فعالیت اقتصادی یا حداقل 24 ساعت فعالیت اقتصادی همراه با کار
خانگی انجام میدهند. (همان :304)
واقعیتها:
• 218 میلیون کودک
کار در جهان وجود دارد._small1.jpg)
•
14 درصد کل کودکان 5 تا
17 ساله، کودک کار هستند.
•
از هر هفت کودک در جهان
یک نفر کودک کار است.
•
در مالی 63 درصد کودکان
5 تا 14 ساله کودک کار هستند.
•
38 درصد کودکان در
کامبوج و 47درصد در بورکینافاسو کار میکنند.
•
22 درصد کودکان کار،
شاغل در بخش خدمات هستند- نظیر خرده فروشی، کار در رستورانها و
هتلها، حمل و نقل، روزنامه فروشی، خدمات اجتماعی، تجاری، مالی و
غیره
•
9 درصد کودکان کار در
بخش صنعت کار میکنند- نظیر کار در معدن (استخراج)، باربری،
تولیدیها، کارهای ساختمانی و خدمات عمومی
•
69 درصد کودکان کار در
بخش کشاورزی فعال هستند- نظیر شکار، جنگل بانی، ماهیگیری و زراعت
_small1.jpg)
•
سالانه، 22 هزار کودک
در اثر حوادث کاری جان خود را از دست میدهند. (sinha,2010:2)
•
در بررسیهای سازمان
دیدهبان حقوق بشر در سال های 2001 تا 2004 تعداد کودکان خیابانی
حدود 150 میلیون در سطح جهان اعلام شده است. (حسن زادگان و سعیدی،
1389: 6)
•
بر طبق مطالعهای که در
کشورهای افریقایی انجام شده، در زیمبابوه 95 درصد، در
آنگولا 84 درصد، در اتیوپی 84 درصد، در زامبیا 70 درصد و در سودان
تقریباً 100 درصد کودکان خیابانی مورد مطالعه، مذکر بودهاند.
(همان)
•
در سرتاسر جهان تقریباً
صد میلیون کودک خیابانی وجود دارند که نیمی از آنها در کشورهای
آمریکای لاتین و بقیه در کشورهای آفریقایی و آسیایی به سر میبرند.
تنها در آمریکای لاتین 40 میلیون کودک و نوجوان خیابانی حضور دارند
و درهندوستان، کودکان بیخانمان را تا 44 میلیون تخمین زدهاند.
(وامقی، 1384: 177) _small1.jpg)
•
امریکای لاتین و
کشورهای حوزه کاراییب بیشترین پیشرفت را در زمینهی پرداختن و حل
مسالهی کار کودک دارند، حال آنکه بیشترین میزان شیوع کار کودک در
افریقای نیمه صحرایی یافت میشود. ((sinha,2010:2)
•
سهم دختران مشغول به
کار در حال کاهش نیست و دختران ممکن است که بیشتر از پسران جزء
کودکان کار باشند. (همان)
•
پیشرفت های صورت گرفته:
تعداد کودکان کار به طوری کلی از سال 2000 تا 2006، 11 درصد کاهش
یافته و تعداد کودکان شاغل در کارهای پرخطر 26درصد کم شده است.
(همان)
برآوردهای جهانی از کودک کار_small1.jpg)
218 میلیون تعداد کل
کودکان کار (, ILO2006)
در جدولهای زیر طبقهبندی برحسب جنسیت، سن، مکان
، میزان شیوع و نوع کار کودکان کار ارائه میشود:



sinha,2010: 9))
مقاولهنامهی
ممنوعیت و اقدام فوری برای محو بدترین اشکال کار کودک - شماره
182_small1.jpg)
کار کودک از جمله
مصادیق قدیمی نقض حقوق بشر است. در سال 1999 سازمان بینالمللی کار
«کنوانسیون بدترین اشکال کار کودک» را تهیه کرد که در آن اعضا
پذیرنده ملزم به ممنوعیت و محو تنها آن دسته از کارهای کودک شدند
که ناپسند یا غیرقانونیاند و یا با توجه به وضعیت کودک، مضر و
خطرناکند. ایران نیز به این کنوانسیون پیوسته است.
کنوانسیون بدترین
اشکال کار کودک (the
worst forms of child labour convention
) برآیند نگرانیهای
موجود و اهتمام بینالمللی در بهبود وضعیت معیشت این کودکان است.
کنوانسیون حداقل سن سازمان جهانی کار -
شماره 138
کنفرانس عمومی
سازمان بینالمللی کار بنا به دعوت هیأت مدیرهی
دفتر بینالمللی کار، پنجاه و هشتمین اجلاسیه خود را در 6 ژوئن
1973 (16 خرداد 1352) در ژنو تشکیل
داد. با تصمیمگیری در مورد پیشنهادهای ویژهی
مربوط به حداقل سن اشتغال به کار که چهارمین موضوع مندرج در دستور
کار اجلاسیه میباشد و با توجه به مقررات مقاولهنامهی مربوط به
حداقل سن (در صنایع) مصوب 1919 و مقاولهنامههای
مربوط به حداقل سن (کار در دریا) مصوب 1920 و مقاولهنامهی
حداقل سن (کشاورزی) مصوب 1921 و مقاوله نامه مربوط به حداقل سن
(جاشوان و آتشکاران) مصوب 1921 و مقاله نامهی
مربوط به حداقل سن (کارهای غیرصنعتی) مصوب 1932 و مقاوله نامهی
تجدیدنظر شده مربوط به حداقل سن (کار در دریا) مصوب 1936 و مقاوله
نامهی
تجدیدنظر شده مربوط به حداقل سن (در صنایع) مصوب 1937 و مقاوله
نامهی
مربوط به حداقل سن (ماهیگیران) مصوب 1959 و مقاولهنامهی
مربوط به حداقل سن (کارهای زیر زمینی) مصوب 1965 و نظر به اینکه
وقت آن فرا رسیده که یک سند کلی در این مورد تهیه گردد تا تدریجاً
جایگزین اسناد موجود مربوط به بخشهای محدود اقتصادی شده،
ممنوعیت کامل کار کودکان تحقق یابد و با اتخاذ این تصمیم که چنین
سندی باید به صورت یک مقاولهنامهی بین المللی باشد لذا در تاریخ
26 ژوئن 1937 (پنجم تیرماه 1352) مقاولهنامهی
138 به عنوان مقاولهنامهی مربوط به حداقل سن اشتغال به کار کودک
که شامل 10 ماده میباشد تصویب شد. (ویژهنامهی انجمن حمایت از
کودکان کار، 1384: 25)
انواع
کار کودک
کار کودک به اشکال مختلفی طبقهبندی میشود. هر چند
با توجه به مکان و چگونگی کار کودک، همهی اشکال کار کودک
ناپذیرفتنی هستند.
کودکان در بدترین اشکال کار کودک:
نمونههایی از بدترین اشکال کار کودک شامل روسپیگری، پورنوگرافی و
کارهای مرتبط با مواد مخدر و یا کار در شرایط دشوار نظیر
کورهپزخانهها، معادن، کارگاههای شبانه و دور از چشم و غیره
_small1.jpg)
-
قاچاق کودک:
به معنی هر فعالیت یا معاملهای که بواسطهی آن یک کودک بوسیلهی
یک شخص یا گروهی از افراد به جای دیگری فرستاده میشود، در ازای
دریافت پاداش، یا هر نوع ملاحظهی دیگری. این طبقهبندی با دیگر
طبقهبندیها متفاوت است و به فرایند سوء استفاده (بهره کشی)های
تجاری از کودکان نسبت داده میشود.
-
پورنوگرافی و
روسپیگری کودکان:
به معنی استفاده از یک کودک در اعمال جنسی برای دریافت پاداش یا هر
نوع ملاحظهی دیگر. این طبقهبندی استفاده از تصاویر آلت جنسی
کودکان به شکل واقعی یا شبیهسازی شده را شامل میشود.
-
به کارگیری کودکان
به منظور جرم و جنایت:
استفاده، پیشنهاد یا فراهم کردن یک کودک برای فعالیتهای نامشروع و
غیرمجاز، بویژه برای تولید و قاچاق مواد مخدر است. مهم است که توجه
داشته باشیم که این طبقهبندی متفاوت است از طبقه بندی کلی جرایم
کودکان و نوجوانان که شامل مواردی میشود که در آن کودکان اقدام به
اعمال مجرمانه میکنند. این طبقهبندی بیشتر شامل موارد زیاد
فروشندگان مواد مخدر است که کودک، اغلب بخشی از یک زنجیرهی بزرگ
تجاری محسوب میشود. _small1.jpg)
-
به کارگیری کودکان
در مبارزات مسلحانه:
شرکت دادن کودکان به عنوان سرباز یا نیروی کمکی (کارگر پشتیبانی)
در مبارزات مسلحانه، چه بوسیله نیروهای حکومتی و چه بوسیله نیروهای
شورشی (معترض، یاغی)
-
خدمتکاران خانگی
(کلفت و نوکرهای) کودک:
کودکانی که در کارهای خانگی شاغلند، ساعتها در خانه کار میکنند.
بسیاری از این کودکان وضعیت یک برده یا چیزی شبیه آن را دارند.
بسیاری از آنها قاچاق میشوند و بسیاری از آن آنها سلامتی، امنیت و
سلامت اخلاقیشان در معرض خطر است. این طبقهبندی، کار خانگی موقت
(نیمه وقت) بوسیله کودکان بزرگتر که ضرری برایشان ندارد، یا
کارهای روزمرهی معمولی خانه به عنوان عضوی از یک خانواده را در بر
نمیگیرد.
-
کار پرخطر کودک:
کاری که ماهیت یا شرایط آن به گونهای است که برای سلامتی، امنیت و
اخلاق کودکان مضر است. تعریف چنین کارهایی، سوء استفادههای جنسی،
روانی یا جسمی، کارهای زیرزمینی یا در مکانهای تنگ و گرفته، کار
با ابزار آلات خطرناک، کار با مواد پرخطر، کار با ساعت طولانی
مانند شبکاری را شامل میشود(sinha,2010:
8)._small1.jpg)
علل کار کودک از منظر سازمان بینالمللی کار
سازمان بینالمللی کار، دلایل ورود کودکان به
عرصهی کار را از زاویهی عرضه و تقاضا بررسی میکند. در میان
عوامل مربوط به عرضه، «فقر» مهمترین عاملی است که کودکان را وادار
به کار کردن میکند، زیرا درآمد حاصل از کار کودک برای زندگی او و
خانوادهاش ضروری است (تولائی، رفیعی، بیگلریان، 1388: 304).
از دیدگاهی جامعتر، علل کار کودک به سه دستهی
کلی زیر تقسیم میشود که سازمان بین المللی کار در مقالهای با
عنوان «آیندهای بدون کار کودک» به آنها اشاره کرده است:
الف) علل بی واسطه: کمبود یا نداشتن پول یا
غذا، افزایش قیمت کالاهای اساسی، مقروض بودن خانوادهها، شوکهای
خانوادگی؛ مرگ یا بیماری سرپرست خانواده، کمبود برداشت محصول، نبود
مدرسه یا وجود مدارسی با کیفیت ضعیف یا مواد درسی نامربوط، تقاضا
برای کارگر ارزان در کارگاههای کوچک غیررسمی، عدم توازون کسب و
کار یا درآمد مزرعهی خانوادگی با هزینهی نیروی کار و غیره را می
توان از جمله عواملی بیان کرد که بطور مستقیم و بیواسطه موجب سوق
دادن کودکان به سمت کار میگردد. _small1.jpg)
ب) علل نهفته: از هم پاشیدگی خانوادههای
گسترده و سیستمهای حمایت اجتماعی غیررسمی، والدین بیسواد یا کم
سواد، میزان باروری بالا، انتظارات فرهنگی از کودکان در رابطه با
کار و آموزش، دیدگاههای تبعیضآمیز براساس: جنسیت، طبقه (کاست)،
قومیت، ملیت، مذهب، نژاد و.....، طرز تلقی از فقر، آرزو برای مصرف
کالا و استانداردهای زندگی بهتر، احساس فشار کودکان از سوی
خانوادههایشان و افراد فقیر از سوی ثروتمندان از جمله علل نهفته
بوجود آمدن کار کودک است.
ج)
علل ساختاری:
کاهش درآمد ملی، نابرابری بین ملیتها و مناطق
مختلف و وضعیت نامطلوب تجارت (کسب و کار)، شوکهای اجتماعی مثل
جنگ، بحرانهای مالی و اقتصادی، مهاجرت و ایدز
(HIV)، تعهدات سیاسی یا مالی ناکافی برای
آموزش خدمات اساسی و حمایت اجتماعی، حکمرانی بد (ضعیف)، محرومیت
اجتماعی گروههای حاشیهای و یا کمبود قانونمندی و یا عدم تقویت
موثر آن، و نیز کمبود کار شایسته برای بزرگسالان را میتوان در زمره
علل ساختاری بوجود آورندهی کار کودک برشمرد.
(همان: 304-305)
کودکان کار در ایران _small1.jpg)
در سرشماری سال
1365 اشتغال گروه سنی 9-5 ساله، 6 درصد و میزان فعالیت گروه سنی
12-14
ساله 9/10 درصد و گروه سنی 19-15 ساله 9/30
درصد بوده است. (کلانتری و کیانی، 1385: 292)
در سرشماری سال 1365
از مجموع 49میلیون و 445 هزار و 10 نفر جمعیت کل کشور تعداد
17میلیون و 378 هزار و 86 نفر، کودکان 14-6 سال بوده اند. از این
تعداد 315 هزار نفر کودک شاغل بوده اند.
کودکان شاغل در سال 1365 به تفکیک سن در ایران
|
کودکان 9-6 ساله |
34000 نفر |
|
کودکان 11-10 ساله |
53000 نفر |
|
کودکان 14-12 ساله
|
228000 نفر |
(تولائی، رفیعی و
بیگلریان، 1388: 308)
در سرشماری سال 1375 کل جمعیت کشور
163,837,55 نفر بود که
از این تعداد تقریبا 400 هزار کودک کارگر 14-6 ساله بودند. در
مجلهی جهانی
کار از انتشارات ILO
عنوان شده که در سال 1996 در ایران 71/4 درصد از
جمعیت فعال اقتصادی را کودکان 14-10 ساله تشکیل میدادند. البته
ILO در این آمار
کودکان کار 9-5 ساله را در نظر نگرفته است
(تولائی، رفیعی و بیگلریان، 1388: 308).
در آماری دیگری در سال
1375 جمعیت کودکان 14-10 ساله شاغل 366 هزار و 31 نفر اعلام شده
است. جدول زیر نیز قابل توجه است(کلانتری
و کیانی، 1385: 290-291).
|
|
سال 1375 |
|
جمعیت 6 تا 10 ساله ایران |
676,
800,9
نفر |
|
جمعیت 6 تا 10 ساله محروم از
امکانات تحصیلی |
13,860,1
نفر |
|
جمعیت دانش آموزان 6 تا 19 ساله * |
134,206,17
نفر |
|
جمعیت دانش آموزان 6 تا 19 ساله
محروم از امکانات تحصیلی * |
235,181,5
نفر |
|
جمعیت کودک شاغل 14-10 ساله
|
31,368
نفر |
|
جمعیت کودک با وضعیت نامشخص |
475,366 |
|
جمعیت کودک شاغل 19-15 |
149,457,1 |
* گزارش آموزش و پرورش 1375
آمار موجود در سال
1377 نیز نشان میدهد که حدود 3/1 درصد از کودکان بین سنین 6 تا 14
سال به کار اشتغال دارند و به مدرسه نمیروند. این رقم برای مناطق
شهری حدود 4/2 درصد و برای مناطق روستایی 5/0 درصد است. تقریبا
همین درصد از کودکان به مدرسه نمیروند، اما خارج از خانه هم به کار
خاصی اشتغال ندارند. به عبارت دیگر، آنان در کارِ خانه به خانواده
کمک میکنند. در مناطق روستایی، تعداد دخترانی که به مدرسه نمیروند
و در کارِ خانه کمک میکنند 6 برابر پسران است. اما در مناطق شهری،
تعداد پسران مشغول به کار دو برابر دختران است. در مناطق روستایی،
بیش از 10 درصد از دختران و 17 درصد از پسران بیش از 7 ساعت در روز
کار میکنند و در نتیجه فرصت پرداختن به هیچ گونه فعالیت آموزشی را
ندارند. در گروه آموزشی 10 تا 14 سال، تعداد دخترانی که در خانه یا
برای کسب درآمد مشغول به کار هستند (546442 نفر) دو برابر پسران
است(246046 نفر ). در مناطق روستایی، تعداد دختران این گروه سنی که
درآمدی به خانه میآورند یا در خانه کار میکنند و به مدرسه نمیروند
سه برابر پسران است. (حسینی، 1385: 125)
_small1.jpg)
در سرشماری سال 1385
نیز، 185268 کودک 14-10 ساله مشغول به کار و 75071 نفر نیز در این
گروه سنی جویای کار بودند. (مرکز آمار ایران، 1386)
قوانین و کار کودک
در ایران
1- قوانین مربوط به
کار کودک در ایران
اولین قانون مربوط به کار کودکان، به سال 1302
برمیگردد، این قانون از سوی والی ایالات کرمان و بلوچستان برای
حمایت از کودکان و نوجوانان شاغل در گارگاههای قالیبافی کرمان وضع
شد و کار پسران کمتر از 8 سال و دختران کمتر از 10 سال را در
کارگاهها ممنوع میکرد. (تولائی، رفیعی و بیگلریان، 1388: 306)
قانون کار سال 1325 در مادهی 18 خود به کار
گماردن کودکان کمتر از 12 سال را غیرمجاز اعلام کرد مگر در موارد
کارآموزی، آن هم کمتر از 6 ساعت. همچنین در مادهی 19 این قانون
کار در شب برای کودکان کمتر از 16 سال ممنوع اعلام شد جز در مواردی
که با والدین خود کار میکردند. (همان)
در قانون کار سال 1328 نیز ممنوعیت کار کودکان
کمتر از 12 سال، مگر در موارد کارآموزی، وجود داشت. (همان)
در قانون کار سال 1377 حداقل سن اشتغال کودکان، 12
سال در نظر گرفته شد و به کار گماردن کودکان کمتر از 12 سال حتی به
عنوان کارآموزی ممنوع شد. همچنین کار در شب (بین ساعت 22 تا 6 صبح)
برای زنان و کارگران کمتر از 18 سال، جز در موارد زنان پرستار
بیمارستانها و مشاغل دیگر که وزارت کار تعیین میکرد، ممنوع شد.
(همان)
2- شرایط کار کودکان
در قانون کار ایران_small1.jpg)
مادهی 79 قانون کار ایران صراحتا اشتغال به کار
کودکان زیر 15 سال را ممنوع اعلام میکند که البته این قانون دارای
2 استثناء به شرح ذیل می باشد:
1- طبق مادۀ 188
قانون کار، کارگران گارگاههای خانوادگی که کارفرماهای آنها، همسر
و خویشاوندان نسبی درجهی یک آنها باشند، مشمول قانون کار نبوده،
در نتیجه حداقل سن کار در مورد چنین کارگرانی رعایت نمیشود.
(تولائی، رفیعی و بیگلریان، 1388: 306)
2- مادهی 84
قانون کار پیش بینی کرده است که در مشاغل و کارهایی که به علت
ماهیت آن برای سلامتی یا اخلاق کارآموزان و نوجوانان زیانآور است،
حداقل سن کار 18 سال تمام خواهد بود. تشخیص این امر با وزارت کار و
امور اجتماعی است. (همان: 307)
مادهی 80 قانون کار کشورمان:
کارگری که سنش بین 15 تا 18 سال تمام باشد را کارگر نوجوان مینامند
که در بدو استخدام باید توسط سازمان تأمین اجتماعی مورد آزمایشهای
پزشکی قرار گیرد. (دانایی، 1388: 38)
مادهی 81 قانون کار کشورمان:
آزمایشهای پزشکی کارگر نوجوان، حداقل باید سالی یکبار تجدید شود
و مدارک مربوط در پروندهی استخدامی وی ضبط گردد. پزشک دربارهی
تناسب نوع کار با توانایی کارگر نوجوان اظهارنظر میکند و چنانچه
کار مربوط را نامناسب بداند کارفرما مکلف است در حدود امکانات خود
شغل کارگر را تغییر دهد. (همان: 39)_small1.jpg)
مادهی 82 قانون کار کشورمان:
ساعات کار روزانهی کارگر نوجوان، نیم ساعت کمتر از ساعت کار
معمولی کارگران است. ترتیب استفاده از این امتیاز با توافق کارگر و
کارفرما تعیین خواهد شد. (همان)
مادهی 83 قانون کار کشورمان:
ارجاع هر نوع کار اضافی و انجام کار در شب و نیز ارجاع کارهای سخت
و زیانآور و خطرناک و حمل بار با دست، بیش از حد مجاز و بدون
استفاده از وسایل مکانیکی برای گارگر نوجوان ممنوع است.(همان)
مادهی 84 قانون کار کشورمان:
مشاغل و کارهایی که به علت ماهیت آن با شرایطی که کار در آن انجام
میشود برای سلامتی یا اخلاق کارآموزان و نوجوانان زیانآور است،
حداقل سن کار 18 سال تمام خواهد بود. تشخیص این امر با وزارت کار و
امور اجتماعی است. (همان)
به
امید فردایی بهتر برای تمام کودکان دنیا
-
تولائی، حسین؛ رفیعی، حسن؛ بیگلریان، اکبر(1388) رابطۀ کار کودک
با توسعه و رفاه اجتماعی، فصلنامۀ علمی پژوهشی رفاه اجتماعی،
سال نهم شماره 35
-
آموزش
کودکان خیابانی: بسته آموزشی در زمینه مواد مخدر، بهداشت جنسی و
تناسلی شامل بیماریهای
HIV/
سازمان بهداشت جهانی،
بخش سلامت و وابستگی به مواد مخدر؛ ترجمه حسن زادگان رودسری، ماهرخ
و سعیدی رضوانی، نوید، تهران، نشر آبگین رایان 1389
-
وامقی،
مروئه (1384) کودکان خیابانی ایران و رویکردهای دولتی،
فصلنامه علمی- پژوهشی رفاه اجتماعی، سال پنجم شماره 19
-
تولائی،
حسین؛ رفیعی، حسن؛ بیگلریان، اکبر (1388) رابطۀ کار کودک با
توسعه و رفاه اجتماعی، فصلنامه علمی پژوهشی رفاه اجتماعی، سال
نهم شماره 35
-
کلانتری،
صد و کیانی، مژده (1385)
بررسی تطبیقی کار
کودکان در کشورهای پیشرفته و جهان رو به توسعه،
مجله اطلاعات سیاسی و
اقتصادی، آذر و دی شماره 231 و 232
-
تولائی، حسین؛ رفیعی، حسن؛ بیگلریان، اکبر(1388)، رابطۀ کار
کودک با توسعه و رفاه اجتماعی، فصلنامۀ علمی پژوهشی رفاه اجتماعی،
سال نهم شماره 35
-
حسینی،
سید حسن.(1385) کودکان کار و خیابان، تهران: نشر سلمان
-
تولائی، حسین؛ رفیعی، حسن؛ بیگلریان، اکبر(1388) رابطۀ کار
کودک با توسعه و رفاه اجتماعی، فصلنامۀ علمی پژوهشی رفاه اجتماعی،
سال نهم شماره 35
-
دانایی،
مسعود(1388) قوانین و مقررات کار- بیمه بیکاری(مجموعه قوانین با
آخرین اصلاحات)، انتشارات سعید نوین، چاپ دوم
-
انجمن حمایت از کودکان کار(1384)
ویژه نامه روز جهانی مبارزه علیه کار کودک،
تهران، خردادماه
-
Sinha,
Shanta (2010). Child labour exists because we allow it to
exist, India: Development Education Unit, Concern Worldwide.
مي بيني چه ساده شاد
مي شويم...
فایزه آقامیری
كودكان
كار...به ظاهر تركيبي همگونند از واژه ها... به دهان خوش مي
نشينند... موقع اداي آن ها اذيت نمي شويم...همين طور موقع ديدنشان
... خدا را شكر كه علم آن قدر
پيشرفت كرده است كه در پديده اي چهار چرخ بنشينيم ، موقع ديدن
چيزهايي كه نمي خواهيم ببينيم دكمه اي را فشار دهيم ، شيشه اي را
بين خودمان و ناخوشي ها قرار دهيم. دكمه اي ديگر را بچرخانيم وصداي
موزيك مورد علاقه مان مجال شنيدن صدايشان را هم به ما ندهد.مي بيني
چه ساده شاد ميشويم ...؟
آن قدر در طول
ساليان دراز مرز گذاشته ايم در اين زندگي كه گم شده ايم... گم شده
ايم و گم كرده ايم راه
را...زن...مرد...پير...جوان...ايراني...خارجي...غني...فقير...سواره...پپاده
... واي چه مي گذرد بر ما؟ پاي مان به كدام يك از اين بندها گير
كرده كه سال هاست سينه خيز راه ها را مي پيماييم؟ چه به ما ارزاني
داشته اند اين بندهاي نامرئي كه زمين شان نمي گذاريم ؟ به دست
هايمان نگاه كنيم ... خوب نگاه كنيم ...كمي دقيق تر ... پُرند از
وصله و پينه. چه بر سر ما آورده نگهداري و به دوش كشيدن نسل به نسل
اين طناب ها...؟خدا قوتمان دهد ...
بياييد براي دقايقي
طناب ها را كنار بگذاريم و برويم در روياي بي بندي:
صبح از خواب بيدار
میشود، صبحانه نه چندان مفصلش را باحوصله و بيحوصله نوش جان
ميكند ، بسم الله ميگويد و از خانه خارج ميشود. پشت اولين
چهارراه مي ايستد، سر ميچرخاند خبري نيست...! كمي معطل ميماند
اما بوق ماشين پشتي مجالش نمي دهد ، گويي خيلي ها انتظارش را مي
كشيدند ... به اميد چهارراه بعدي پدال گاز را مي فشرد، چهره آشنا
از دور پيداست، خدارا شكر ... پس اين جاست ... دختر سمت ماشين
ميدود ... گويي او بيشتر منتظر بوده ...
-سلام
مهدي
-سلام
رها كوچولو، قرتي شدي وروجك اين ور اون ور مي ري؟
-اومدم
يه سري به دوستام بزنم، مهدي امروز فال صورتي رو براي تو نگه داشت
.
-مي
دوني كه مثل هميشست، صورتي و قرمز نداره ديگه .
- تو بردار، تكراري
بودنش يعني هنوز همه چيز سر جاشه .
- باشه برو سرجات .
- باشه راستي من
ميگم امروز سر كار بهت قرمه سبزي ميدن حالا ببين .
...مهدي
ميرود، فال باز نكرده مي داند چه در انتظارش است... تا چهارراه
وليعصر به اين فكر ميكند كه تكراري بودن يك چيز يعني همه چيز سرجاي
خودش است؟
يعني جاي رها در
خيابان هاست؟ جاي مهدي در اتاقي كوچك در اداره اي كوچك تر؟ و جاي
او...كاش به اين تكراري ها عادت نميكرديم...كاش مريضي واگير
عادت، به رها سرايت نكند. كاش روزيبراي اين مرض هم علاجي پيدا شود
تا ديگر جاي رها در خيابان نباشد، مهدي به اداره نرود و او...
از پله هاي اداره كه
بالا ميرود زيرلب فال باز نشده را مي خواند:
رسيد مژده كه ايام
غم نخواهد ماند چنان نماند و چنين نيز نخواهد ماند
توانگرا دل درويش
خود به دست آور كه مخزن زر و گنج درم نخواهد ماند
بر اين رواق زبرجد
نوشته اند به زر كه جز نكويي اهل كرم نخواهد ماند
...از
اين كه براي دقايقي طناب هايتان را زمين گذاشتيد سپاسگزارم ، مي
توانيد دوباره آن ها را در دست گيرید ...
دست در دست
هم برای کودکان کار
دوستان گرامی و همراهان کودکان کار
باری دیگر گرد هم میآییم تا گامی دیگر برای کودکان کار
برداریم...
چهاردهمین بازارچهی انجمن حمایت از کودکان کار جمعه 6 خردادماه
1390 برگزار خواهد شد.
این بازارچه که همچون همیشه با همکاری صمیمانهی داوطلبان انجمن و
همچنین با حضور دیگر حامیان کودکان کار چون: رستوران پلاک، رستوران
کچاپ، رستوران پرپروک، رستوران پیازچه، کاپیتان کافه، نان تهران،
انتشارات پنجره، موسسهی مشاوران، اسباب بازی آموزشی گلدونه،
کاله، روزانه، برگزار میشود؛ شامل: انواع غذا و دسر، کافیشاپ،
صنایع دستی و هنری، محصولات فرهنگی، مسابقه، موسیقی زنده و ...
میباشد.
حضور شما دوستان گرامی موجب دلگرمی ما در تداوم این راه خواهد بود.
زمان: جمعه 6 خردادماه 1390، ساعت 21-10
آدرس محل برگزاری بازارچه: خیابان ولیعصر، بالاتر از پل چمران،
خیابان شهید فیاضی (فرشته)، بعد از تقاطع نیلوفر، پلاک 56، "مجتمع
رفاهی فرشته"

پیشکش به عاطفه و همهی مادران امیدوار
"من کار میکنم، پس هستم!"
پروانه شعبانی
"من میاندیشم، پس هستم!" "من مهر میورزم، پس هستم." تو کار
میکنی، پس هستی!" تو کار میکنی و خسته نمیشوی، پس هستی! تو
کودک بودی و کار میکردی، ، تو همسر میشوی و کار میکنی! تو
مادر میشوی و کار میکنی، پس هستی! تو باردار میشوی، نه یک
بار، نه دوبار، ... تو هی باردار میشوی به پاس بزرگداشت نسلی که
باید در یادها بماند ... تو کار میکنی و کوه همچنان مییستد!
خستگیهایت را صندلی گردانی خواهیم ساخت برای استراحتت. تو کار
میکنی، پس هستی! ساختمانها از آهنها بالا میروند و تو کار
میکنی! گویی چون خورشید، بیخوابی تو، نور را برای نسلهای
کودکان کار به ارمغان خواهد آورد . "من کار میکنم، پس هستم. "
روزت برای همیشه مبارک.
بازدید کودکان کار از نمایشگاه کتاب
... جنب و جوش مترو، ورودی مصلی، غرفههای رنگارنگ کودک و
نوجوان ...
4 روز، هر روز 15 کودک کار از مراکز انجمن حمایت از کودکان کار
میهمان بیست و چهارمین نمایشگاه بینالمللی کتاب شدند.
از تاریخ نوزدهم تا بیست و دوم اردیبهشتماه، 60 نفر از کودکان پا
به دنیای نور و روشنایی گذاشتند. ورود به دنیای کتابها و باز شدن
پنجرهی آگاهی و دانایی در مقابل بچهها بهقدری آنها را به وجد
آورد که برای بازدید از غرفههای ناشران مختلف بیصبری میکردند
و نمیخواستند غرفهی را از دست بدهند. با هدیهی که انجمن برای
کودکان در نظر گرفته بود هم کتابهایی خریداری شد.
امیدوارکنندهترین رفتاری که از بیشتر بچهها دیده شد، خواندن
کتابهایشان در زمان استراحت کوتاهشان در فضای نمایشگاه بود و
اینکه با چشمانی پر از برق امید به فرداها، از بازدید سال بعد سخن
میگفتند...
به امید فردایی روشن برای تمام کودکان دنیا
بزرگداشت روز معلم در انجمن حمایت از کودکان کار
روز اول که سپردند به استاد مرا
دگران را خرد آموخت مرا مجنون کرد
"آ" با "ب" چی میشه؟ آب آب آب میشه... آوای دلنشین معلمی است که
در آغاز راه روشناییها، مانند پیری که چراغ راه سالکی باشد،
راهنمای ماست و همین آغاز که پایانی برایش نیست، اگر سهم تمام
کودکان دنیا باشد... "از چراغ تو به خورشید رسد صد پرتو"
در روزهای 12و 13 اردیبهشتماه 90 انجمن حمایت از کوکان کار در
تمام مراکز خود جهت تقدیر از تلاشهای صمیمانهی آموزگارانش در
روزی که برای سپاسگزاری از مقام معلم تنها یک بهانه است، جشنی
دوستانه گرفت.
در دفتر مرکزی برنامه با سرودی توسط بچهها آغاز شد، نامههایی
که بچهها برای معلمان خود نوشته بودند و گویای ذوق و شوق بالای
آنان از باسواد شدن بود، خوانده شد و مسابقهی برای آموزگاران و
بچهها شادی جشن را دوچندان کرد. در پایان جشن، هدیههای کوچکی که
نشان از قلب بزرگ کودکان کار داشت، به آموزگاران تقدیم شد.
کودکان مرکز خاوران انجمن حمایت از کودکان کار
نیز با برگزاری مراسمی در روز سه شنبه 13/2/90 از زحمتهای
آموزگاران خود در دو مقطع ابتدایی و راهنمایی قدردانی نمودند. این
مراسم از ساعت 9 صبح روز سه شنبه آغاز گردید و در میان شادی و
خندهی کودکان و برگزاری مسابقه ، اجرای سرود و تئاتر و اهدای گل
توسط کودکان به آموزگاران و مسوولان مرکز تا ساعت 12 ظهر ادامه
یافت و چه زیبا بود تشکر کودکان که نه به ظاهر، بلکه از دل بود که
در نگاهههای خسته و رنجور اما پر مهرشان دیده میشد .
"کلاسهای ترویج در کتابخانه های انجمن حمایت از کودکان کار" با
موضوع
ادبیات کهن ایران
"بهار"
از اتاق که بیرون اومدم یکهو دلم باز شد. صدای آواز پرونده
که غوغایی به پا کرده بودند یه شور و شعف تازهای به دلم انداخت.
گلهای بنفشه و پامچال که رنگارنگ بودن کنار حوض آبی با چند ماهی
قرمز، جوانهی درخت، همه و همه بوی تازگی و طراوت را به همراه
داشت. درخت سرو، قدش از همیشه راستتر و برافراشتهتر به نظر
میآمد. آخرای اسفند، زمین و زمان انگار هزار حرف گفته و ناگفته
داره، پر از شور میشه پر از رنگ و بو میشه. صدای سمنو فروش تو
لالوی صداهای کوچه گم نمیشه. پر از عشقِ صدای حاجی فیروز، دایره
زنگیاش هنوز هم ارباب داره. این حاجی فیروز، بوی عیدی بوی گل، بوی
کاغذ رنگی فرهاد کهنه بشو نیست. ماهیهای قرمز توی تنگ های بلوری،
سبزهها، همه و همه برام یه معنا و یه مفهومی داره، دلمو میخواد
از جا بکنه .
توی حیاط کنار باغچه نشستهام و به روزهای رفته و نرفته فکر
میکنم. به عید، به نوروز، دلم میخواد بهار زودتر بیاد و همهجا
پر بشه از سبزی و طراوت و شکوفه. به این فکر میکنم که چی میشه مثل
قصههای مادربزرگا ننه سرما بیاد خداحافظی، عمو نوروز و بهار بیان
در بزنن که سلام، اومدیم با یه بغل شکوفه و بنفشه. آخ که قصهی
مادربزرگا چه صفایی داشت، کاش مادر بزرگی بود و قصهای .
صدای در منو از خودم بیرون میاره؛ نکنه بازم مثل قصهها فرشتهی
آرزوها اومده تا آرزومو برآورده کنه. صدای پای بهار داره میاد دلم
تاپ و توپ میکنه ...
در رو که باز میکنم میبینم آره خود خود بهاره، اما نه مثل
قصهها. بهار با چشمای گریون و حالی پریشون خودشو تو بغلم انداخت
و گفت بابام منو می زنه و من باید برم سر چهارراه.
|
"منظومههای بی قافیهی خورشید"
پروانه
شعبانی
..."در کجاهای پاییزهایی که خواهند آمد
یک دهان مشجر
از سفرهای خوب
حرف خواهد زد؟"....
سهراب سپهری
گاهی اگر زندگی فرصت دهد، فلاشبک به آنچه که گذشته و میگذرد تو
را دوباره به میانهی بودنها و شدنها برمیگرداند، اما در جایی
که مثل مرداب، تنها بودن معنی دارد و لحظهها دست به دست هم
نمیدهند تا تو بشوی، تنت بوی گندابهایی را میگیرد که هیچ نیلوفر
آبی در آن پیچ نمیخورد. از تب و تاب زندگی که بیفتی تمام
منظومهها بیقافیه می شوند در جوانی لحظههایی که ....
گاهی بیگاهی دلم میخواهد سرم را بتراشم به خاطر گناههایی که
مرتکب شدهام! اما دیگریها حق ندارند من را به خاطر ندانمهایم به
صلیب بکشند!؟ خسته شدهام از بس که حرف زدهام، میخواهم دیگر از
زخمها نگویم! میخواهم اصلا زخمهایم را این منظومهی که هر روز
تابوت شادیهایم، کودکیهایم، دخترانگیهایم را با خود نمیبرد به
هیچ کهکشانی و میبرد به سیاهچالههایی که هزاران سال مردهتر
ازمناند، نداند، میخواهم دیگر در خیابانهایی که بوی پیراهنم را
گرفتهاند، ردپایی نگذارم و پاهای فرارم را در کفشهای نداشتهام
قفل می کنم تا هیچ خیابان این منظومههای تنگ صدای پایم را
نشوند...!
گاهی بیگاهی اگر فرصت شد گوشی برای شنیدن حرفهایم ، نه ...نه از
حرف زدن خسته شدهام!.... سرنوشت، رستاخیزی است که با دستهای خودم
ساختهام در این ناکجاآبادی که آبادیاش با دستهای خستهام شاداب
نمیگردد و سوراخهای پستوهایش را با هیچ کهنه پارچهی پیراهنی
وصله نمیتوان زد و نور خورشیدش چشمهایم را میسوزاند!
..................................
•
•
•
یک روز همهی شادیهای جهان را پیراهنی خواهم دوخت برای دخترم در
خانهی که از پنجرههایش پردههای گلی آویزان خواهد بود، که این
بار میداند چگونه زیستن در منظومهی که هیچ قافیهاش برای ماندن
مادرش سروده نشده بود، مثل گندمزارهایی که هیچوقت ندیده بود، مثل
نوروزهایی که در خیابانهای منظومههای بیقافیه نخوابیده بود و
مثل رهگذرانی که هرگز عاشق نشده بود!؟
یک دسته گل هدیه به شما برای نوروزی که بوی نو میدهد، برای شما که
به کودکانههای دخترم نوروزهایی را خواهید بخشید تا خیابانها بوی
پیراهنش را نگیرد ... "دخترم نترس، میراث من برای تو درد نخواهد
بود، از رویای نداشتهام برای حریم انسان بودنت خانهی گرم خواهم
ساخت تا از زیتونزاران همیشه بهار که آمدی عطر گیسوان و سینههای
پر از زیتونت تا منظومههای بیقافیه گسترده شود... "
نیست تردید
زمستان گذرد
وز پیاش پیک بهار
با هزاران گل سرخ
بیگمان میآید
با سپاس و قدردانی از تلاش ها و
فعالیتهای تمامی عزیزان فعال در انجمن حمایت از کودکان کار که در
مسیر پیشبرد اهداف و فعالیتهای این نهاد مردمی، دانش، تخصص و
توان خود را به منظور بهبود شرایط کودکان کار، به کار بستهاند و
همچنین با عرض شادباش به مناسبت فرارسیدن فصل سبز و سرزندگی و نشاط
برای تمامی هماندیشان و انساندوستان گرامی، به استحضار
میرساند تعطیلات نوروزی انجمن حمایت از کودکان کار از تاریخ
پنجشنبه 26/12/89 لغایت 14/1/90 خواهد بود. بدیهی است ساعت کار
شروع فعالیت هر مرکز در روز 14/1/1390 طبق ساعت شروع به کار در سال
1389 میباشد.
بهارتان سبز، آرزوهایتان بلند
به امید فردایی بهتر برای تمامی کودکان دنیا
زهرا بناءساز
مدیرعامل
"جشن چهارشنبه سوری و نوروز در همهی مراکز انجمن حمایت از کودکان
کار"
وقتی دوست باشیم دنیا چه زیباست
همیشه روز و شب بهار همین جاست
بوی اسفند همراه با بوی باران و خنکای بهار که همراه شد ما هم
همراه با کودکان کار جشن چهارشنبه سوری و نوروز را پایکوبی کردیم.
نمایش، شعر، قاشق زنی، آتشبازی نمادین، حاجی فیروز، هفت سین...
همگی در زیر بارانی که شاید کارهایمان را کمی سختتر کرد اما
عاشقانه خیسمان میکرد، اتفاق افتاد تا نوید بهاری را به ما دهد
که همگی با هم و با طراوت و تازگی و نشاط دوباره در بهار جدید و با
دلهای نوتر از همیشه در کنار هم به راهی که پر از فرازها و
نشیبها خواهد بود، ادامه داده و خندههای کودکان کار را پر
طنینتر از دیروزها بشنویم.
"خبری از دنیای کتابخوانی در تمامی کتابخانههای انجمن حمایت از
کودکان کار"
کلاسهای ترویج کتابخوانی در جهت ایجاد
کتابخانههای الگو برای کودکان کار با دریافت مشاوره از کارشناسان
محترم موسسهی پژوهشی تاریخ ادبیات کودکان از اواخر بهمن ماه 89
آغاز گردید . این طرح با هدف ترویج کتابخوانی و پویا نمودن
کتابخانههای انجمن حمایت از کودکان کار با شیوهی خلاق در
زمینهی تمام گونههای ادبی برگزار میگردد؛ به این ترتیب که
علاوه بر کتابخوانی، فعالیتهایی مانند: نقاشی، کاردستی، بازی،
نمایش، بحث و گفتگو در قالب کارهای گروهی به منظور ترویج خواندن و
پرورش قوهی خلاقیت کودکان کار در حال اجراست.
باور داریم از پل کارهای دستشان، دستهای کاریشان که بگذری به
دنیای تازگی و کودکی میرسی ...
 |
 |
دست در دست
هم برای کودکان کار
انجمن حمایت از کودکان کار با برگزاری سیزدهمین
بازارچهی خود، در کنار دوستان و همراهانش به استقبال بهار
میرود.
بازارچهی نوروزی انجمن حمایت از کودکان کار، همچون همیشه با کمک
دوستان و داوطلبان انجمن و به نفع کودکان کار برگزار میشود که
شامل: انواع غذاهای ایرانی و فرنگی، انواع دسر، صنایع دستی و
محصولات فرهنگی، تقویم، گل و گیاه، سفرههای هفتسین و ... به
همراه موسیقی زنده و حاجی فیروز است.
این بازارچه در روز جمعه 13 اسفندماه 1389 از ساعت 21-10 برگزار
میشود.
آدرس محل برگزاری بازارچه: فرمانیه، انتهای دیباجی شمالی، انتهای
شهید حاج محمود نوریان، پلاک 8، "مجتمع پذیرایی لالهی صدر"

مسابقهی فوتبال
بین تیم انجمن حمایت از کودکان کار و تیم باشگاه نفت تهران
یکبار دیگر توانستیم خنده و شادی را به بچه ها هدیه کنیم و کمی از
خستگی و رنجشان بکاهیم. شاید زمان کم بود اما آنچه که میخواستیم
رخ داد و آن، چیزی نبود جز دادن حق بازی به کودکان .
روز سه شنبه 19/11/89 تعداد 40 نوجوان از کلیهی مراکز انجمن به
دعوت باشگاه نفت تهران، جهت بازی با تیم نوجوانان نفت، به زمین
باشگاه مذکور برده شدند. علیرغم هوای سرد و زمین یخ زده، همهی
بچه ها با شور و شوق بازی می کردند و یک روز خوب و پرخاطره را
ساختند.
از تمامی مسوولان باشگاه نفت که این فرصت را در اختیار کودکان
انجمن قراردادند، کمال سپاسگزاری را داریم.
کفشهای لنگه به لنگه
همه با هم رفتیم مسابقه فوتبال که بچه ها شاد باشند و ما با
خندهی آنها بخندیم. همه داشتند آماده می شدند، یکی میگفت خانم
پیراهن ندارم، یکی دیگه شلوارک نداشت، اون یکی سردش بود، بعدی با
دوستاش قهر کرده بود، یکی هنوز نرسیده گفت باید برم. من و همکارام
هم دنبال رفع و رجوع کارهای بچه ها بودیم که یک صدایی بهم گفت:
"خانم کفشام خیلی بده؟" سرمو که برگردوندم چشمام به یک جفت کفش
افتاد که یکیش قرمز و اون یکی آبی بود. دلم می خواست درجا گریه کنم
ولی زود خودمو جمع کردم و گفتم: "نه خیلیم بامزه و قشنگه." ولی
الان هم که دارم این مطلب رو مینویسم بغض نشسته تو گلوم و دلم
میخواد برای تمام بچهها با کفشهای لنگه به لنگه گریه کنم.
بازدید از
مرکز معاینهی فنی جنوب شرق تهران"
در روز دوشنبه 18/11/89 تعداد ۸۰ کودک بین ۱۵ تا ۱۸ سال، جهت آموزش
و بازدید، به مرکز معاینهی فنی جنوب شرق تهران بردهشدند. این
بازدید توسط ناحیهی ۱ شهرداری منطقهی ۱۵ ترتیب داده شده بود و
در آنجا کارشناسان در مورد کاربرد دستگاهها و ضرورت انجام
معاینهی فنی خودرو صحبت کردند و نوجوانان انجمن را نسبت به خطرات
عدم معاینه، آگاه ساختند.
جشن پایان
دورهی پیش دبستانی
به مناسبت پایان دورهی پیش دبستانی، در تاریخ 30 دی ماه 1389
انجمن حمایت از کودکان کار، برای کودکان این مقطع جشنی ترتیب داد
که تمامی کودکان و همچنین تعدادی از همکاران محترم در این مراسم
حضور داشتند. در ابتدای جشن، بچهها به بازی و شادی پرداختند و پس
از آن از تکتک بچهها با لباس فرم فارغالتحصیلی عکس گرفته شد.
در آخر با کیک از بچهها پذیرایی شد و در ساعت 12:30 جشن به پایان
رسید.
در این دوره، مطالب زیر با استفاده از شیوههایی چون: شعر، نقاشی،
بازی، داستان و ... به کودکان آموزش داده شده است:
- کودک و زبانآموزی 1و2: آموزش تمام حروف الفبای فارسی
- 1 تا10 بلدم: شمارش و نوشتن اعداد از 1 تا10
- پرورش مهارتهای حرکتی و لوحهنویسی برای تقویت دست و تمرکز چشم
- علوم: نشانههای بهار، تابستان، پاییز، زمستان؛ وقتی باران
میبارد؛ از باد چه میدانی؛ شناخت اجزای صورت؛ حواس5گانه؛ همهی
ما آدمها به آب احتیاج داریم؛ از باد هر چیز دیگری میدانی بگو؛
آب را نباید آلوده کنیم؛ ازآهنربا چه میدانی؛ صداهای جورواجور؛
آتش هم می تواند دوست ما باشد هم دشمن ما؛ از نفت و بنزین چه
استفادههایی میکنیم؛ چرا ما به تلفن احتیاج داریم؛ مراقب باش!
بعضی از چیزها با برق کار می کند؛ چرا باید از جان خود محافظت
کنیم؛ من دوست دارم همیشه پاکیزه باشم.
" نشستی با
دوستان قدیمی و جدید انجمن حمایت از کودکان کار "
در روز جمعه 8 بهمن ماه 1389، انجمن حمایت از کودکان کار جلسه ای
ترتیب داد تا با دوستان قدیمی و جدید خود، به صحبت نشسته و ضمن
معرفی برنامههایی که در دست اجرا دارد و برنامههای آیندهی خود،
نقطه نظرات و پیشنهادات این دوستان را نیز شنیده، تا در نهایت
بتوانند با کمک و همفکری یکدیگر راه سخت و طولانی و البته نه
بیپایانی را که در پیش گرفتهاند، هرچه بهتر و سریعتر طی کنند.
در این جلسه، مدیریت محترم انجمن حمایت از کودکان کار، به معرفی
انجمن، بخشها و فعالیتهای آن و همچنین برنامه هایی که برای آینده
در نظر دارند، پرداختند؛ سپس فیلمی که به تازگی برای معرفی انجمن
ساخته شده است، نمایش داده شد و بعد از آن، ریاست محترم هیات
مدیرهی انجمن، در مورد مواد قانونی که در مورد کودکان و کار آنها
وجود دارد صحبت کردند و همگان را به تلاش برای بهبود وضعیت، به نفع
کودکان فرا خواندند. بعد از آن حضار محترم خود را معرفی کرده و به
بیان نقطه نظرات خود پرداختند.
در پایان جلسه به تمامی مهمانان تابلویی جهت تشکر از حضور ایشان و
توجه به معضل کار کودک اهدا شد.
جلسه با صرف عصرانه و گفتگویی دوستانه به پایان رسید.
سالگرد
زلزلهی بم
به مناسبت هفتمین سالگرد زلزلهی بم، در روز یک شنبه
5 دی ماه، همایش پیادهروی از مکان مهدیه شهدا تا بهشت زهرای بم
انجام شد که مردم با این عمل یاد و خاطرهی جانباختگان حادثه ی
زلزلهی بم را گرامی داشتند. همچنین مسابقهی دوی صحرانوردی توسط
ورزشکاران شهرستان کرمان، از کرمان تا بهشت زهری شهرستان بم
برگزار شد. در این روز بهشت زهرای بم توسط هلیکوپتر، گلباران شد
و هیاتهای عزاداران امام حسین در محل بهشت زهرا به عزاداری
پرداختند.
اعضای انجمن حمایت از کودکان کار در شعبهی شهرستان بم نیز در این
مراسم شرکت کرده و برای روح از دست رفتگان زلزلهی بم طلب آمرزش و
آرامش کردند.
این مراسم همانند سالهای گذشته با شکوه هرچه تمامتر توسط مردم
شهرستان بم برگزار شد.
|
کتابخانهی دفتر مرکزی انجمن حمایت از کودکان کار، کتابخانهی
بامداد، از سال 1385 تصمیم گرفت با کمک بچهها، ماهنامهی این
کتابخانه را تهیه کند. در سالهای 1385 و 1386 این ماهنامه تهیه شد
و سپس امسال بعد از یک وقفه سه ساله اقدام به از سرگیری تهیهی این
ماهنامه شد. این ماه سومین شماره پیاپی این ماهنامه تهیه شد که در
آن مطالبی از زندگی بزرگان، اخبار کتابخانه، دستنوشتههای بچهها
و ... به چشم می خورد.
کودکان عضو انجمن حمایت از کودکان کار، از دوستانی که مایلند در
این زمینه همکاری کنند، دعوت میکنند با کتابخانهی بامداد تماس
بگیرند.
 |
 |
شب یلدا در
تمام مراکز انجمن حمایت از کودکان کار
شب یلدا که سحر شد میره پاییز
میرسه به جاش زمستون دلانگیز
پاییز هم رفت. زمستان از فردا آغاز میشود، بیتوجه به تن عریان،
دستان یخزده و پاهای کرخت شده از سرمای کودکان کار، بیهیچ
بهانهی از راه میرسد. دلمان میخواست برای تمام کودکانی که از
سرما رنج میبرند چیزهایی داشته باشیم که بتواند سرما را برای آنها
دلپذیر و مطبوع سازد و برای هرکدامشان سرپناهی تا از گزند زمستان
رهایی یابند؛ اما چه حیف که بضاعتمان کم و دردهایمان زیادند. پس
بهتر آن دیدیم که تلخی سرمای زمستان و نداشتنهای کودکان را با
گرفتن جشن شب یلدا، شیرین و به یادماندنی کنیم.
همراه با بچههای عضو انجمن حمایت از کودکان کار شب یلدا رو جشن
گرفتیم. ننه سرما برامون قصه گفت؛ از شب یلدا، از اینکه اصلا چرا
این شب رو جشن میگیرن، چه کارایی تو این شب میکنن و چه
خوراکیهایی میخورن. بچه ها کلی بازی کردن، مسابقه دادن، لبو و
انار خوردن و کلی خندیدن. بعدم با یه کاسه آش خوشمزهی گرم، سرمای
زمستونو از خودشون دور کردن.
|
دفتر مرکزی |
|
 |
 |
 |
|
مرکز بازار |
|
|
 |
 |
|
|
مرکز خراسان |
|
|
 |
 |
|
مرکز همهی
کودکان در پارک
امسال تو پارک پاییز نبود، بهار بود، لبخند بچهها، شادیشون از
بازی و تفریح....درختها و ریشهها و آدمها!؟
با بچهها نقاشی میکشیم، بازی میکنیم، درختها رو بغل
میکنیم، ریشهها رو میشناسیم و زمینُ با پاهای برهنهی
بچهها لمس میکنیم، توی پارک با بچهها و پدرا و گاهی هم مادرای
خسته از کار، زندگی میکنیم تا ساختمون "همهی کودکان" برای
زندگی دوبارهمون از نو ساخته بشه.
گاهی غر میزنیم، گاهی لبخندهای بزرگ از شادی بچهها، گاهی هم
اشک از لباسهای نازک بچهها در این سرمای پاییزی اما گرم برای
ما از حضورشون ...
کار کردن تو پارک با بچهها مارو به دنیای بچهها برد تا از نزدیک
تفریح و شادی بچهها رو ببینیم ! دویدن با برگهای ریخته شده،
فوتبال و تاب و سرسره، دنیای شادی بچهها همینه.
ما فهمیدیم بچهها با همین دستهای کوچیکشون چه قلب بزرگی دارن؛
وقتی غذا و خوراکی دارن، هرچقدر کم، اما دوست دارن با معتادا و
آدمهای بیبضاعت، نگهبان و کارگرهای پارک اونارو تقسیم کنن.
براشون مهم نیست اون آدمها معتادن، مریضن... براشون این مهمه که
اونها هم سیر بشن.
تو این روزا آدمای زیادی بودن که نمیخواستن ... ما تو پارک باشیم
اما وقتی مهربونی، سادگی ، شادی و مقاومت بچهها رو دیدن حالا فکر
میکنم اگه یه روزی با بچهها تو پارک نباشیم حتما دلشون واسه ما
تنگ میشه.
ما تو پارک با هم دویدیم، خندیدیم، گریه کردیم و همدیگرُ،
درختهارو، زمینُ در آغوش کشیدیم و با هم عدسی خوردیم، گرسنگی
کشیدیم و لحظههامون رو تقسیم کردیم.
حالا دیگه اگه از آسمون برف بیاد، تگرگ بیاد، از زمین آتیش بیاد؛
حتی اگه یه وقتی همه ی مردم شهر نخوان که ما باشیم و مقابل ما
وایسن نمیتونن مارو از هم بگیرن. حالا دیگه ما یاد گرفتیم چطوری با
دنیا کنار بیایم و جا نزنیم. ما اونقدر با طبیعت بازی میکنیم،
اونقدر براشون نقاشی میکشیم، اونقدر در جواب تگرگ و سرما و آتش
و... با دست و پای برهنه اما قلبهای پاک و عاشق بهشون میگیم
دوستشون داریم تا صلحُ یاد بگیرن و با ما عمو زنجیر
باف بازی کنن! به امید فردایی بهتر برای همهی کودکان دنیا.
دیروز وحید سر چارراه نرفت!...دیروز وحید دستمال فالیهاشُ نفروخت
تا پولشُ برای باباش یا مامانش یا ... ببره! ... دیروز وحید شاید
هیچ پولی نداشت اما دیروز وحید از انتهای قلب مهربون و چهره سختش،
دستمال فالیهای خودش و برادرشُ به دوستاش در "همه کودکان" هدیه
داد تا هروقت سرما خوردند از دستمالهای وحید و توفان استفاده
کنند...
به احترام وحید و توفان و همهی بچههای مهربون کار، یک دقیقه سکوت
...............
"یکدیگر را میآزاریم
بی آن که بخواهیم
شاید بهتر آن باشد
که دست در دست یکدیگر دهیم
بی سخنی
دستی که گشاده است
میبَرد
میآورد،
رهنمونت میشود
به خانهی
که نور دلچسبش
گرمی بخش است"
مارگوت بیکل
ترجمه احمد شاملو
|
قصهساز:
پژمان
یه روز یه خانم خرگوشه گرسنه بود، گرسنهی گرسنه
بود و از گرسنگی گوشاش وا رفته بود. هیچکی بهش هویج نمیداد. تا
اینکه یه روز خمیازه کشید بعد آقا فیله داشت از راه میاومد و از
اونجا رد میشد یکهو رسید به خانم خرگوشه و گفت: چیه خانم خرگوشه؟
گرسنته؟! بیا بریم خونهمون غذا هویج داریم بدم بهتون. خرگوش
اینقدر خورد و خورد و خورد تا دلدرد گرفت. خانم خرگوشه گفت: آقا
فیله کجا میرفتی؟ انگاری شما رو خدا برای من فرستاد. داشتم از
گرسنگی میمردم که یکهو شما رسیدی و منو بردی خونهات به من غذا
دادی، یک هویج اینقدری، دستت درد نکنه که شکم منو سیر کردی. آقا
لاکپشته اومد. اومد و اومد و اومد اومد تا به آقا جوجو رسید. آقا
جوجو داشت غذا میخورد و غذا میخورد و غذا میخورد و یکهو خانم
قورقور از آب پرید بیرون عین پلنگ. یکهو سرِ گوش آقا هاپو پیدا شد:
هاپ هاپ هاپ.
آقا هاپو رسید. همهی حیوونا در جنگلی بودند که گرسنه بودند و
بودند. ... همه گرسنه بودند فقط آقا فیله یک وعده غذا داشت آن هم
برای خودش. یک روز آقا هاپو یه چالهی بزرگ کند که دید زیرش یک
زیرزمین هست، یک تونل گنده داره، اینقدری!؟ رفتن و رفتن و رفتن تا
به یک کلبه رسیدند، کلبه هم خونهی بابای آقای جوجو بود. پر از
غذا بود بعد بابای آقا جوجو خیلی بدجنس بود و به هیچکس غذا
نمیداد و فقط به آقا جوجو غذا میداد. آقا جوجو هم غذاشُ به آقا
هاپو و آقا فیله و خانم خرگوشه، آقا لاکپشته و خانم قورقور
میداد و خودش هیچی نمیخورد.......... آقا فیله میگه : منم خسته
شدم مثل شما بعد آقا هاپو غول چراغ جادو در میاره میگه : " اه، ما
همین یه چراغ جادو رو داریم بعد چراغُ پرت میکنه بعد یکهو آقا
فیله که خیلی مهربون بود بعد با خرطوم گندهاش روی چراغ جادو رو
پاک میکنه یکهو غول چراغ جادو میاد بیرون. یکهو همهشون زهره
ترک میشن!؟ میترسن. وای این چه غول بزرگیه من میترسم،
همهشون میرن پشت صخرهها قایم میشن. غول میگه چه آرزویی
دارین؟ من برآورده میکنم.
.....
بعد یکهو خانم خرگوشه: هه هه هه من اینقدر هویج میخوام، یه عالمه
هویج میخوام. میگه: باشه و غول چراغ جادو آرزوشُ برآورده میکنه
و اینقدر بهش هویج میده تا توش گم بشه!
آقا جوجو میگه : قوقولی قوقو قولوقولو من هیچی نمیخوام فقط به
بابام یه خورده عقل بده که یه خرده مهربون باشه که با دوستای من
خوب باشه بهشون غذا بده یا دوستای منُ از خونهاش بیرون نکنه. من
بهغیر از این دیگه هیچ آرزویی ندارم قولوقولوقولو.
بالا رفتیم دوغ بود،پایین اومدیم ماست بود قصهی ما راست
بود......
|
یه
روز خوب که مجتبی خندید!؟
امروز تصمیم گرفتیم با بچهها بریم کافه کنار هم یه روز استثنایی
رو بگذرونیم اما کافه...!؟ به هر حال چون قول داده بودیم و باید
روی قولمون میموندیم گفتیم میریم، مسیر بهمون میگه مقصد کجاست!؟
با دو تا از دخترها راه افتادیم، تو کوچهپسکوچهها شکوفهرو
دیدیم که چشاش خیلی غمگین بود و انگاریکه اون بچهی کوچکی که رو
کولش بسته بودند، غمشُ سنگینتر میکرد. اما، ایهی.... شکوفه
نتونست بیاد. دلم گرفته بود، ابریِ ابری بود که یکهو نازیلا رو
دیدم، خوشحال شدم، دستش رو گرفتم و گفتم بیا بریم بیرون، تو کوچه
نازیلا پشت ترس پنهونش گفت : نمیام!؟ اما نشد که نازیلا هم... دیدن
سورج و ابوالفضل بارونای چشمُ کنار زد، گرم شدم تو پاییزی که رنگ
بارونُ ندیده... با ابوالفضل، سورج، دنیا، نگین، پیمان و مجتبی که
این روزا غمگینتر از هر پرندهی قفس گمکردهای میمونه راه
افتادیم تا در کافهای یا... کنار هم عصرانهای ! ؟ فضای باز تئاتر
شهر مجتبی رو برد به دوران کودکیش، آخه مجتبی حالا برای خودش مردی
شده! مردی غمگین، دیروزها اینقدر غمگین نبود. مجتبی کمی خندید.
مجتبی از شیطنتهای کودکانهی پیمان عصبانی شد اما همهمون شاد
بودیم و داشتیم از زندگی و مسیرها و مقصدها یاد میگرفتیم!؟
ناگفتهها باشد برای وقتی دیگر، سوغات دراز گویی سردرد است و بس!
برگشتیم انجمن، مجتبی میخندید
 |
اردوی
دریاچه رازی
تاتر "زندگی
دوباره"
اهدای کتاب
از طرف نهضت سوادآموزی به انجمن حمایت از کودکان کار
انجمن حمایت از کودکان کار علاوه بر برگزاری کلاس های پایه اول تا
پنجم آموزش و پرورش، سه دوره آموزشی نهضت سوادآموزی که شامل دوره
مقدماتی، تکمیلی و پایانی می شود را نیز برگزار می کند. در همین
راستا و برای تامین کتاب های مورد نیاز خود برای این دوره ها،
انجمن با نهضت سوادآموزی استان و نهضت سوادآموزی مرکزی ایجاد
ارتباط نمود که به دنبال آن، از سوی معاونت آموزشی دفتر مرکزی نهضت
سوادآموزی، تمامی کتاب های مورد نیاز انجمن به کودکان تحت حمایت،
اهدا شد. این کتاب ها شامل 100 سری کتاب دوره مقدماتی، 120 سری
کتاب دوره تکمیلی و 120 سری کتاب دوره پایانی می باشد. در اینجا جا
دارد از جناب آقای مهدی زاده، معاونت محترم دفتر مرکزی نهضت
سوادآموزی، به دلیل همکاری صمیمانه شان با انجمن حمایت از کودکان
کار تشکر و قدردانی کنیم.
ادامه
همکاری UNICEF و انجمن حمایت از کودکان کار
پروژه "سوادآموزی پایه کودکان و زنان مهاجر و محروم از آموزش"
برای سومین سال پیاپی تمدید شد. این پروژه که با همکاری UNICEF
انجام می شود، شامل سه دوره مقدماتی، تکمیلی و پایانی سیستم نهضت
سوادآموزی و پایه های اول تا پنجم سیستم آموزش و پرورش می باشد.
پروژه "سوادآموزی پایه کودکان و زنان مهاجر و محروم از آموزش"
ابتدا در سال 1387 به صورت سه جانبه بین انجمن حمایت از کودکان
کار، UNICEF و وزارت کشور به امضا رسید و امسال نیز برای سومین بار
و با افزایش تعداد کودکان و زنان تحت پوشش قرارداد از 400 نفر به
500 نفر، به مدت یک سال تمدید شد.
چهل روز
گذشت...
یاد باد آنکه زما وقتِ سفر یاد نکرد
به وداعی دلِ غمدیدهء ما شاد نکرد
... مطربا پرده بگردان و بزن راه عراق
که بدین راه بشد یار و زما یاد نکرد
غزلیاتِ عراقیست سرودِ حافظ
که شنید این رهِ دلسوز که فریاد نکرد
کتابخانه بامداد در هفته کتاب و کتابخوانی
"
نویسندگان کوچک ما "
"ماجراهای لاکوپشت" و "من میخواهم با کسی دوست شوم"
نام داستانهای کوتاهی است که اعضای کتابخانه بامداد، آنها را
بصورت کتاب در آوردهاند؛ کتابهایی که حتی تصویرگری و طراحی جلد
آنها نیز توسط نویسندگان داستانها صورت گرفته است.
ادامه مطلب ...
همزمان با عید قربان دلت را قربانی محبت، عشق، صمیمیت و مهربانی کن
...
" ... دریا در دوردست خندید ...
تو چه می فروشی پسر غمگین؟
آب دریا را می فروشم آقا ... "
روز کودک بر تو مبارک
*کوچه
پس کوچه های سرگردانی دروازه غار دلش برای تو تنگ می شود
مرتضی آروم بخواب
همه پرنده ها این بار از در قفس ماندن در امانند!؟
بخواب آروم مرتضی
"بچه خورشیدی" خاموش شد اما ما ایستاده، هنوز
زنده ایم دلخوش به حضور ِ ...
بخواب آروم مرتضی،
دیگر نگران نباش!
آروم بخواب مرتضی و باور کن
" ... دریا نیز می میرد ... "
انجمن حمایت از کودکان کار، در غم از دست دادن "مرتضی گودرزی" به
سوگ نشسته است.
اقدامات
صورت گرفته در بخش بهداشت و تغذیه انجمن در مهرماه سال 89 ...
7 مهر روز
آتش نشاني بر قهرمانان اين عرصه مبارك باد
ياور و ياري رســان آتش نشان اســـت
ناجي اموال و جان آتش نشان است
آنــكه آتش را به همــت مــيكند رام
در نجات مردمان، آتش نشان است
به مناسبت روز آتش نشاني ، كودكان مقطع پيش دبستاني انجمن حمايت از
كودكان كار به همراه مربيان خود به منظور آشنايي با سازمان آتش
نشاني و فعاليتهاي آن، در دو نوبت صبح و عصر از سازمان آتش نشاني
مركز 18 واقع در خيابان مولوي بازدید كردند و با استقبال بسيار خوب
مسوولان سازمان مربوطه روبرو شدند. بازدیدکنندگان با كمك كاركنان
این سازمان، با بخش ها و فعاليت هاي آتش نشاني آشنا شدند و پس از
پذيرايي كه توسط سازمان آتش نشانی انجام شد به انجمن بازگشتند.
یکی از کودکان حین بازدید از این سازمان و آشنایی با فعالیتهای
ناجیان آتش نشانی، با زبان کودکانه خود، کار آنها را این گونه
توصیف کرد: " شما جونتون رو به جون ما، جون به جون می کنید"
جا دارد از همكاري و مساعدت مسوولان سازمان آتش نشاني مركز 18 ،
تشکر و قدردانی کنیم.
جشن شکوفه
های انجمن حمایت از کودکان کار – یکم مهرماه
در روز پنج شنبه، یکم مهر ماه، طبق روال هر ساله انجمن، جشن اول
مهر در دفتر مرکزی برگزار شد. گروه جوانان انجمن در این برنامه
مسوول تزیینات و همچنین انتظامات روز جشن شدند. در همین راستا
اعضای این گروه روز قبل از جشن در محل انجمن گرد هم آمدند و با کمک
دیگر همکاران انجمن، حیاط را تزیین کرده و برای جشن آماده کردند.
در این جشن، برنامه ای شاد و در عین حال آموزنده برای حدود 600
کودک عضو انجمن و سایر کودکان کار اجرا شد تا آنها با روحیه ای شاد
و انگیزه ای بالا سال تحصیلی جدید را آغاز کنند. طی این برنامه،
شاگردان اول تا سوم مقاطع دبستان با اهدای جوایزی تشویق شدند و جشن
با پذیرایی به پایان رسید.
لازم به ذکر است جشن اول مهر در مرکز خراسان و مرکز بازار نیز در
روز شنبه، سوم مهرماه، برگزار شد.
برگزاری
امتحانات پایان دوره ها به صورت هماهنگ در تمام مقاطع تحصیلی بین
مراکز مختلف انجمن برای نخستین بار
برای نخستین بار امتحانات پایان دوره به طور سراسری در کلیه مراکز
انجمن حمایت از کودکان کار برگزار گردید. این امتحانات شامل کلیه
دروس و کلیه سطوح پایه ابتدایی بود. برنامه ریزی، طرح سوال، تایپ و
تکثیر، برگزاری و اعلام نتایج این امتحانات نزدیک به دو ماه به طول
انجامید. در این روند 5 نفر از داوطلبان انجمن در تایپ و تکثیر و
برگزاری امتحانات با انجمن همکاری کردند.
این دوره از امتحانات از 11-1 شهریورماه 1389 با حضور آموزگاران هر
کلاس و نیز ناظران و با حضور روانشناس انجمن سر جلسه هر امتحان
برگزار شد.
کودکانی از مقاطع تحصیلی اول، سوم، چهارم و پنجم آموزش و پرورش،
مقدماتی، تکمیلی و پایانی نهضت سوادآموزی و فارسی آموز 2 در این
دوره از امتحانات حضور داشتند. از تعداد 306 نفر که مجموع دانش
آموزان این مقاطع هستند، 35 نفر غایب بودند و از 271 نفر حاضر، 181
نفر نمره قبولی دریافت کردند و به مقطع بالاتر رفتند. 90 نفر دیگر
از آنجاییکه طبق نتایج امتحانات نمره قبولی دریافت نکرده اند و
هنوز آمادگی لازم جهت رفتن به مقطع بالاتر را ندارند، در دوره های
کوتاه مدت 3 تا 4 ماهه شرکت می کنند تا در زمانی کوتاه نقاط ضعف
آنها در دروس برطرف شود و بتوانند به مقطع بعدی راه یابند.
لازم به ذکر است این گروه از کودکانی که موفق به دریافت نمره قبولی
نشدند، جزو آسیب دیده ترین کودکان انجمن بوده اند که علاوه بر
رسیدگی بیشتر در خصوص رفع ضعف تحصیلی و تقویت دروس، انجمن برنامه
های حمایتی (مددکاری-روانشناسی) ویژه ای برای آنان در نظر گرفته
است.
در کنار کودکان کار
برای کودکان سیلزده پاکستان
کودکان عضو انجمن حمایت از کودکان کار، طی مراسم شادی که در تاریخ
14 شهریورماه در انجمن برگزار شد، دور هم جمع شدند تا کمکهای خود
را به کودکان سیلزده پاکستان اهدا کنند. در پایان مراسم مبلغ
150.750 تومان به علاوه تعدادی هدیه توسط کودکان عضو انجمن جمع شد.
در صورت تمایل به همراهی کودکان کار در این کمک انساندوستانه،
کمکهای خود را به حساب 13740020 بانک سپه، شعبه مرکز به نام انجمن
حمایت از کودکان کار واریز نمایید.
در پایان روز چهار شنبه 17 شهریورماه، تمامی مبلغی که طی روزهای 16
و 17 شهریورماه به حساب انجمن واریز شده است برای سیلزدگان
پاکستان فرستاده میشود.
بازدید
اعضای هیات مدیره انجمن کتابداری ایران به نمایندگی از طرف جناب
آقای دکتر اشعری، ریاست محترم سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران
در تاریخ 3 مردادماه 1389 جناب آقای دکتر رضایی، مدیر عامل محترم
انجمن کتابداری ایران به همراه تنی چند از اعضای هیات مدیره آن
انجمن، به نمایندگی از طرف آقای دکتر اشعری، ریاست محترم سازمان
اسناد و کتابخانه ملی ایران از نزدیک با فعالیتهای انجمن حمایت از
کودکان کار آشنا شدند.
این دوستان ابتدا از مرکز بازار و سپس از دفتر مرکزی انجمن دیدن
کردند. در کتابخانه دفتر مرکزی (کتابخانه بامداد)، فیلم و کلیپ
انجمن نمایش داده شد و سپس طی نشست مشترکی که با چند تن از مسوولان
انجمن داشتند، پیرامون برگزاری نشستهای مشترکی با موضوع راه های
ترویج فرهنگ کتاب و کتابخوانی در میان توده های مردم، به ویژه
کودکان کار، گفتگو کردند و مقرر شد در جلسات آتی در خصوص چگونگی و
مقاطع زمانی این نشستها، گفتگوی بیشتری صورت پذیرد.
اعضای محترم هیات مدیره انجمن کتابداری ایران 90 جلد کتاب، یک سی
دی کتاب گویا و مبلغی را به انجمن حمایت از کودکان کار هدیه کردند.
 |
 |
حضور نماینده انجمن در نشست مشورتی کمیساریای امور پناهندگان
سازمان ملل
از آنجا که انجمن از سال 2009 با UNHCR برای کودکان تحت حمایت،
پروژه مشترک آموزش پیش دبستانی دارد، به دعوت کمیساریا در نشست
مشورتی UNHCR با NGOها در ژنو شرکت کرد.در این نشست که بیش از 300
نفر از سازمانها و نهادهای بین المللی مختلف حضور داشتند، به تبادل
نظر در مورد پروژههای مشترک UNHCR پرداخته شد.
|
دست در دست هم برای کودکان کار
دوستان گرامی و همراهان کودکان کار
دوازدهمین بازارچهی انجمن حمایت از کودکان کار جمعه 15 مردادماه
1389 برگزار خواهد شد.
باری دیگر گرد هم میآییم تا گامی دیگر برای کودکان کار برداریم.
حضور شما دوست گرامی موجب دلگرمی ما در تداوم این راه خواهد بود.
بازارچهی انجمن حمایت از کودکان کار شامل: انواع غذا و دسر،
کافیشاپ، محصولات هنری و فرهنگی، صنایع دستی، گل و گیاه و ...
خواهد بود.
زمان: جمعه 15 مرداد 1389 ، ساعت 22-10
مکان: سهروردی شمالی، خیابان خرمشهر (آپادانا)، خیابان نیلوفر،
میدان نیلوفر، کوچه هشتم (جنب مسجد الرضا)، "تالار امیرکبیر"
به امید فردایی بهتر برای همه کودکان دنیا.
اطلاعات تماس انجمن حمایت از کودکان کار:
تلفن: 9-55576687
هشتمین سالروز تاسیس انجمن حمایت از کودکان کار مبارک باد!
به امید فردایی بهتر برای همه کودکان
کارگاه آموزشی
NGO Benchmarking
( ظرفیت سازی استاندارد )
کارگاه آموزشی NGO Benchmarking ( ظرفیت سازی استاندارد ) طی دو
روز در تاریخ 2 و 3 تیر ماه 1389 توسط SGS برگزار شد. در این
کارگاه که 18 نفر از اعضای هیات امنا ، هیات مدیره و پرسنل انجمن
حمایت از کودکان کار شرکت داشتند، بهترین الگوی بین المللی برای یک
سازمان غیر دولتی (NGO) و معیارها و مشخصاتی که چنین سازمانی برای
رسیدن به اهداف خود باید رعایت کند، مورد بررسی قرار گرفت. به
دنبال هر مبحث چند مطالعه موردی و کار گروهی وجود داشت که به درک
هرچه بهتر مطالب ارایه شده در کارگاه ، کمک می کرد. این کارگاه با
تسهیلگری فوق العاده جناب آقای نشاط برگزار شد و انجمن ازروحیه
مشارکت و همگام بودن ایشان و هم چنین از همکاری شرکت SGS کمال
قدردانی را دارد.
گزارش
سه ماهه مددکاری-مرکز اصلی
"گزارش جشن روز مادر – مرکز میدان خراسان"
در روز چهارشنبه مورخ 12/3/89 به مناسبت تولد حضرت فاطمه زهرا(س) و
روز مادر، جشنی با همکاری اداره امور اجتماعی منطقه 15 شهرداری
تهران و انجمن حمایت از کودکان کار با حضور کودکان مرکز، همکاران
مرکز، پرسنل ادارهی امور اجتماعی و
اهالی محل، در پارک شهید گمنام واقع درناحیهی 1 منطقه 15 با هدف
معرفی پروژه به اهالی منطقه برگزار شد.
لازم به ذکر است که این جشنها به مناسبتهای مختلف درپارکهای
منطقه جهت معرفی پروژه برگزار خواهد شد.
مرکز دیگر
بنام "همه کودکان"
مرکز : مولوی ، خ معروف خانی، کوچه زمانپور،
پلاک8
تلفن: 55151356 21 98+
این مرکز با حمایت خیرین با اجاره بهای ماهیانه 4،000،000 ریال تهیه و با
حمایت شرکت تناوب آماده سازی شده که دارای 5 اتاق شامل یک اتاق
مددکاری 12متری ، یک اتاق روان شناسی 10متری، یک کلاس 24متری،
یک کلاس 12متری، یک کلاس 10متری، یک آشپزخانه در زیرزمین ،
2سرویس بهداشتی ، یک حمام و یک حیاط میباشد.
 |
 |
شروع فعالیت از دی ماه 1387
بخش آموزش
بخش روان شناسی
بخش مددکاری
دی ماه تا پایان سال 87: روزانه حدود 50 کودک
شش ماه اول 88: روزانه بین 60 تا 100 کودک
تا بهمن 88: روزانه بین 60 تا 100 کودک
مجموع کودکان تحت پوشش : بین 180 تا 200 کودک
بخش آموزش مرکز "همه کودکان"
دی ماه 87- بهمن 88
29 دی ماه سال 1387 ، ساختمان مرکز " همه کودکان"
با هفت کودک در گروههای سنی متفاوت، از کودکی چند ماهه تا
کودک 12 ساله، بخش آموزش همه کودکان و با حضور یک نیروی انسانی
آغاز به کار نمود، با هدف پوشش کودکان گروه سنی پیشدبستان از
کودکان ایرانی ،جمعیت کولیها.
چند ماه اول را به شناخت کودکان، منطقه و بررسی شیوه مناسب
برای آموزش آنان پرداختیم.
آسیبدیدگی بسیار ، خانوادههای پر جمعیت، ازدواجهای متعدد و
در سن پایین، چندهمسری، پرداختن به اشتغالهای کاذب و بیثبات
از قبیل دستفروشی، فالبینی(به ویژه زنان و دختران)و تکدیگری،
قربانیان اعتیاد و مواد مخدر به طور گسترده، عدم توجه به ضرورت
آموزش، وضعیت بسیار ضعیف بهداشتی در محل زندگی، خانه و پوشاک و
وضعیت سلامت پایین، عدم رعایت الگوهای مناسب تغذیه و در نتیجه
سوءتغذیه، گذراندن ساعات بسیار زیاد در محیطهای پرخطر خارج و
حتی داخل خانه و در خیابانها و در معرض انواع کودکآزاریها
قرارداشتن، نوع زندگی ییلاق قشلاق خانوادههای این کودکان از
ویژگیهای این گروه است.
فعالیتهای آموزشی
1. آموزش افزایش مهارت های حرکتی کودکان مانند:
بازی با خمیر ، نقاشی، رنگآمیزی، لوحهنویسی، بازی با گل، کار
با قیچی و کاردستی
2. فعالیتهای افزایش مهارتهای ذهنی کودکان و افزایش گنجینه
واژگان آنها و افزایش مهارت گفتاری کودکان مانند:
شعرخوانی، قصهخوانی، نمایش، گفتگوهای متفاوت، حضور در کارگاه
موسیقی و نقاشی
(بطور مثال یکی از کودکان د.ص دختر 8 ساله در ابتدای ورود به
مرکز "همه کودکان" نمی توانست قابل فهم و واضح صحبت کند اما
بعد از آموزشهای مختلف بسیار واضحتر صحبت می کند.)
3. فعالیتهای افزایش مفاهیم و گنجینه واژگان و آموزش مفاهیم
مختلف مثل روزها، ماهها ، فصلها ، شب و روز و مفاهیم مربوط
به آسمان و آن چه در آن میبینیم، رنگها
4. فعالیتهای افزایش مهارت های گفتاری کودکان، مانند:
شعرخوانی، قصه خوانی
(به عنوان مثال ف.پ دختر 3 ساله، که خواهرش توسط بهزیستی
اسلامشهر به مرکز مناسبی فرستاده شده است، کودکی است که در بدو
ورود به مرکز "همه کودکان" وضعیت سلامت فوقالعاده نامطلوبی
داشت. این کودک در ابتدای ورود به مدت تقریبا سه هفته از کنار
خواهرش جدا نمیشد و حرف نمی زد و با کودکان هم سنش دعوا میکرد و موهای آن ها را میکشید؛ اما با برقراری ارتباط با این
کودک، آرام آرام به فضای انجمن عادت کرده و با عروسکها بازی
میکرد و با دوستانش بیشتر ارتباط میگرفت، بدون خواهرش هم در
کنار ما میماند و مهمتر از همه حتی اکثر مواقع بعد از خوردن
ناهارش میخوابید!!؟ این کودک به راحتی با ما صحبت میکرد و
حتی شعر میخواند! و تا حدی آسودگی به او بازگشته بود)
فعالیتهای سرگرمی
انجام انواع بازی:
بازی با حلقههای ورزشی و طناب. گرگم به هوا، دنبالبازی و
بالا بلندی. فوتبال و بازی با توپهای کوچک و بولینگ.
بازی تاب تاب خمیر برای کودکان زیر 5 سال.
بازی های محلی کودکان، مثل هویج هویج
اردو و گردش های فرهنگی - تفریحی
کودکان به چندین گردش علمی و تفریحی برده شدند:
نمایشگاه بینالمللی کتاب :شش کودک
پیکنیک های کوتاه در پارک خواجوی کرمانی: استفاده از وسایل
بازی. آشنائی با مفاهیم مختلفی از قبیل کمک به دوستان، مشارکت
در استفاده از وسایل بازی
باغ وحش ارم :15 کودک
سینما: 4 کودک
بازدید از تمرین تیم ملی فوتبال (استادیوم آزادی) : 2 کودک
اردوی نمایشگاه عکس : 5 کودک
- پیکنیک دماوند : 25 کودک
آموزشها به دلایل زیر غیر متمرکز انجام گرفته است:
- آشنایی اولیه کودکان با فضای آموزشی – حمایتی انجمن
- تاکید بر پذیرش کلیه کودکانی که روزانه به مرکز مراجعه
مینمودند با شروع آموزشهای رفتاری مانند طرز نشستن، الگوهای
ارتباط و صحبت با دیگران ، اجرای نمایشهای کوتاه با شرکت خود
کودک و یا با استفاده از عروسک های دستی)
- عدم حضور مستمر کودکان و غیبت های طولانی آنها به دلیل شرایط
زندگی، مسافرتهای مکرر و طولانی، اشتغال به کار و درآمدزائی
اجباری کودک برای خانواده و دیگر مناسبات اجتماعی و خانوادگی
آنان
- تلاش برای تصحیح رفتارهای ناهنجار کودکان و جایگزین نمودن
رفتار مطلوب
- وجود آموزشهای نامناسب رفتاری، تربیتی و فرهنگی از طرف
خانواده و گذراندن زمان بسیار زیادی در محیط های آسیب زا و
پرخطر
- اتفاق پدیده پسرفت ( فعال شدن مجدد رفتارهایی که در مراحل
قبل زندگی کودک مناسب شمرده میشدند و برای سن واقعی او مناسب
نیستند که معمولا واکنش در برابر تنشها است.)
آموزش در این مرکز با سه محور آغاز شده و ادامه مییابد:
-آموزشهای بهداشتی
-آموزشهای رفتاری
-آموزشهای تحصیلی
با وجود برنامههای آموزشی، حضور متغییر کودکان و وجود نیازها
و آسیبدیدگی متفاوت روزانه آنان، دلیل تغییر شیوههای متنوع و
مختلف آموزشی و انعطاف در نحوه اجرای آموزشهای روزانه است.
هزینههای بخش آموزش:
حقوق 2 نیروی انسانی و معلمهای بخش آموزش
بیمه
هزینه مواد آموزشی، کتاب و دفتر، نوشتافزار، وسایل کمک
آموزشی،لوازم ورزشی، اسباببازی، فیلم و کارتون آموزشی
هزینه تغذیه (یک وعده غذا، میوه، شیر، مکملهای ویتامین و
پروتئین)
هزینه جشنها و مناسبات از قبیل روز کودک،...
هزینه اردوهای تفریحی-فرهنگی کودکان
هزینههای اداری، کامپیوتر، تلفن، اینترنت، فتوکپی، ...
تجهیزات کلاس از قبیل میز و صندلی، تلوزیون، وسایل گرماوسرما،
کتابخانه
هزینه کلاسهای فوقبرنامه از قبیل حرفه آموزی، ابزار، ...
بخش روان شناسی و مددکاری:
بخش روانشناسی از اسفند ماه87 و بخش مددکاری هم از اردیبهشت 88
برای ارائه برنامه های حمایتی مختلف به مجموعه ی همه کودکان
اضافه شدند.
تعداد کودکانی که به بخش آموزش مراجعه کرده اند بسیار متغیر
بوده است:
تا پایان سال 87: روزانه حدود 50 کودک برای انجام فعالیتهای
مختلف به انجمن آمدند.
شش ماه اول 88: این تعدا به روزانه 60 نفر هم رسید و شاید
میانگین حضور کودکان حتی برای نیم ساعت با مجموع سال قبل به
100 کودک رسید.
بهمن 88: تعدادکودکان بین 150 تا 200 کودک میباشد.
بهداشت، درمان، تغذیه:
حداقل شاید در یک ماه، بیست روز آن کودکانی با آسیب های جسمی
به انجمن مراجعه کرده اند:
به دلیل نپوشیدن دمپایی بیشتر آسیب کودکان بریدگیهایی در ناحیه
پاست!
موارد کودکآزاری: سوزاندن کودک به دلیل بازیگوشی و تهدید برای
ساکت کردن کودک آن هم در ناحیههای حساس بدن کودک.
موارد خودآزاری: در پسران بزرگسال این مورد بسیار دیده میشود، با تیغ بر روی دستهای خود خط هایی را میاندازند و یکی از
ویژگیها و نشانههای قویتر بودن است!!!؟
هزینه بخش روان شناسی
1-حقوق نیروی انسانی یک روانشناس
2-بیمه
3-هزینه برگزاری کارگاههای روانشناسی، مشاوره، ارجاع به روانپزشک
4-هزینه کتاب ،تجهیزات، تستها و وسایل مورد نیاز روانشناسی
5-هزینههای اداری، تشکیل پرونده، کامپیوتر، تلفن، ...
هزینه بخش مددکاری
1- حقوق نیروی انسانی یک مددکار
2-بیمه
3- هزینههای تشکیل و به روز رسانی پرونده مددکاری، بازدید
منزل، پیگیری حمایتها و موارد مددکاری، ایاب و ذهاب
4-هزینههای درمان و خدمات بهداشتی برای کودکان از قبیل دارو،
شامپو، مسواک،
واکسیناسیون، ...
5- هزینههای پیشبینی نشده مانند پیگیری موارد کودک آزاری
و...
6- هزینههای اداری، کامپیوتر، تلفن، ...
کار با کودکان کولی توانایی و خلاقیت ویژه ای میخواهد چون
اکثر فعالیتهای آموزشی برای جلب توجه کودکان باید بداهه و در
لحظه انجام گیرد، در حالی که به همه ابعاد جسمی، روانی، ذهنی
کودکان و نیازهایش توجه نموده و کار را در چارچوبی مناسب ارائه
داد.
به امید دنیایی بهتر برای "همه کودکان" دنیا
کلاس کوه پیمایی –
چهارشنبه 25 فروردین ماه 1389
خانم نظریان از طرف فدراسیون کوه نوردی برای آموزش کودکان کار
تشریف آوردند. 14 نفر از گروه سنی نوجوانان در کلاس تئوری حضور
داشتند ، قرار شد روز پنج شنبه 26/1/89 کار فنی دانش آموزان و
آشنایی با سنگهای کوتاه و فرق آنها با دیواره و پیاده کردن مباحث
تئوری به صورت عملی، انجام شود.
پنج شنبه به اتفاق 10 نفر ار کارآموزان، عازم دربند قسمت بند یخچال
شدیم
بررسی
مقدماتی انواع کار کودکان تحت حمایت انجمن حمایت از کودکان کار
در مرکز اصلی انجمن حمایت از کودکان
کارکه بیش از 500 کودک تحت پوشش هستند، تعداد 196 کودک
نمونه آماری به طور تصادفی (کلاس به کلاس) انتخاب شدند و
101 کودک از آنان شاغل هستند و به مشاغل خیاطی ، دست
فروشی، کار خانگی ( قند خرد کردن و سبزی پاک کردن) و ...
می پردازند.
| |
خیاط |
دست فروش
|
کار خانگی |
متفرقه |
|
ازتعدادنمونه |
27 |
44 |
23 |
7 |
جدول
شماره 1- جدول شغلی کودکان تحت حمایت مرکز اصلی انجمن
حمایت از کودکان کار

مرکز "همه کودکان" انجمن حمایت از کودکان
کار جمعا 170 پرونده دارد که 50 دانش آموزبه طور ثابت در
این مرکز حضور دارند .از این تعداد 45 نفر به تکدی گری ،
دست فروشی، دست فروشی و تکدی گری (بطور همزمان ) مشغول می
باشند.
| شغل |
تکدی گری |
دست فروش |
تکدی گری و
دست فروش |
| تعداد |
15 |
15 |
15 |
جدول
شماره 2- جدول شغلی مرکز "همه کودکان" انجمن حمایت از
کودکان کار

مرکز "بازار" انجمن حمایت از کودکان کار
57 مددجو دارد که از این تعداد 35 نفر به مشاغل خیاطــی ،
دست فروشی، کیف دوزی و متفرقه می پردازند.
| شغل |
خیاط
|
دست فروش |
کیف دوز |
متفرقه |
| تعداد |
20 |
10 |
3 |
2 |
جدول
شماره 3- جدول شغلی مرکز "بازار" انجمن حمایت از کودکان
کار

مرکز "میدان خراسان" انجمن حمایت از
کودکان کار 52 کودک تحت حمایت دارد که از این تعداد 30 نفر
به مشاغل خیاطی ، دست فروشی، کار در تعمیرگاه و فلزکاری
می پردازند.
| شغل |
خیاط
|
دست فروش
|
تعمیر کار |
فلز کار |
| تعداد |
6 |
17 |
3 |
2 |
جدول
شماره 4- جدول شغلی مرکز "میدان خراسان" انجمن حمایت از
کودکان کار


نمودار مشاغل کودکان تحت
حمایت انجمن حمایت از کودکان کار
دست در دست
هم برای کودکان کارt.jpg)
انجمن حمایت از کودکان کار در کنار اعضا، دوستان و
همراهان خود بهار را در بازارچهی نوروزی خود آغاز مینماید.
انجمن حمایت از کودکان کار یازدهمین بازارچهی خود را به نفع
کودکان کار برگزار میکند.
گروه بازارچهی انجمن حمایت از کودکان کار در بخش روابط عمومی
انجمن و با همت و حمایت گروهی از داوطلبان فعال است.
بازارچهی نوروزی انجمن حمایت از کودکان کار در تاریخ 21 اسفند
ماه از ساعت 10 الی 21 در محل خیابان موحد دانش(اقدسیه)، کوچهی
ناز، رستوران نرگس برگزار میشود.
جشن
پایاندورهی پیشدبستانی
روز چهارشنبه مورخ 9 دی 1388 دورهی پیشدبستانی که طی پروژه مشترک
با کمیساریای امور پناهندگان سازمان ملل انجام شد، به پایان رسید.
دراین روز برای تمام کودکان پیشدبستانی(مقدماتی و پیشرفته) جشن
کوچکی برگزار شد. کودکان با کیکی به طرح لوگوی انجمن پذیرایی شدند
و هدیه، کیف مدرسه دریافت کردند و در پایان با لباس پایاندوره،
عکسهائی به همراه معلمین خود انداختند.
سفرهی
انجمن حمایت از کودکان کار پهن شد.
از تاریخ 23 آذر 88 آشپزخانهی انجمن حمایت از کودکان کار بعد از
مرمت و آمادهسازی جهت تهیهی میانوعده برای کودکان عضو انجمن
آغاز به کار کرد.
کودکان کار به دلیل شرایط سخت زندگی عموماً از تغذیهی مناسب
برخوردار نبوده و همین امر سبب گشته تا از رشد مناسب محروم باشند.
آشپزخانهی انجمن که زیر مجموعهی بخش بهداشت، درمان و تغذیه است
با حمایت مالی گروهی از خیرین فعالیت خود را آغاز نموده است.
انجمن حمایت از کودکان کار قصد دارد تا با برنامه های تغذیهای
مناسب که توسط کارشناس تغذیه تهیه میگردد، بخشی از سوء تغذیهی
کودکان کار را بهبود بخشد.
در حال حاضر روزانه کودکان عضو انجمن یک میان وعدهی غذای گرم را
در انجمن میل مینمایند.
گزارش بررسی وضعیت تغذیهای کودکان پیشدبستانی ( 5 تا 9
ساله)، آذر ماه 1388
توجه: متأسفانه همانگونه که در گزارش فوق مشاهده میکنید،
اکثر کودکان مورد بررسی این تست از بدترین نوع سوءتغذیه که حاد
مزمن است رنج میبرند. این نتیجه تقریباً قابل تعمیم به تمام
کودکان تحت حمایت انجمن است.
هدف:
از آنجاییکه خانوادههای کودکان کار ، اغلب الگوهای مناسب تغذیه
را رعایت نمیکنند، در معرض ابتلا به سوء تغذیهی پروتئین-انرژی
قراردارند. بدین جهت بررسی تغذیهای کودکان با هدف شناسایی درجات
شیوع سوء تغذیه برای اجرای برنامهی غنیسازی هدفمند، انجام
میگیرد.
روش مطالعه:
اندازهگیری قد بدون کفش، در مقابل متر دیواری طوریکه چهار نقطه
از بدن (پاشنهی پا، کتف، باسن، پشت سر) به دیوار چسبانده میشد،
انجام گرفت. اندازهگیری وزن نیز در کودکان با یک پوشش لباس سبک و
بدون کفش و با استفاده از ترازوی یکسان انجام گرفت.
بعد از ترسیم منحنی قد برای سن و وزن برای سن، نتایج با منحنیهای
مرجع NCHC مقایسه گشته و طی نمودار شمارهی 1 نشان داده شده است.
واژههای کلیدی:
سوءتغذیهی حاد: بدین معناست که کودک در زمان حال دچار کمبود
انرژی شده است و این کمبود طولانی مدت نبوده است.
سوءتغذیهی مزمن: بدین معناست که کودک در گذشته دچار سوء تغذیه
کمبود پروتئین شده و ممکن است در زمان حال کاملاً طبیعی باشد.
سوءتغذیه حاد و مزمن: بدین معناست که کودک طولانی مدت دچار کمبود
پروتئین انرژی شده بهطوریکه علاوه بر کاهش وزن مبتلا به کوتاه
قدی نیز شده است.
بررسی وضعیت
تغذیهای کودکان پیشدبستانی

مرکز حمایتی
دیگر برای کودکان کار
انجمن حمایت از کودکان کار با همکاری معاونت امور اجتماعی و فرهنگی
شهرداری منطقه 15 تهران، مرکزی حمایتی را برای کودکان کار منطقه در
نظر گرفتند.
مرکز حمایتی کودکان کار منطقهی 15 از مهر ماه 1388 با هدف گسترش
حمایت از کودکان کار و آسیبدیده شروع به فعالیت کرده است.
تیم سیار مددکاری انجمن شامل دو نفر از اعضا با همراهی اتومبیل
مددکار شهر به جذب و شناسایی کودکان کار این منطقه میپردازند.
این پروژهی حمایتی تا پایان اسفندماه 1388 در نظر گرفته شده است.
پروژهی مشترک انجمن حمایت از کودکان
کار با کمیساریای امور پناهندگان سازمان ملل
انجمن حمایت از کودکان کار که در راستای اهداف آموزشی خود با فراهم
آوردن امکانات، به کودکان از تحصیل بازمانده خدمات آموزشی ارائه می ،
در سال جدید تحصیلی توانست گامی دیگر به جلو برداشته و با عقد قرادادی
سهجانبه بین انجمن، وزارت کشور و UNHCR (کمیساریای امور پناهندگان
سازمان ملل) دورهی پیشدبستانی را با افزایش به 2 کلاس برساند. تعداد
شاگردان در این دو کلاس 46 دانشآموز است.
هم اکنون 120 کودک دیگر در لیست انتظار دورهی پیشدبستانی قرار دارند
که در حال حاضر به علت کمبود فضای آموزشی امکان برگزاری کلاس برای این
نونهالان نیست.
بازگشایی
کتابخانهی بامداد
کتابخانهی بامداد بعد از تعمیر و رنگآمیزی و اهدای کتابهای
گوناگون توسط گروهی از خیرین، با حضور پر شور و نشاط کودکان کار ،
میان هیاهوی بوی کتابهای نو و روح تازه در فضای جدید بازگشائی
شد.
به امید اینکه کودکان با کتاب به دنیای بهتری بیندیشند.
ماه مهر، بوی کودکی
16 مهر ماه همزمان با روز کودک، جشن فرارسیدن مهر ماه در انجمن
حمایت از کودکان کار برگزار شد.
در این جشن که با حضور بیش از 430 کودک عضو انجمن برگزار شد، ضمن
گرامیداشت فرارسیدن مهر ماه و روز کودک، با اجرای برنامههای شاد و
آموزشی تلاش شد تا روزی بهیاد ماندنی برای کودکان کار رقم بخورد.
جشن مهر ماه نخستین جشن پس از تعمیرات و رنگآمیزی انجمن به مناسبت
سال جدید تحصیلی بوده است که مانند دیگر برنامهها شرکت کودکان
انجمن در تمام مراحل آن بارز است.
آغاز
سال جدید تحصیلی در انجمن حمایت از کودکان کار
فرارسیدن مهر ماه و سال جدید تحصیلی همیشه با لباس، کیف و کفش نو همراه
است. اما اینجا برای کودکان کار بوی مهری نو از آغوش بازِ مکانی است که
امکان تحصیل را برایشان فراهم میآورد.
همزمان با فرارسیدن مهر ماه و پایان تعمیرات و رنگآمیزی ساختمان انجمن
حمایت از کودکان کار، کلاسهای آموزشی و درسی کودکان عضو انجمن آغاز
شد.
بار دیگر فرسودگی ساختمان
ساختمان "انجمن حمایت از کودکان کار" که در آستانهی ماه مهر به منظور
آمادهسازی و زیباسازی فضای آموزشی مورد تعمیر و رنگآمیزی قرار
گرفته بود، در حین انجام عملیات ساختمانی با مشکل ریزش چاه مواجه شد.
خوشبختانه این اتفاق در زمان تعطیلات تابستانی 10 روزهی کودکان عضو
انجمن صورت گرفت. ساختمان "انجمن حمایت از کودکان کار" جزو بافت فرسوده
محسوب میشود که با توجه به محدودیتهای مالی، هنوز اقدام برای ساخت
فضای آموزشی استاندارد و ایمن امکانپذیر نیست.
این در حالیست که انجمن چندین بار در طی سال به منظور ایمنسازی،
اقدام به تعمیرات ساختمانی مینماید که علاوه بر صرف هزینههای مالی،
هر بار بخشی از فضای آموزشی در طی مدت تعمیرات غیر قابل استفاده
میگردد.
امید است در آیندهای نزدیک با کمک حامیان "کودکان کار" بتوانیم با
ساخت بنائی مناسب، امکان حمایت و تحصیل برای کودکان بیشتری را فراهم
آوریم.
در
انتظار "مهر"
کودکان کار عضو "انجمن حمایت از کودکان کار" پس از پشت سر گذاشتن
امتحانات ترم، 10 روز را در تعطیلات تابستانی سپری میکنند.
این تعطیلات که از 21 شهریور آغاز و تا اول مهر و آغاز سال تحصیلی جدید
ادامه دارد، فرصتی است تا کلاسهای انجمن پس از یکسال تحصیلی، مرمت و
رنگآمیزی شوند. هزینهی انجام این مرمت و بازسازی با کمک یکی از
حامیان انجمن تأمین و نظارت بر حسن انجام کار با کمک چند تن از کودکان
کار دیروز انجمن صورت میگیرد.
آموزش تحصیلی در انجمن حمایت از کودکان کار، با توجه به شرایط گروه
کودکانی که تحت حمایت دارد، در طی 12 ماه سال جریان داشته است.
دهمین
بازارچهی انجمن حمایت از کودکان کار
انجمن حمایت از کودکان کار دهمین بازارچهی خود را در آستانهی ماه
مبارک رمضان برگزار میکند.
در این بازارچه، غذا، غرفهی کودک، محصولات فرهنگی، برنامهی ویژهی
استقبال از ماه مبارک رمضان و... را خواهیم داشت.
مکان: تجریش، خیابان نیاوران، خیابان شهید پورابتهاج (دارآباد)، انتهای
خیابان، کوچهی شهید محبی، به سمت کوه، اردوگاه فرهنگی تربیتی ابوذر
زمان: 30 مرداد 1388، ساعت: 11 الی 22
برای اطلاعات بیشتر میتوانید با انجمن حمایت از کودکان کار تماس حاصل
فرمایید:
تلفن: 9-55576687
مشاهدهی نقشه محل بازارچه

"یک روز به
یاد ماندنی برای کودکان کار"
صدای کودکی با خنده و شادی همراه است، در جشنی به یاد ماندنی 350 کودک
کار، کودکیشان را با خنده و شادی فریاد زدند.
همچون سالهای گذشته در سال 1388 نیز به مناسبت "روز جهانی مبارزه
علیه کار کودک" جشنی برای کودکان کار عضو انجمن بر پا شد. ساعت حرکت 7
صبح پنج شنبه 25 تیر، چشمان کودکان فاصلهی چندانی با خواب نگرفته بود
اما گامهای کوچکشان شتابان به سمت انجمن قدم برمیداشت.
این جشن با حضور بیش از 350 کودک در اردوگاه فرهنگی تربیتی ابوذر واقع
در دارآباد و با اجرای برنامههای مختلف تفریحی-آموزشی برگزار شد. 8
اتوبوس یکی در پی دیگری خیابانهای تهران را از جنوب به شمال طی کردند
تا اینبار خیابانهای شمال شهر به جای بازار کار، میزبان کودکان کار
باشند.
برنامههای این جشن به شرح زیر انجام شد:
- پذیرایی صبحانه: کیک و ساندیس
- آمفیتأتر: سانس اول- عرض خسته نباشید به تلاش یکسالهی کودکان کار
و گرامیداشت این روز، اجرای موسیقی، اجرای تأتر "محلهی شهرفرنگ" توسط
گروه تأتر "انجمن حمایت از کودکان کار"، خواندن بیانیهی جمعی از
کودکان کار عضو انجمن به "مناسبت روز جهانی مبارزه علیه کار کودک"
- محوطهی باز: اجرای مسابقات و سرگرمی
- پذیرایی میانوعده: شیرینی و شربت
- آمفی تأتر: سانس دوم- اجرای برنامهی رنگین کمان از گروه کودک
شبکهی 5 سیما، اجرای موسیقی
- پذیرایی: صرف ناهار
- اهدای یادبود: اهدای هدیهای به رسم یادبود به کودکان کار عضو انجمن
با تشکر ویژه از گروه اجرایی و گروه هماهنگی این جشن و همچنین مجمع
خیرین سازمان دانشآموزی، مدیریت اردوگاه ابوذر و خیرینی که در برآوردن
هزینههای این جشن "انجمن حمایت از کودکان کار" را یاری دادند.
بیانیهی انجمن حمایت از کودکان کار به مناسبت روز جهانی مبارزه علیه
کار کودک
بیانیهی جمعی از کودکان کار
روایتی
مردانه بر مشق "بابا نان داد"
"بابا نان داد" برای کودکان کار، این نانآوران کوچک،
روایتی دیگر است. کلاس ساعت 6 بعدازظهر، پس از فراغت از کار روزانه
آغاز میشود. شاید این از معدود کلاسهایی باشد که شاگردانِ پر
مشغلهاش پیش از آمدن معلم، سر وقت در کلاس نشستهاند. اگر چه
چهرهها خسته از کار روزانه است اما چشمان مشتاقشان معلم را دنبال
میکند و دستان بزرگشان با عشق قلم را میفشارد.
بسیاری از کودکان کار از تحصیل بازمیمانند و بازماندگی از تحصیل
باعث میشود بسیاری از مشکلات پیش رویشان به قوت خویش باقی بمانند.
بخش آموزش انجمن حمایت از کودکان کار برای نخستین بار کلاس ویژهای
برای کودکانی که امکان بهرهمندی از آموزش روزانه را ندارند،
برگزار کرده است.
این کلاس که 18 شاگردش پس از پایان کار روزانه در آن شرکت میکنند
از ابتدای اردیبهشت 88 در سطح مقدماتی آغاز شده است. شاگردان کلاس
متشکل از سه پسر 12 ساله و 15 پسر 18-17 ساله است.
تمامی این شاگردان در طول روز در کارگاه مشغول به کار هستند.

فیلمسازان کوچک در موزهی سینما
"انجمن حمایت از کودکان کار" هنرجویان کلاس فیلمسازی
خود را به موزهی سینما برد.
کلاس فیلمسازی انجمن، زیر نظر "کاوه مظاهری" با 16 هنرجو برگزار
میشود.
علاوه بر این هنرجویان، گروهی از کودکان کار علاقمند به فیلم و
فیلمسازی به صورت جداگانه به موزهی سینما برده شدند.
وسیلهی ایاب و ذهاب این کودکان با همکاری ناحیهی 4 شهرداری منطقه
12 فراهم شد.
چراغ سبز برای کودکان کار
"انجمن حمایت از کودکان کار"، بیش از 40 کودک کار را
برای آشنایی با علائم و قوانین راهنمایی و رانندگی به پارک ترافیک
برد.
در این برنامه که به دعوت و مشارکت بخش اجتماعی ناحیهی 4 شهرداری
منطقه 12 انجام شد، بیش از 40 کودک کار در قالب سه گروه به پارک
ترافیک رفتند. این کودکان با دیدن فیلم و اسلاید و تمرین عملی در
پارک ترافیک با علائم و قوانین راهنمایی و رانندگی آشنا شده و
نکاتی همچون چگونگی رد شدن از خیابانِ یک طرفه و دو طرفه، استفاده
از پل هوایی، عبور از خط عابر پیاده، توجه به چراغ راهنمایی و
رانندگی و چراغ عابر پیاده، استفاده از کمربند ایمنی و.... را
آموختند.
کودکان شرکت کننده در این برنامه، هفت تا 13 سال سن داشته و در
دورهی دبستان مشغول به تحصیل هستند.
"رضا
عباسی" میزبان کودکان کار
کودکان کار عضو "انجمن حمایت از کودکان کار" در قالب سه
گروه از موزهی "رضا عباسی" دیدن کردند.
در این بازدید که به پیشنهاد معلم تاریخ کودکان انجام شد، بیش از
30 کودک به این موزه رفته و مطالب درسی خود را به صورت عینی مشاهده
کردند.
وسیلهی ایاب و ذهاب این کودکان با همکاری ناحیهی 4 شهرداری
منطقه 12 فراهم شد.

خداحافظ بیماری
طرح واکسیناسیون کودکان کار عضو "انجمن حمایت از کودکان
کار" در بخش بهداشت، درمان و تغذیهی انجمن و با همکاری مرکز
بهداشت و درمان شرق تهران انجام شد.
در این طرح واکسنهای هپاتیت، فلج اطفال، سه گانه، دوگانه و MMR
(سرخجه، سرخک و اوریون) به بیش از 200 کودک کار تزریق شد.
این طرح تا واکسینه شدن تمام کودکان کار عضو انجمن ادامه خواهد
داشت.

فرسودگی
ساختمان، سد راه آموزش
حیاط دوم "انجمن حمایت از کودکان کار" که نیمی از کلاسهای آموزشی
انجمن در آن برگزار میگردد، به علت فرسودگی بیش از حد و پرخطر بودن
برای کودکان تحت آموزش به مدت یک ماه تعطیل است.
به دنبال نگرانی مسوولان انجمن از شرایط این ساختمان، دعوت از
کارشناسان به منظور بررسی وضعیت ایمنی ساختمان فوق انجام شد. پس از
بررسیهای صورت گرفته، شرایط غیر ایمن ساختمان مشخص و سپس تخلیه
ساختمان انجام و مقاومسازی آغاز شد. مقاومسازی این ساختمان به
همت شرکت "تناوب" در حال انجام است. این مقاومسازی نهایتاً 2 سال
ایمنی برای این ساختمان به همراه خواهد داشت. شهرداری منطقه 12 قول
همکاری برای ایمن سازی این ساختمان را به "انجمن حمایت از کودکان
کار" داده است. امید میرود با یاری "حامیان کودکان کار" بتوانیم
هر چه زودتر فضای آموزشی مناسبی برای آنان فراهم آوریم.
با حذف نیمی از فضای آموزشی انجمن، تعدادی از کلاسهای درس به مرکز
بازار انجمن انتقال یافت. علاوه بر آن با کم کردن زمان زنگ تفریح
سعی شد کلاسها با فشردگی بیشتری برگزار شود تا از فضای آموزشی
بیشترین استفاده صورت گیرد.
این در حالیست که ساختمانی در همسایگی حیاط اول انجمن نیز تخریب و
4 متر گودبرداری شده است. به پیشنهاد مهندس ناظر این ساختمان برای
امنیت از ریزش احتمالی دیوارهای انجمن، باید یک متر از دیوار فاصله
گرفت. شایان ذکر است بسیاری از اتاقهای انجمن فضای کوچکی داشته که
رعایت فاصلهی یک متر در آنها امکانپذیر نیست. به طور مثال اتاق
بهداشت-تغذیه فضائی حدود 2*1.30 متر است!
روزانه بیش از 400 کودک از خدمات آموزشی "انجمن حمایت از کودکان
کار" بهرهمند میشوند.

دورهی جدید پیش دبستانی به علت کمبود جا برگزار نشد
با تعطیلی حیاط دوم "انجمن حمایت از کودکان کار" برای تعمیرات، به
دلیل کمبود فضای آموزشی دورهی جدید پیشدبستانی تشکیل نشده است.
از میان 41 کودک ثبت نام شده، تعداد 10 کودک که از سن بالاتری
برخوردار بوده و هیچ آموزشی ندیده بودند در یک دورهی فشردهی 20
روزه در دفتر آموزش "انجمن حمایت از کودکان کار" از آموزش مقدماتی
برخوردار شده و وارد کلاس اول شدند.
31 کودک دیگر همچنان در انتظار کلاس خالی برای تشکیل دورهی
آموزشیشان هستند.
سوت ورزش برای
گامهای کودکان کار
پیش از شروع کار روزانه، پیش از کلاس درس و مشق، صدای هماهنگ
گامهای کودکان کار در مسیر ورزش شنیده میشود. یک، دو، سه، به سوی
پارک خواجوی کرمانی!
بیش از یک ماه است که ورزش صبحگاهی با همکاری شهرداری ناحیهی 4
منطقهی 12 پنج روز در هفته برای کودکان عضو انجمن برگزار میشود.
این برنامه با حضور 30-15 کودک از 8 تا 9 صبح در پارک خواجوی
کرمانی زیر نظر آقای"جمال عبدی"، کارشناس محترم شهرداری ناحیه 4
انجام میشود.
حضور در این کلاس برای تمام کودکان آزاد است. کودکانی که در این
ساعت کلاس آموزشی نداشته باشند میتوانند در این برنامه شرکت کنند.

یک روز در اردو
با همکاری مجمع خیرین سازمان دانش آموزی، 30 نفر از دانشآموزان
چهارم دبستان عضو انجمن به اردوی یک روزه رفتند.
در این اردو که در راستای اهداف تفریحی- فرهنگی انجمن در "میگون"
برگزار شد، گذشته از یک روز شاد و مفرح، کودکان، کار گروهی و رفتار
جمعی را تمرین کردند.
تأتر به روایت کودکی
مقدمات آموزش بازیگری تأتر توسط "نوید صدیقی"، عضو 17 سالهی
"انجمن حمایت از کودکان کار" به 12 نفر عضو گروه تأتر انجمن آموزش
داده میشود.
"نوید صدیقی" چهار سال دورهی بازیگری سینما و تأتر خود را در
"دانشکدهی سینما و تأتر"، "ادارهی تأتر" و ... زیر نظر اساتیدی
همچون "عبدا... حسینی"، "وحید نگاه"، "مرتضوی" و "ولیا... مومنی"
گذرانده و همینطور آواز را در "خانهی هنرمندان" و زیر نظر "خانم
ونک" آموخته است. او در فیلم کوتاه "در" به کارگردانی "شفق چوپان"،
سریال "هزار رنگ" به کارگردانی "وحید نگاه" (برای شبکهی
افغانستان) و تأترهای "محاکمه" و "مهاجران" به کارگردانی "عبدا...
حسینی" بازی کرده است.
او که روزی کار خود را از "انجمن فرهنگیان افغان" آغاز کرده بود،
در نبود مربی، مبانی تأتر همچون بیان، بدن و ... را به همگروهانش
آموزش میدهد تا مربی مربوط به گروه آنان ملحق شود. این کلاس
مقدماتی یک روز در هفته به مدت دو ساعت و نیم برگزار میشود.
آموزش حق همهی کودکان است
تعدادی از کودکان عضو "انجمن حمایت از کودکان کار" برای گرفتن مدرک
رسمی پایان دورهی راهنمایی در امتحانات طرح جامع آموزش و پرورش
شرکت کردند.
کلاسهای تقویتی این بخش با کمک گروهی از داوطلبان و زیر نظر بخش
آموزش انجمن انجام شد.
مادران در
کلاس سوادآموزی
دورهی جدید کلاس سوادآموزی مادران برگزار شد. این دورهی
سوادآموزی با حضور 12 تن از مادران کودکان تحت پوشش، از اواسط
اردیبهشت برگزار شده است. در این دوره پایهی مقدماتی نهضت
سوادآموزی (شامل کلاس اول و دوم) تدریس میشود.
انجمن حمایت از کودکان کار همکار آموزش عالی
20 نفر دانشجوی کارورز در سال تحصیلی 89-1388 دورهی کارورزی رشته
"مددکاری اجتماعی" را در بخش مددکاری "انجمن حمایت از کودکان کار"
گذراندند.
این کارورزان از دانشگاههای علامه طباطبایی، آزاد رودهن، شاهد و
تربیت معلم بودند. تاکنون بیش از 50 دانشجو دورهی کارورزی خود را
در بخش مددکاری این انجمن گذراندهاند.
گزارشی از پروژه مشترک انجمن
با یونیسف 1
گزارشی از پروژه مشترک انجمن
با یونیسف 2
جشن عید و پایان سال با حضور بیش از 700 کودک
دوشنبه 26 اسفند در حیاط انجمن، یک سال شادی
کودکان را جشن گرفتیم و به استقبال سال جدید رفتیم.
برنامههای تئاتر، مسابقه و موسیقی توسط گروه مدعو برگزار شد و
گروههای مختلفی از کودکان عضو، موسیقیهای محلی اجرا کردند.
عکسها را ببینید ...
آموزش
کاشت گل و گیاه به کودکان انجمن
کلاس آموزش کاشت گل و گیاه برای 55 نفر از کودکان 7-10 سالهی عضو
انجمن توسط کارشناسان بخش فضای سبز شهرداری منطقه 12 برگزار گردید. این
کلاسها در 2 روز با موضوعات زیر برگزار گردید.
- تشریح قسمتهای انواع گل، ریشه، ساقه
- معرفی گلهای مختلف و ارزیابی مشاهدهی کودکان از محیط زیست اطراف
-
نقاشی کودکان از گل مورد علاقهشان
- نحوهی کاشت گل و گیاه و لوازم آن
- کاشت عملی گل و گیاه
کانون "اسم" در ادامهی فعالیتهای خود، پس از اهدای 293 جلد کتاب
به کتابخانهی انجمن، به دبستان روستای مصر نیز تعداد 200 جلد کتاب
اهدا کرد.
انجمن حمایت از کودکان کار ضمن تحسین این حرکت آموزشی-فرهنگی کانون
اسم، از ایجاد فرصتی برای انجمن، که با فرستادن نمایندهی در شادی
کودکان روستای مصر سهیم باشد، قدردانی و تشکر مینماید.
گزارش
نمایندهی انجمن از سفر به روستای مصر
مرکز بازار انجمن حمایت از کودکان کار واقع در بازار سید اسماعیل که در
اردیبشهت 86 افتتاح شده بود، پس از مرمت و نقاشی با حضور دوستان کانون
اجتماعی ایران سرزمین ما، شهرداری منطقه 3 و جمعی از بچههای عضو انجمن
فعالیت خود را از سر گرفت .
انجمن حمایت از کودکان کار ضمن سپاس و تقدیر از کانون اجتماعی ایران
سرزمین ما برای اهدای 293 عنوان کتاب به کتابخانه، توجه کانون " اسم"
را به کودکان کار تحسین مینماید.